انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 952 100 1

Stolid

تلفظ stolid
تلفظ stolid به آمریکایی/ˈstɑːləd/ تلفظ stolid به انگلیسی/ˈstɒlɪd/

معنی: بی عاطفه، بی حس، فاقد احساس، بی حال، بلغمی
معانی دیگر: پوست کلفت، عاری از حساسیت و احساس، انگیزناپذیر، بی درد، تهییج نشدنی، تاثرناپذیر

بررسی کلمه Stolid

صفت ( adjective )
مشتقات: stolidly (adv.), stolidity (n.), stolidness (n.)
• : تعریف: neither feeling nor showing much range of emotion; impassive.
مترادف: impassible, impassive, phlegmatic, unemotional
متضاد: emotional, excitable, moody, sensitive
مشابه: apathetic, bovine, calm, dull, imperturbable, indifferent, insensitive, obtuse, stoic, unfeeling, unflappable

- The stolid bodyguard remained calm and in control.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] محافظ stolid خونسرد و خونسرد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] محافظ محرمانه آرام و کنترل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The new vice principal was a stolid disciplinarian.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مدیر جدید، a stolid بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] معاون جدید مدیر انضباطی کلاسیک بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Stolid در جمله های نمونه

1. He's a very stolid, serious man.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مرد جدی و خشنی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مرد بسیار جدی و جدی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He glanced furtively at the stolid faces of the two detectives.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به چهره‌های عبوس دو کارآگاه نگاه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در چهره های خیره کننده دو کارآگاه مورد بررسی قرار گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He conceals his feelings behind a rather stolid manner.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او احساسات خود را در ورای رفتار rather پنهان می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او احساسات خود را پشت یک شیوه ای غریب قرار می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. But the exit of his stolid and respected predecessor, William J. . Perry, provokes worry and doubt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما راه خروج his و respected، ویلیام ج … پری، نگرانی‌ها و تردید را تحریک می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما خروج سلفی محکم و محترم او، ویلیام ج پری، موجب نگرانی و تردید می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The drawbacks of this relationship are its stolid dullness and its tendency to focus power in a small circle of people.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معایب این رابطه stolid و گرایش آن به تمرکز قدرت در یک دایره کوچک از افراد هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نقاط ضعف این رابطه، خستگی شدید و گرایش به تمرکز قدرت در یک دایره کوچک مردم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Director Thor Steingraber displayed little more than stolid, but unambitious traffic-directing skills.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تور Steingraber کارگردان تور Thor کمی بیش از حد stolid اما عاری از جاه‌طلبی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارگردان Thor Steingraber بیش از مهارت های مدیریتی ترافیکی و بی نظیر نشان داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Gedge largely preferred late night debates to attending stolid committee meetings in upstairs pub rooms or pushing by-election leaflets through doors.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Gedge عمدتا بحث‌های دیروقت شب را ترجیح می‌دادند تا در جلسات کمیته stolid در اتاق‌های عمومی طبقه بالا شرکت کنند و یا برگه‌های تبلیغاتی را از طریق درها وارد کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Gedge عمدتا مذاکرات دیرهنگام را برای شرکت در جلسات کمیته های مجلل در اتاق های پذیرایی در طبقه بالا و یا فشار دادن برگه های انتخاباتی از طریق درب ها را ترجیح داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The stolid chugging, the intense revving of big diesels, the bass throb: it all signalled heavy machinery at work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صدای chugging که به گوش می‌رسید، صدای ضربان شدید صدای بم، صدای بم، صدای موسیقی که در محل کار به گوش می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شبیه سازی شدید، چرخش شدید دیزل های بزرگ، باس همه آن را به ماشین های سنگین در کار نشان داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Mark sat stolid and silent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مارک stolid و ساکت نشسته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علامت گذاری به عنوان صاف و خاموش
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A stolid, red-faced clergyman without wit or humour, he contrived to make any and every subject dull.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک کشیش stolid با صورتی سرخ، بدون شوخی یا شوخی، موفق شد هر موضوعی را ملال‌آور کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روحانی سرخ پوست قرمز و بدون شوخ طبعی و طنز، او را مجبور کرد که هر و هر موضوع را باطل کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Louis presents itself as a red brick city, stolid and low, with echoes of its heavy manufacturing past.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لویی خود را به عنوان یک شهر آجری قرمز، stolid و پایین، با echoes از گذشته تولیدی خود عرضه می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لوئیس خود را به عنوان یک شهر آبی قرمز، با استعداد و کم، با انعکاس از تولید سنگین خود را گذشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Zenobia, as stolid as an old and mighty warrior.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Zenobia، مانند یک جنگجوی پیر و مقتدر، بی stolid
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Zenobia، به عنوان سرگردان به عنوان یک جنگجو قدیمی و توانا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Sobakevitch was as stolid as ever.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Sobakevitch مثل همیشه سرد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Sobakevitch به همان اندازه محکم بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. But "Good Pope John, " a stolid career diplomat for the Vatican, surprised everyone by announcing a year later that he was convening the Second Vatican Council, a major event in church history.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما \"پاپ مهربان\"، \"یک دیپلمات حرفه‌ای\" برای واتیکان، همه را با اعلام یک سال بعد اعلام کرد که او شورای دوم واتیکان را تشکیل می‌دهد که رویدادی مهم در تاریخ کلیسا است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما 'خوب پاپ جان'، یک دیپلمات حرفه ای شغلی برای واتیکان، همه ساله با اعلام یک سال بعد که او شورای دوم واتیکان را برگزار کرد، یک رویداد بزرگ در تاریخ کلیسا است، همه را شگفت زده کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Stolid

بی عاطفه (صفت)
soulless , cruel , callous , heartless , unfeeling , stolid , insensitive , inhuman , obdurate , cold-blooded , cold-hearted , insensate , impassive , unkind
بی حس (صفت)
senseless , passive , dead , vapid , torpid , obtuse , insentient , insensible , callous , unfeeling , stolid , insensitive , numb , impassible , insensate , impassive
فاقد احساس (صفت)
stolid , impassible
بی حال (صفت)
passive , weak , torpid , slothful , stolid , nonchalant , indifferent , inactive , languid , insensate , lethargic , lackadaisical , supine
بلغمی (صفت)
stolid , mucoid , pituitary , lymphatic

معنی کلمه Stolid به انگلیسی

stolid
• unemotional, impassive; dull, stupid
• stolid people do not show much emotion.

Stolid را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Stolid

دانا هوشنگی ١١:١٠ - ١٣٩٨/٠٤/٢١
بی عاطفه
|

پیشنهاد شما درباره معنی Stolid



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی stolid
کلمه : stolid
املای فارسی : ستلید
اشتباه تایپی : سفخمهی
عکس stolid : در گوگل


آیا معنی Stolid مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )