برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1289 100 1

Straining

واژه Straining در جمله های نمونه

1. the wrestlers were panting and straining
کشتی گیران نفس نفس می‌زدند و تقلا می‌کردند.

معنی عبارات مرتبط با Straining به فارسی

علوم مهندسى : تغییر بعد نسبى در حالت سرد

معنی Straining در دیکشنری تخصصی

Straining
[نساجی] صافی کردن
[نساجی] پارچه صافی - پارچه ای جهت صاف کردن خمیر چاپ و یا پیگمان
[نساجی] مکانیزم صاف کردن - مکانیزم کشش

Straining را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سپید ناناز
از صافی رد کردن
سیداسماعیل ملک شادخت
(زور زدن) در هنگام یبوست
البرز
تقلا کردن، خود را به این ور و آن ور زدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Straining مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )