برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1281 100 1

scenes

واژه scenes در جمله های نمونه

1. many scenes were cut off and the remaining films were spliced into a one-hour movie
صحنه‌های فراوانی را بریدند و فیلم‌های باقی مانده را به هم چسباندند و یک فیلم یک ساعته ساختند.

2. these solemn scenes
این مناظر پرشکوه

3. to remember scenes of one's childhood
صحنه‌های کودکی خود را به یاد آوردن

4. behind the scenes
در پس پرده،در خفا،دور از انظار،پنهانی

5. deals made behind the scenes
معاملاتی که در پس پرده انجام می‌شود

6. his book contains evocative scenes of the korean war
کتاب او حاوی صحنه‌های مهیجی از جنگ کره است.

7. i can't stand gooey scenes
تاب تحمل صحنه‌های بسیار احساساتی و مصنوعی را ندارم.

8. the novel contains exciting scenes
رمان دارای صحنه های شورانگیزی است.

9. "war and peace" contains fictionalized scenes of napoleon's invasion of russia
((جنگ و صلح)) دارای صحنه‌های افسانه مانندی از حمله‌ی ناپلئون به روسیه است.

10. they clipped the movie's love scenes
صحنه‌های عشقی فیلم را بریدند.

11. the movie is full of kinky sex scenes
فیلم پر از صحنه‌های جنسی غیرطبیعی است.

...

معنی scenes در دیکشنری تخصصی

Scenes
[سینما] صحنه ها
[سینما] صحنه های خارجی

معنی کلمه scenes به انگلیسی

behind the scenes
• in the background, out of sight, behind the visible aspect
violent scenes
• parts of a movie in which are seen acts of violence

scenes را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

يار دلواري
I love all the scenes that you have always embraced as I loved
This taste of my hug model is like my childhood hug
عاشق تمام صحنه هایی هستم که همانطوری که دوس داشتم همیشه من را در آغوش گرفتی
این سلیقه ی دوست داشتن مدل آغوش من ، همانند آغوش کودکی ام هست
nima
the art or method of producing photograph or scenes in film

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی scenes مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )