برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1290 100 1

Stores

واژه Stores در جمله های نمونه

1. stores were seething with norooz shoppers
خریداران نوروزی در مغازه‌ها غلغله به پا کرده بودند.

2. chain stores
فروشگاه‌های زنجیری (یا زنجیره‌ای)

3. our stores of amunition were runnig low
ذخایر مهمات ما داشت تهی می‌شد.

4. people rushed to stores to buy food
مردم برای خرید خواروبار به فروشگاه‌ها هجوم آوردند.

5. floor traffic in our stores has increased
رفت و آمد در صحن فروشگاه‌های ما زیادتر شده است.

6. he operates three grocery stores
او سه فروشگاه را می‌گرداند (اداره می‌کند).

7. he owns a variety of stores
او صاحب چندین نوع مغازه است.

8. the opening of two new stores
گشایش دو فروشگاه جدید

9. we priced fabrics at several stores
در چندین مغازه پارچه قیمت کردیم.

10. losses due to theft at clothing stores
زیان‌های ناشی از سرقت در فروشگاه‌های لباس

11. a little before norooz, people were herding into stores
کمی پیش از نوروز مردم گوسفندوار به فروشگاه‌ها هجوم می‌آوردند.

12. the withdrawal of a dangerous product from the stores
...

معنی عبارات مرتبط با Stores به فارسی

سمساری
(نیروی دریایی امریکا) کالاهای متفرقه که برای فروش به ملوانان درکشتی یا پایگاه دریایی انبار می شود

معنی کلمه Stores به انگلیسی

stores
• provisions, supplies (food, clothing, weapons); provisions on board needed for running a ship
chain of stores
• number of branches of the same store scattered throughout an area
chain stores
• branches of stores which belong to a larger company
small stores
• supplies for navy soldiers that are charged to their salaries
training stores
• collection of equipment and methods used for training soldiers and preparing them for war (i.e. shooting targets, obstacle training course)
warlike stores
• necessary equipment used in battle, weapons and ammunition

Stores را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Dictionary
ذخیره گاه_ انبار کردن
Sh
مغازه ها
محدثه فرومدی
مخازن، ذخایر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Stores مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )