انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 894 100 1

بررسی کلمه salutary

صفت ( adjective )
مشتقات: salutarily (adv.), salutariness (n.)
(1) تعریف: having or intended to have a beneficial effect.
متضاد: deleterious
مشابه: beneficial, favorable, positive

- She was thankful for these salutary words of counsel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] از این سخنان سودمند و سودمند خود سپاسگزار بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او از این سخنان سلامت وکیل سپاسگزار بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: good for the health; healthful.
متضاد: deleterious, insalubrious
مشابه: healthy, salubrious, wholesome

- Swimming is salutary exercise.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] شنا کردن یک ورزش سودمند است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شنا ورزش استثنایی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Just breathe in that salutary mountain air!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نفس عمیق بکش!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] فقط در آن هوا کوهستان گرم نفس کشیدن!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه salutary در جمله های نمونه

1. One of the most striking and salutary thing in Ameican life is the widespread study of law.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یکی از سودمندترین و سودمندترین چیز در زندگی Ameican مطالعه گسترده قانون است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی از شگفت انگیز ترین و سلامت در زندگی Ameican، مطالعه گسترده ای از قانون است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The accident was a salutary reminder of the dangers of climbing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این حادثه یک یادآور مفید از خطرات بالا رفتن بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این حادثه یک یادآوری سالم از خطرات صعود بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. This would have a salutary effect upon the health of the family.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این امر تاثیری سودمند بر سلامت خانواده خواهد داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این امر تأثیری مثبت بر سلامت خانواده خواهد داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The accident is a salutary reminder of the dangers of climbing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این حادثه یک یادآور مفید از خطرات بالا رفتن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این حادثه یک یادآوری سالم از خطرات صعود است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. It was a salutary experience to be in the minority.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در اقلیت بودن تجربه‌ای سودمند بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک تجربه سالم بود که در اقلیت باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The team's defeat is a salutary warning before the World Cup.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شکست تیم قبل از جام جهانی یک هشدار سودمند است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکست تیم هشدار سلامت قبل از جام جهانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The plant proved salutary.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کارخانه سودمند واقع شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گیاه سالم بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Her fate should be a salutary lesson .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سرنوشت اون باید یه درس مفید باشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرنوشت او باید یک درس سالم باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. More simple salutary lessons were being learned in Britain too.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]درس‌های بسیار ساده تری نیز در بریتانیا نیز تدریس می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در بریتانیا نیز درس های ساده تر و سالم تر یاد گرفته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It is salutary to note the political involvement of even this reputedly other-worldly figure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیار سودمند است که به مشارکت سیاسی حتی این رقم معروف هم اشاره کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوشبختانه توجه به دخالت سیاسی این شخصیت به طور قابل ملاحظه ای دیگر دنیوی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Dishonest people would now be free of the salutary fear which alloyed their admiration of the confiding temperament of tradesmen.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امروزه مردم از ترس salutary که از خلق و خوی confiding of لذت می‌برند، آزاد خواهند شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردم ناسالم اکنون از ترس صلح آمیز آزاد می شوند که تحسین آنها بر سلامت اعتماد معامله گران است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. This can be a very salutary experience.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این می‌تواند یک تجربه بسیار مفید باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این می تواند یک تجربه بسیار سودمند باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Salutary, because I am made more aware of the advances made in developing the nursing role in health care.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Salutary، به این دلیل که بیشتر از پیشرفت‌های انجام‌شده در توسعه نقش پرستاری در مراقبت‌های بهداشتی آگاه هستم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سالمندی، زیرا بیشتر از پیشرفت هایی که در توسعه نقش پرستاری در مراقبت های بهداشتی انجام می شود آگاهی بیشتری دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The Crabb incident is a salutary reminder that one should never believe anything a government says about an incident involving intelligence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رویداد Crabb یک یادآور مفید است که هیچ‌کس نباید چیزی را باور کند که دولت در مورد حادثه مربوط به اطلاعات می‌گوید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حادثه Crabb یک یادآوری خوشایند است که هرگز نباید به این باور برسد که دولت در مورد حادثهای که شامل اطلاعات است میگوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Indeed, Evangelicals considered fear of death to be salutary.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در واقع، Evangelicals ترس از مرگ را در نظر گرفت که سودمند واقع شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در واقع، Evangelicals ترس از مرگ را در نظر داشت که سالم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف salutary

سودمند (صفت)
good , available , useful , handy , subservient , conducive , advantageous , beneficial , lucrative , constructive , beneficent , commodious , salubrious , fructuous , instrumental , purposive , serviceable , salutary
سلامت بخش (صفت)
salutary
سالم ومغذی (صفت)
salutary
درودی (صفت)
salutary , salutatory

معنی کلمه salutary به انگلیسی

salutary
• beneficial, advantageous; promoting good health, healthful
• a salutary experience is good for you, even though it may seem difficult or unpleasant; a formal word.

salutary را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی salutary

فرهاد سليمان‌نژاد ١٢:٥٩ - ١٣٩٧/٠٧/٠٤
عبرت‌آموز، پندآموز، آموزنده
|

پیشنهاد شما درباره معنی salutary



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی salutary
کلمه : salutary
املای فارسی : سلوتری
اشتباه تایپی : سشمعفشقغ
عکس salutary : در گوگل


آیا معنی salutary مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )