برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1281 100 1

Suggest

/səgˈdʒest/ /səˈdʒest/

معنی: پیشنهاد کردن، اظهار کردن، تلقین کردن، اشاره کردن بر، بفکر خطور دادن
معانی دیگر: توصیه کردن، نظردادن، الهام گرفتن، به فکر رسیدن، حاکی بودن، خبر دادن (از)، رهنمون شدن، ایجاب کردن، نیوشاندن

بررسی کلمه Suggest

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: suggests, suggesting, suggested
مشتقات: suggestingly (adv.), suggester (n.)
(1) تعریف: to put forth for consideration; propose.
مترادف: advance, offer, proffer, propose, propound
مشابه: advise, advocate, bid, counsel, introduce, pose, present, raise, recommend, submit, tender, urge

- The guidance counselor suggested several options.
[ترجمه ترگمان] مشاور راهنما چندین گزینه را پیشنهاد کرد
[ترجمه گوگل] مشاور راهنما پیشنهاد چند گزینه ای کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He suggested that they go to lunch now and resume the meeting later.
[ترجمه ترگمان] او پیشنهاد کرد که آن‌ها هم اکنون برای ناهار بروند و بعد از آن جلسه را ازسر بگیرند
[ترجمه گوگل] او پیشنهاد کرد که آنها به ناهار می روند و بعدا از سر می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I suggested that he limit the letter to one typed page.
[ترجمه ترگمان] پیشنهاد کردم که نامه را به یک صفحه تایپ کند
[ترجمه گوگل] پیشنهاد کرد که نامه را به یک صفحه تایپ محدود کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر ...

واژه Suggest در جمله های نمونه

1. i suggest that you leave now
توصیه می‌کنم که اکنون بروی.

2. to suggest a remedy
درمانی را پیشنهاد کردن

3. What do you suggest I order?
[ترجمه A.A] چه پیشنهاد می کنید که سفارش دهم
|
[ترجمه rrr] چه پیشنهادی دارید که سفارش دهم؟
|
[ترجمه ترگمان]پیشنهاد می‌کنی چی سفارش بدم؟
[ترجمه گوگل]پیشنهاد من به شما سفارش می دهید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It is ludicrous to suggest that I was driving under the influence of alcohol.
[ترجمه Samaa] بیانِ اینکه من تحت تاثیرِ الکل در حالِ رانندگی بودم مضحک است|
...

مترادف Suggest

پیشنهاد کردن (فعل)
submit , motion , advance a proposal , offer , propose , suggest , bid , hold forth , propound , proffer , move a proposal , propone
اظهار کردن (فعل)
express , profess , declare , affirm , suggest , allude , froth , import , state
تلقین کردن (فعل)
suggest , insinuate , insufflate , inculcate , indoctrinate
اشاره کردن بر (فعل)
suggest , infer , indicate
بفکر خطور دادن (فعل)
suggest

معنی Suggest در دیکشنری تخصصی

suggest
[ریاضیات] مبین این است، پیشنهاد کردن، توصیه کردن، اظهار نظر کردن

معنی کلمه Suggest به انگلیسی

suggest
• propose, mention; recommend as suitable; imply, hint; evoke, call to mind
• if you suggest something, you put forward a plan or idea for someone to consider.
• if one thing suggests another, it implies it or makes you think that it is the case.
suggest itself
• occurred to him, crossed his mind
suggest relabeling
• recommend placing new labels, propose attaching new labels

Suggest را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Noori
گمان کردن
Hadis
نشان دادن
nasi
نظر دادن _پیشنهاد کردن
idea
mahdi
ارائه کردن
محمد علیزاده
Show some thing
عماد
بیانگر
علی اصغر سلحشور
خاطر نشان ساختن
A.Q
To offer some one to do an activity
boshrabaran
ایجاب کردن
فرح
معرفی کردن
For example
Can you suggest a good restaurant
میشه یه رستوران خوب معرفی کنید
محدثه فرومدی
he suggests that...= پیشنهاد وی ... است
محدثه فرومدی
مطرح کردن، طرح کردن، پیشنهاد دادن
tinabailari
suggest (v.) یعنی پیشنهاد کردن
suggestion (n.) یعنی پیشنهاد و نظر
she suggested going to the park
او پیشنهاد کرد که به پارک برویم 5️⃣
میلاد علی پور
گفتن، نشان دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی suggest
کلمه : suggest
املای فارسی : ساجست
اشتباه تایپی : سعللثسف
عکس suggest : در گوگل

آیا معنی Suggest مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )