برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1321 100 1

Surfer

واژه Surfer در جمله های نمونه

1. But to the surfer, it has no limits.
[ترجمه ترگمان]اما برای موج‌سواری، هیچ محدودیتی ندارد
[ترجمه گوگل]اما به سرپرست، هیچ محدودیتی ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The surfer wades out some distance, and waits for a good-sized wave.
[ترجمه ترگمان]موج‌سواری کمی فاصله خود را به هم می‌زند و منتظر یک موج خوب است
[ترجمه گوگل]سرپرست از فاصله کمی فاصله می گیرد و برای یک موج با اندازه مناسب انتظار می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He opens a surfer shop in Ames, Iowa, right down the street from the tractor repair shop.
[ترجمه ترگمان]او یک فروشگاه موج‌سواری در ایمز، آیوا، را درست پایین خیابان فروشگاه تعمیر تراکتور باز می‌کند
[ترجمه گوگل]او یک فروشگاه سیفر در آمس، آیووا، واقع در خیابان از فروشگاه تعمیرات تراکتور باز می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Since he doubled as surfer and media man, our paths crossed often enough.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که او به عنوان \"surfer\" و \"مرد رسانه\" دو برابر شد، مسیرهای ما به اندازه کافی عبور کردند
...

معنی Surfer در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] نرم افزاری برای رسم نقشه های کانتوری

معنی کلمه Surfer به انگلیسی

surfer
• one who rides ocean waves with a surfboard; (internet) one who navigates from site to site on the internet; one who casually switches channels frequently on a television

Surfer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Elham
someone who rides on waves while standing on a special board
موج سوار
Justin bieber
موج سوار
ملیکا
موج سوار. کسی که روی آب میغلتد
mahdi
موج سواری
.......M
موج سوار .کسی که بر روی اب موج سواری میکند
محسن❤️رضوي❤️ستاره
موج سواري،surf riding
Continuous exercise
ورزش مداوم
continuous fireآتش پايدار
محسن❤️رضوي❤️ستاره
موج سوار
continuous fire
آتش پايدار
محمد حسين زارع
موج سوار
سودابه مرادنیا
آدم افراطی
عبدالخلیل قوطوری
Surfer =ازدوکلمۀ (سور=جاروکن،تمیزکن،صیقل بده،سُربخور تعمیرکن(راه انداختن چیزی ) (پر=پردازنده، پرورنده، انجام دهنده) =جاروکننده، تعمیرکار، تمیزکننده ،سُرخورنده (کلمات مرتبط ترکی :سُپرمِک=جاروکردن،تمیزکردن،-سُرشمِک=سُرخوردن، صیقل دادن ،سُرمِک=حرکت دادن،راه اندازی کردن و...-–تبدیلات میان زبانها متداول است مثل :پارسی با فارسی(ارتباط زبان انگلیسی با زبان ترکی -poladabady@blogfa,com
ERFAN
موج سوار
maryam
موج سوار
مهندس میرشمس
پیماینده،پیمایشگر (یادگیری تقویتی)
الیاس کمالوا
یکی ازبرنامه های نرم افزاری کامپیوتر است برای کارهای سه بعدی صورت میگیرد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Surfer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )