انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 901 100 1

sap

تلفظ sap
تلفظ sap به آمریکایی/ˈsæp/ تلفظ sap به انگلیسی/sæp/

معنی: خون، عصاره، شیره، شیره گیاهی، شیره کشیدن از
معانی دیگر: شیره ی گیاهی، گیاشیر، نیرو، توان، شیره ی جان، انرژی، شورواشتیاق، رمق، نا، شیره ی چیزی (یا کسی) را کشیدن، از رمق انداختن، از توان انداختن، شیرابه، زنجاب، (خودمانی) آدم احمق، بی شعور، (ارتش) نقب زدن، (برای منفجر کردن یا دستیابی) از زیر کندن، آهون کندن، بی رمق کردن، تضعیف کردن، (آمریکا - خودمانی)، چماق، چنبه، گواز، شیره کشیده از، ضعیف کردن

بررسی کلمه sap

اسم ( noun )
(1) تعریف: the fluid that carries nutrients throughout the circulatory systems of plants, esp. trees.

(2) تعریف: strength, vitality, or energy.
مترادف: blood, energy, juice, liveliness, vigor, vitality

(3) تعریف: a stupid or foolish person.
مترادف: blockhead, chump, dolt, fool, imbecile, jerk, moron, nincompoop, ninny, numskull
مشابه: ass
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: saps, sapping, sapped
• : تعریف: to drain of sap.
مترادف: bleed, drain, draw, tap
مشابه: extract, milk
اسم ( noun )
• : تعریف: a deep, covered trench that leads to an enemy position or fortification, used for surprise attacks and ambushes.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: saps, sapping, sapped
(1) تعریف: to approach (an enemy fortification) by means of a sap or a system of saps.
مترادف: tunnel
مشابه: ambush, trench

(2) تعریف: to gradually undermine or weaken.
مترادف: undermine, weaken
مشابه: debilitate, devitalize, enervate, enfeeble, erode
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to dig saps.
مشابه: ambuscade, burrow, trench, tunnel

واژه sap در جمله های نمونه

1. sap to a plant is like blood to animals
ترجمه گیاشیر برای گیاهان مانند خون است برای جانوران.

2. the sap of youth and the sapience of age
ترجمه شور و حرارت جوانی و عقل و درایت پیری

3. some scratched trees bleed sap
ترجمه برخی درختان زخمی شیره‌ی گیاهی می‌تراوند.

4. Didn't you know I was joking, you sap?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمی‌دانستی که شوخی کردم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا نمی دانستید که شوخی می کردید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The sap rises in trees in springtime.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شیره درخت در بهار رشد می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساقه در بهار درختان افزایش می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Sap passes right through the aphides' bodies, only getting a little thicker and sweeter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Sap از میان اجساد aphides عبور می‌کند، فقط کمی تیره‌تر و شیرین‌تر می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سقم حق را از طریق بدنهای تنفسی عبور می دهد، فقط کمی ضخیم تر و شیرین تر می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The poor sap never knew what was going on behind his back.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون sap بیچاره هیچ وقت نمی دونست که پشت سرش چه خبره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیب فقیر هرگز نمی دانست که پشت سر او چه می گذرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. It was spring, and the sap was rising.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بهار بود و شیره بالا می‌آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بهار بود، و نمک بالا رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Maple syrup is obtained from the sap of the sugar maple tree.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شیره درخت افرا از شیره درخت افرا به دست می‌آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شربت افرا از سیب درخت جنگل قند به دست می آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The sap of this plant blisters the skin.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شیره این گیاه پوستش را چروک می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمک این گیاه پوست را لرزاند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He's full of sap and ready to start.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او پر از شیره است و برای شروع آماده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پر از سیب و آماده برای شروع است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Whatever the cause, toxic work situations sap your energy and lull you into a stupor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر دلیلی که این کار و مواد سمی انرژی تو رو شیره می ده و تو رو توی یک حالت خلسه فرو می کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به هر علت، وضعیت کارهای سمی انرژی شما را خنثی می کند و شما را به گدایی می اندازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Freezing is further inhibited when the cell sap is divided into several vacuoles rather than a single large one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگامی که شیره سلول به چند لایه تقسیم می‌شود به جای یک یخ بزرگ، یخ زده به چند لایه تقسیم می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انجماد بیشتر هنگامی که سوپ سلول به جای واکسن های مختلف تقسیم می شود بیشتر مهار می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. An innocent bystander kneeled over. Poor sap.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک تماشاچی بی‌گناه بر روی زمین زانو زده بود شیره بیچاره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ستوان بی گناه زانو زده نمک ضخیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف sap

خون (اسم)
blood , gore , sap
عصاره (اسم)
extract , juice , distillate , sap , extractive , squeezed juice
شیره (اسم)
ooze , extract , molasses , juice , syrup , sirup , sap
شیره گیاهی (اسم)
sap , latex , milk
شیره کشیدن از (فعل)
sap , milk

معنی عبارات مرتبط با sap به فارسی

رنگ زرد مایل به سبز سیر
شیره گیاهی
رجوع شود به: karyolymph
پیه خرما
دریاچه ی تانلی سپ (در مرکز کشور کامبوج - حدود 20000 کیلومتر مربع)

مخفف sap

عبارت کامل: System Analysis and Program Development
موضوع: شرکت
یک شرکت نرم افزاری آلمانی است که عمده شهرتش را مدیون تولید نرم افزارهای سازمانی در زمینه مدیریت عملیات تجاری و روابط با مشتریان است. دفتر مرکزی این شرکت در والدورف در ایالت بادن-وورتمبرگ آلمان واقع شده و دفا تر و شعب دیگری نیز در نقاط مختلف جهان دارد. شرکت SAP AG در ژوئن ۱۹۷۲ توسط پنج تن از مهندسان سابق IBM کار خود را در شهر مانهایم آلمان تحت عنوان «تحلیل سیستم ها و توسعه برنامه ها» شروع کرد. پس از مدتی این عنوان را به «سیستم ها، محصولات و برنامه های پردازش داده» تغییر داد و اولین محصول خود را در ۱۹۷۳ تولید کرد. از همان زمان محصولات این شرکت به «راهکارهای SAP» مشهور شد.

معنی کلمه sap به انگلیسی

sap
• juice of a plant, fluid which circulates through a plant; essential body fluid (such as blood); vigor, health, vitality; fool, gullible person (slang); deep tunnel or trench leading to an enemy's fort (military)
• remove sap, drain sap; tire, weaken, exhaust; subvert, undermine; dig a deep trench leading to an enemy's fort (military)
• if something saps your strength or confidence, it gradually weakens or destroys it over a period of time.
• sap is the watery liquid in plants and trees.
sap head
• (slang) fool, person lacking common sense
sap rot
• sapwood of trees; alburnum of a tree
sap the strength
• make weaker, take the strength away
verbum sap
• (latin) "a word to the wise", one hint is enough to any wise person; no need to say more

sap را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی sap

فرهاد سليمان‌نژاد ١٤:١٩ - ١٣٩٧/٠٦/١٤
تضعيف كردن، از رمق انداختن
|

زهره ١٥:٠٢ - ١٣٩٧/١١/٢٢
از پا افتاده
|

پیشنهاد شما درباره معنی sap



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sap
کلمه : sap
املای فارسی : سپ
اشتباه تایپی : سشح
عکس sap : در گوگل


آیا معنی sap مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )