برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1287 100 1

salubrious

/səˈluːbrɪəs/ /səˈluːbrɪəs/

معنی: سودمند، سازگار، گوارا، سالم، صحت بخش
معانی دیگر: تندرستی آور، فرخنده

بررسی کلمه salubrious

صفت ( adjective )
مشتقات: salubriously (adv.), salubriousness (n.), salubrity (n.)
• : تعریف: favorable to good health; healthy; wholesome.
مترادف: healthful, salutary, wholesome
متضاد: insalubrious
مشابه: beneficial, healthy, nutritious, therapeutic, tonic

- Red wine appears to be salubrious if drunk in moderation.
[ترجمه ترگمان] به نظر می‌رسد شراب قرمز، اگر در حد اعتدال مست باشد، سالم و سالم به نظر می‌رسد
[ترجمه گوگل] شراب قرمز به نظر می رسد سالم به نظر می رسد اگر معتاد در معتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه salubrious در جمله های نمونه

1. The surroundings were not very salubrious.
[ترجمه ترگمان]این محیط سالم و سالم به نظر نمی‌رسید
[ترجمه گوگل]محیط اطراف خیلی خوشایند نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He doesn't live in a very salubrious part of town.
[ترجمه ترگمان]در بخش very از شهر زندگی نمی‌کند
[ترجمه گوگل]او در یک بخش بسیار خوشایند شهر زندگی نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We followed a stream up Salubrious Passage before squeezing ourselves through a small twisting passage to bring us back above ground.
[ترجمه ترگمان]ما به دنبال یک نهر کوهستانی بودیم که قبل از اینکه ما را از میان یک معبر باریک عبور کنیم تا ما را از زمین جدا کند، عبور کردیم
[ترجمه گوگل]ما قبل از اینکه خودمان را از طریق عبور از پیچ و تاب کوچک فشار دهیم تا ما را از زمین بیرون بیاندازیم، جریان را به سوی Passage Salubrious رفتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The street was residential, not very salubrious, with the worn-down air of a shoe which has had too much use.
[ترجمه ترگمان]خیابان ...

مترادف salubrious

سودمند (صفت)
good , available , useful , handy , subservient , conducive , advantageous , beneficial , lucrative , constructive , beneficent , commodious , salubrious , fructuous , instrumental , purposive , serviceable , salutary
سازگار (صفت)
fit , suitable , compatible , correspondent , becoming , matchable , wholesome , salubrious
گوارا (صفت)
soft , tasty , digestible , digestive , salubrious
سالم (صفت)
well , valid , whole , sound , healthy , wholesome , healthful , lucid , salubrious , hale , intact , safe and sound , in good condition , sane
صحت بخش (صفت)
salubrious

معنی کلمه salubrious به انگلیسی

salubrious
• healthful, promoting good health
• a place that is salubrious is pleasant and healthy; a formal word.
salubrious climate
• climate that promotes good health

salubrious را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عليرضا كريمي وند
گوارا ، صحت بخش
عليرضا كريمي وند
صحت بخش گوارا
خورشيدوند
صحت بخش ،سودمند گوارا
enjoyable لذت بخش انرژي بخش نيرو بخشي لذت بردني
enjoyable days in the alongside sea
روزهاي لذت بخش در كنار دريا
محدثه فرومدی
مفید، فایده بخش، موثر، نافع، سودبخش، نتیجه بخش، ثمربخش، مثمر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی salubrious
کلمه : salubrious
املای فارسی : سلوبریوس
اشتباه تایپی : سشمعذقهخعس
عکس salubrious : در گوگل

آیا معنی salubrious مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )