برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1323 100 1

Supporting

/səˈpɔːrtɪŋ/ /səˈpɔːtɪŋ/

معنی: معین، متحمل
معانی دیگر: (فیلم و تئاتر و غیره) دارای نقش های فرعی یا ثانوی یا کمکی

بررسی کلمه Supporting

صفت ( adjective )
• : تعریف: in theater and film, designating a performer or role less important than the lead or leads.

واژه Supporting در جمله های نمونه

1. supporting a paralyzed husband and three children was hard on her
تاءمین مخارج شوهر افلیج و سه فرزند برای آن زن طاقت‌فرسا بود.

2. a supporting actor
بازیگر دارای نقش کمکی

3. The university has a long tradition of supporting the arts.
[ترجمه ترگمان]این دانشگاه سنت طولانی حمایت از هنر را دارد
[ترجمه گوگل]دانشگاه دارای سابقه طولانی در حمایت از هنر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Supporting also have the chance to you but eliminated belongs to me and mesmerizing.
[ترجمه ترگمان]حمایت از شما هم چنین فرصتی را برای شما خواهد داشت، اما این شانس به من و مسحور کننده تعلق دارد
[ترجمه گوگل]حمایتی نیز برای شما فرصتی فراهم می کند اما از بین می رود متعلق به من و مسحور کردن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Your job as a supporting actor is to play np to the leading character.
[ترجمه ترگمان]وظیفه شما به عنوان یک بازیگر پشتیبان، بازی کردن np با شخصیت برجسته است
[ترجمه گوگل]شغل شما به عنوان یک بازیگر پشتیبانی کننده این است که بازی را به شخصیت اصلی هدایت کنید
[ترجمه شما] ت ...

مترادف Supporting

معین (صفت)
certain , helping , given , aiding , specified , determined , defined , auxiliary , appointed , fixed , assigned , regular , supporting , thetic , thetical
متحمل (صفت)
suffering , bearing , enduring , supporting

معنی Supporting در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] نگهداری - [استخراج] نگهداری به فرایندی گفته می شودکه طی آن ،بانصب سیستم هایی مانند چوب،قاب های فلزی ودیوارسازی ،ازحرکت سنگهای اطراف تونل جلوگیری شده ونیزوزن قطعات سست که امکان سقوط دارند،به وسیله این سیستم تحمل می شود.
[حسابداری] فعالیتهای پشتیبانی کننده
[حقوق] استدلالات مؤید ادعا
[عمران و معماری] تیر حمال
[زمین شناسی] تیر حمال
[سینما] بازیگران نقشهای فرعی
[حسابداری] مدارک مثبته
[عمران و معماری] نیروی پایستار
[ریاضیات] ابر صفحه ی حائل
[زمین شناسی] قضیه ابرصفحه پشتیبان
[آمار] قضیه اَبَرصفحه پشتیبان
[ریاضیات] اهرم بندی نگاه دارنده
[سینما] نقش تقویت کننده

معنی کلمه Supporting به انگلیسی

supporting
• providing support; encouraging, comforting; able to bear a weight or load
supporting arms
• weapons used for security or for support fire
supporting beam
• rafter, long log or metal beam that is used as to hold up other structures
supporting environment
• psychological environment which provides an individual with a feeling of love and warmth
supporting force
• force which provides assistance to another force
supporting role
• secondary role, minor role
supporting unit
• unit which provides assistance to another unit
supporting wall
• wall that is built to hold up a structure
self supporting
• a self-supporting company, scheme, and so on earns enough money to continue without needing financial help from anyone else.

Supporting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهرداد
جانبی
مهرداد
مجازا و تبعا به معنای ضروری هم هست
آیدا
پشتیبانی
Shabnam
پشتوانه
آتنا


جانبی


سحر
حمایتی
میلاد علی پور
تأییدکننده، تاکید کننده، تصدیقی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی supporting
کلمه : supporting
املای فارسی : ساپورتینگ
اشتباه تایپی : سعححخقفهدل
عکس supporting : در گوگل

آیا معنی Supporting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )