برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1294 100 1

Stew

/ˈstuː/ /stjuː/

معنی: نگرانی، گرمی، تاس کباب، داغی، اهسته جوشانیدن، اهسته پختن، با اتش ملایم پختن، دم کردن
معانی دیگر: آرام پختن، آب پز کردن، آهسته جوشاندن، (از گرما) کلافه شدن، خیس عرق شدن، (از شدت اضطراب و غیره) به خود پیچیدن، جوش زدن، خورش، آزردگی، کلافه شدگی، ناراحتی، جوش زنی، بی تابی، دلواپسی، آب پز شدن، آهسته جوشیدن، (قدیمی - معمولا جمع) فاحشه خانه، مخفف: stewardess

بررسی کلمه Stew

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: stews, stewing, stewed
• : تعریف: to cook by boiling slowly or simmering, usu. in a closed pot or other lidded vessel.
مترادف: simmer
مشابه: boil, cook, fricassee, seethe, steep
فعل ناگذر ( intransitive verb )
عبارات: stew in one's own juice
(1) تعریف: to undergo cooking by slow boiling or simmering, usu. in a closed or lidded vessel.
مترادف: simmer
مشابه: boil, cook, steep

(2) تعریف: to suffer from oppressive heat or stifling conditions.
مترادف: suffocate, swelter
مشابه: boil, perspire, stifle, sweat, wilt

(3) تعریف: to be agitated, worried, or annoyed; fret.
مترادف: fret, fuss, worry
مشابه: brood, chafe, fume, seethe, simmer, sulk

- She'll stew until the children get home.
[ترجمه دلارام] او می خواهد (خورش) تازمانی که بچه ها می آیند بجوشد
|
[ترجمه محمد م] تا زمانی که بچه ها به منزل برسند، او از نگرانی به خود خواهد پیچید ( او ناراحت و نگران خواهد بود )
...

واژه Stew در جمله های نمونه

1. stew in one's own juice
عاقبت اعمال خود را چشیدن،از کرده‌ی خود رنج بردن

2. beef stew
تاس‌کباب گوشت گاو

3. beef stew
تاس کباب گوشت گاو

4. meat and vegetable stew
خورش قورمه سبزی

5. he decided not to stew over his son's misdeeds any more
تصمیم گرفت که دیگر درباره‌ی سیاهکاری‌های پسرش جوش نزند.

6. to go into a stew
کلافه شدن یا به خود پیچیدن

7. he is caught in a stew
بد جوری گرفتار شده است.

8. Stew the pears in red wine for a couple of hours.
[ترجمه ترگمان] برای یه چند ساعت \"اس - - ت - - وی - - ی\"، \"اس - - ت - - وی - - ی\" رو بده
[ترجمه گوگل]چند ساعت در گلدان قرمز بخورید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I'm making a stew for lunch.
[ترجمه ترگمان]برای ناهار تاس درست می‌کنم
[ترجمه گوگل]من برای ناهار بخورم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف Stew

نگرانی (اسم)
pother , anxiety , worry , solicitude , stew , pine , umbrage
گرمی (اسم)
cordiality , heat , stew , zeal , fervor , ardor , mettle , fervency , warmth , glow , zing , rut
تاس کباب (اسم)
stew
داغی (اسم)
torridity , stew , torridness
اهسته جوشانیدن (فعل)
stew
اهسته پختن (فعل)
stew
با اتش ملایم پختن (فعل)
braise , stew
دم کردن (فعل)
infuse , brew , stew , steepen

معنی عبارات مرتبط با Stew به فارسی

عاقبت اعمال خود را چشیدن، از کرده ی خود رنج بردن
کماجدان
(در اصل مربوط به ایالت های جنوبی امریکا) تاس کباب گوشت خرگوش یا سمور (و گاهی گوشت مرغ) با لوبیا و پیاز و بامیه و گوجه فرنگی و غیره
تاس کباب ایرلندی (گوشت گوسفند و پیاز و سیب زمینی و سبزی)، طاس کباب
(آبگوشتی که از بخش پس مانده ی خوراک های قبلی درست شده است) آبگوشت چهل تکه، آبگوشت مسکینان
(خوراک پزی) سوپ صدف خوراکی

معنی کلمه Stew به انگلیسی

stew
• dish of meat and vegetables that is cooked by simmering; state of worry or confusion, agitated state; whorehouse, brothel (archaic)
• cook at a slow boil, simmer; be cooked at a slow boil; worry, be anxious, fret (informal); swelter, suffer from heat or humidity (informal)
• a stew is a meal made by cooking vegetables, and usually meat, in liquid at a low temperature.
• if you stew meat, vegetables, or fruit, you cook them slowly in liquid in a closed dish.
• stewing beef, steak, or lamb is meat that is intended to be stewed.
stew in one's own juice
• be in the situation that one has created for oneself; brood over one's anger or dissatisfaction
irish stew
• stew of boiled meat and vegetables

Stew را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابوذر.ف
خورشت
نگین
خورشت
سارا
خورشت
جوشیدن آب پز شدن
Yekta
خورشت
EHSAN
خورشت
اميد
خورشت
aylrw
خورشت
Nafas
خورشت
*
stew:noun:food made of meat and vegetables, cooked slowly in liquid
stew:verb:to cook food slowly in liquid
1:خورش(خورشت)
2:آرام پختن،آب پز کردن
Samira
خورشت
آهسته پختن
A.A
خورشت
Sara
خوراک
سارا
خوراک
saba
گوشت کبابی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی stew
کلمه : stew
املای فارسی : ستو
اشتباه تایپی : سفثص
عکس stew : در گوگل

آیا معنی Stew مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )