برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1287 100 1

Synthesis

/ˈsɪnθəsəs/ /ˈsɪnθəsɪs/

معنی: بهم پیوستگی، ترکیب، امتزاج، هم گذاری، اختلاط، تلفیق، پیوند، صنع
معانی دیگر: هم نهشت، هم نهاد، هم نهشته، هم نهاده، (شیمی - ساختن ترکیب های پیچیده تر از راه آمیختن دو یا چند ترکیب ساده تر) سنتز، آمایش

بررسی کلمه Synthesis

اسم ( noun )
حالات: syntheses
مشتقات: synthesist (n.)
(1) تعریف: the combining of discrete elements into a unified compound or entity, or the unified whole formed by such a combining. (Cf. analysis.)
متضاد: analysis
مشابه: combination, unity

- Her newest work of art is a synthesis of all her techniques.
[ترجمه ترگمان] جدیدترین اثر هنری او ترکیبی از همه تکنیک‌های او است
[ترجمه گوگل] جدیدترین اثر هنری او ترکیبی از تمام تکنیک هایش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in chemistry, the formation of a chemical compound from simpler compounds or elements.

(3) تعریف: a process of reasoning by deduction from given propositions and principles.

واژه Synthesis در جمله های نمونه

1. Comes and goes unceasingly, unceasingly analysis and synthesis.
[ترجمه ترگمان]مدام می‌آید و مدام به تجزیه و تحلیل و ترکیب ادامه می‌دهد
[ترجمه گوگل]می آید و بی وقفه می رود، تجزیه و تحلیل بی وقفه و سنتز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We made a synthesis of their studies.
[ترجمه ترگمان]ما ترکیبی از مطالعات خود را ساختیم
[ترجمه گوگل]ما یک سنتز از مطالعات خود را ساخته ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Her novels are an odd synthesis of English reserve and Welsh emotionalism.
[ترجمه ترگمان]رمان او ترکیبی عجیب از reserve انگلیسی و emotionalism ولز است
[ترجمه گوگل]رمان های او یک ترکیب متفاوتی از ذخایر انگلیسی و عاطفی بودن ویلز هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His novels are a rich synthesis of Balkan history and mythology.
[ترجمه ترگمان]رمان او ترکیبی غنی از تاریخ بالکان و اساطیر است
[ترجمه گوگل]رمانهای او یک ترکیب غنی از تاریخ و اسطوره بالکان هستند
[ترجمه شما] ...

مترادف Synthesis

بهم پیوستگی (اسم)
linkage , accretion , union , solidarity , reunion , synthesis
ترکیب (اسم)
consolidation , conjugation , conformation , synthesis , blend , admixture , combination , composition , syntax , mixture , compound , melange , confection , structure , physique , form , feature , commixture , concoction , making , contexture , zygosis , makeup
امتزاج (اسم)
synthesis , merger , fusion , amalgamation , intermixture
هم گذاری (اسم)
synthesis , assembly
اختلاط (اسم)
integration , synthesis , mix , brew , mixture , melange , intermixture , medley , conglomerate , welter , commixture , macedoine
تلفیق (اسم)
reconciliation , synthesis , incorporation , compilation , collation , modulation , conflation , syncretism
پیوند (اسم)
graft , connection , linkage , union , synthesis , slur , link , nexus , confederacy , grafting , hyphen , ligament , zonule
صنع (اسم)
synthesis

معنی Synthesis در دیکشنری تخصصی

[سینما] ترکیب
[عمران و معماری] ساخت
[برق و الکترونیک] ترکیب ، سنتز
[صنعت] ترکیب ، ترکیب کردن ، ساختن
[نساجی] ترکیب - سنتز
[ریاضیات] ساخت، ترکیب، با هم نهاد، پیوند، تلفیق
[خاک شناسی] سنتز
[پلیمر] سنتز
[شیمی] سنتز به کمک استراستواستیک
[سینما] مونتاژ تصاویر آنالوگ
[شیمی] سنتز آرنت - ایسترت - سنتز آرنت - ایسترت
[ریاضیات] ترکیب همساز
[برق و الکترونیک] سنتز و ترکیب شبکه
[زمین شناسی] نوعی سنتز فوریه که تصحیح جذب سطحی و دیگر تصحیحات لازم، بر روی ضرایب آن اعمال شده و از آن برای تعیین ساختار یک بلور به صورت مستقیم استفاده می شود. نیز ببینید: Patterson vectors. مترادف: Patterson function .
[شیمی] سنتز راشیگ - سنتز راشینگ
[پلیمر] سنتز حالت جامد، سنتز مواد آلی و یا گاهاً معدنی که در حالت جامد و توسط پرتوهای پر انرژی صورت می گیرد را سنتز حالت جامد گویند
[کامپیوتر] ترکیب گفتار، سنتز گفتار - تولید گفتار بشری توسط کامپیوتر( ...

معنی کلمه Synthesis به انگلیسی

synthesis
• combining of separate elements into a complete whole; formation of a compound through the combination of simpler components (chemistry); deductive logic
• a synthesis of different ideas or styles is a mixture or combination of these ideas or styles; a formal use.
• the synthesis of a substance is the production of it by means of chemical or biological reactions; a technical use.
speech synthesis
• creation through the use of a computer of sound output which resembles human speech
voice synthesis
• program which produces sounds of human speech according to typed text

Synthesis را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ساحل
ترکیب
علیرضا خلیلیان
هم نهش: آمیختن و ترکیب کردن چند چیز مجزا برای تشکیل یک واحد کلی
پ ص ر parvizrustin@gmail.com
فرابرنهاده
پ ص ر .comparvizrustin@gmail
فرانهاده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی synthesis
کلمه : synthesis
املای فارسی : سنتز
اشتباه تایپی : سغدفاثسهس
عکس synthesis : در گوگل

آیا معنی Synthesis مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )