انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1066 100 1

Supporting

تلفظ supporting
تلفظ supporting به آمریکایی/səˈpɔːrtɪŋ/ تلفظ supporting به انگلیسی/səˈpɔːtɪŋ/

معنی: معین، متحمل
معانی دیگر: (فیلم و تئاتر و غیره) دارای نقش های فرعی یا ثانوی یا کمکی

بررسی کلمه Supporting

صفت ( adjective )
• : تعریف: in theater and film, designating a performer or role less important than the lead or leads.

واژه Supporting در جمله های نمونه

1. supporting a paralyzed husband and three children was hard on her
ترجمه تاءمین مخارج شوهر افلیج و سه فرزند برای آن زن طاقت‌فرسا بود.

2. a supporting actor
ترجمه بازیگر دارای نقش کمکی

3. The university has a long tradition of supporting the arts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دانشگاه سنت طولانی حمایت از هنر را دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دانشگاه دارای سابقه طولانی در حمایت از هنر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Supporting also have the chance to you but eliminated belongs to me and mesmerizing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حمایت از شما هم چنین فرصتی را برای شما خواهد داشت، اما این شانس به من و مسحور کننده تعلق دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حمایتی نیز برای شما فرصتی فراهم می کند اما از بین می رود متعلق به من و مسحور کردن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Your job as a supporting actor is to play np to the leading character.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وظیفه شما به عنوان یک بازیگر پشتیبان، بازی کردن np با شخصیت برجسته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شغل شما به عنوان یک بازیگر پشتیبانی کننده این است که بازی را به شخصیت اصلی هدایت کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Most supporting bands tend to be youngsters, and rarely upstage the star.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکثر گروه‌های حامی تمایل دارند نوجوان باشند و به ندرت ستاره را جذب می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیشتر گروه های حمایت کننده تمایل دارند که جوان باشند و به ندرت ستاره را پرورش دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He sat up, supporting himself on his good arm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بلند شد و دست راستش را گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نشست و خود را در بازوی خوبش پشت سر گذاشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He alternated between supporting me and opposing me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به من اجازه می‌داد که از من حمایت کند و با من مخالف باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بین حمایت از من و مخالفت با من متناوب شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We are committed to supporting democracy and reform in the region.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما متعهد به حمایت از دموکراسی و اصلاحات در منطقه هستیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما متعهد به حمایت از دموکراسی و اصلاحات در منطقه هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The American public stopped supporting the war in Vietnam.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردم آمریکا از جنگ ویتنام حمایت کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردم آمریکا متوقف شد و حمایت از جنگ در ویتنام را متوقف کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The government is dusting off schemes for supporting creative industries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت طرح‌هایی را برای حمایت از صنایع خلاقانه پاک می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت طرح هایی برای حمایت از صنایع خلاق را خنثی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The movie featured Robert Lindsay in a supporting role .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این فیلم نقش رابرت لیندسی را در نقش حمایتی بازی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فیلم رابرت لیندزی در نقش حمایت کننده ایفا کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. She had a small supporting part in the play.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نقش کوچکی در بازی داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بخش کوچکی در بازی داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Hamstrings are supporting muscles at the back of the thigh.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]hamstrings از ماهیچه‌های پشت ران حمایت می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همسترینگ عضلات پشت ران را پشتیبانی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Supporting

معین (صفت)
certain , helping , given , aiding , specified , determined , defined , auxiliary , appointed , fixed , assigned , regular , supporting , thetic , thetical
متحمل (صفت)
suffering , bearing , enduring , supporting

معنی Supporting در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] نگهداری - [استخراج] نگهداری به فرایندی گفته می شودکه طی آن ،بانصب سیستم هایی مانند چوب،قاب های فلزی ودیوارسازی ،ازحرکت سنگهای اطراف تونل جلوگیری شده ونیزوزن قطعات سست که امکان سقوط دارند،به وسیله این سیستم تحمل می شود.
[حسابداری] فعالیتهای پشتیبانی کننده
[حقوق] استدلالات مؤید ادعا
[عمران و معماری] تیر حمال
[زمین شناسی] تیر حمال
[سینما] بازیگران نقشهای فرعی
[حسابداری] مدارک مثبته
[عمران و معماری] نیروی پایستار
[ریاضیات] ابر صفحه ی حائل
[زمین شناسی] قضیه ابرصفحه پشتیبان
[آمار] قضیه اَبَرصفحه پشتیبان
[ریاضیات] اهرم بندی نگاه دارنده
[سینما] نقش تقویت کننده

معنی کلمه Supporting به انگلیسی

supporting
• providing support; encouraging, comforting; able to bear a weight or load
supporting arms
• weapons used for security or for support fire
supporting beam
• rafter, long log or metal beam that is used as to hold up other structures
supporting environment
• psychological environment which provides an individual with a feeling of love and warmth
supporting force
• force which provides assistance to another force
supporting role
• secondary role, minor role
supporting unit
• unit which provides assistance to another unit
supporting wall
• wall that is built to hold up a structure
self supporting
• a self-supporting company, scheme, and so on earns enough money to continue without needing financial help from anyone else.

Supporting را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

شاهین حسینی راد ١٨:٥٦ - ١٣٩٦/٠٦/٠٩
حامی
|

مهرداد ١٤:٢٦ - ١٣٩٦/١٠/٢٧
جانبی
|

مهرداد ١٠:٣١ - ١٣٩٦/١٠/٣٠
مجازا و تبعا به معنای ضروری هم هست
|

آیدا ١٤:١٤ - ١٣٩٧/٠٤/١٦
پشتیبانی
|

Shabnam ١٧:٣١ - ١٣٩٨/٠٥/١٧
پشتوانه
|

آتنا ٢٠:٠٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٩


جانبی


|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نگار > lagophthalmos
محدثه فرومدی > qualify
سالین > هنبانه بورینه
محمد رومزی > discriminant validity
منصوره > do your bit
یونس > نام قدیم سنندج
حمید > مراسم بزرگداشت
محدثه فرومدی > international

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی supporting
کلمه : supporting
املای فارسی : ساپورتینگ
اشتباه تایپی : سعححخقفهدل
عکس supporting : در گوگل


آیا معنی Supporting مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )