برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1323 100 1

scholastic

/skəˈlæstɪk/ /skəˈlæstɪk/

معنی: پیرو روش تحقیقی قرون وسطی، دقیق، استادانه، مدرسه ای، اموزشگاهی، مدرسهیی
معانی دیگر: وابسته به تحصیل و مدرسه یا دانشگاه، آموزشی، تحصیلی، آموزشگاهی (رجوع شود به: academic)، وابسته به دبیرستان، دبیرستانی (scholastical هم می گویند)، (با s بزرگ هم می شود) وابسته به مدرس گرایی (scholasticism)، خشک و رسمی، ملا نقطی، مقرراتی، کرم کتاب، رجوع شود به: schoolman، طلبه، دانشجوی علوم الهی (به ویژه وابسته به jesuit ها)، scholastical مدرسه ای

بررسی کلمه scholastic

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of or pertaining to academic learning.
مشابه: academic

(2) تعریف: of or pertaining to the philosophy and teachings of the Middle Ages that are based on Christian and early Greek writings.
اسم ( noun )
مشتقات: scholastical (adj.), scholastically (adv.)
(1) تعریف: (sometimes cap.) a follower of a medieval system of philosophy based on Christian and early Greek writings.

(2) تعریف: a pedantic person.

واژه scholastic در جمله های نمونه

1. scholastic aptitude test (sat)
آزمون استعداد تحصیلی

2. scholastic football games
مسابقات فوتبال دبیرستانی

3. We use standardized tests to measure scholastic achievement.
[ترجمه ترگمان]ما از آزمون‌های استاندارد برای اندازه‌گیری دستاوردهای تحصیلی استفاده کردیم
[ترجمه گوگل]ما از آزمون های استاندارد برای سنجش دستاوردهای آموزشی استفاده می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A scholastic work is to have a useful bibliography at the end of each chapter or the whole book.
[ترجمه ترگمان]یک کار آموزشی در پایان هر فصل یا کل کتاب کتابشناسی مفید خواهد بود
[ترجمه گوگل]یک کار علمی، کتابشناسی مفید در پایان هر فصل یا کل کتاب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Mel received an award for outstanding scholastic achievement.
[ترجمه ترگمان]مل به خاطر موفقیت تحصیلی ممتاز، جایزه‌ای دریافت کرد
[ترجمه گوگل]مل جایزه ای را برای موفقیت اساتید برجسته دریافت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف scholastic

پیرو روش تحقیقی قرون وسطی (اسم)
scholastic , schoolman
دقیق (صفت)
careful , accurate , precise , exact , detailed , stringent , astringent , tender , advertent , watchful , exquisite , wistful , sound , set , punctual , astute , scholastic , subtle , tenuous , particular , literal , punctilious , scrutinizing
استادانه (صفت)
deft , artful , workmanlike , professorial , scholastic , workmanly
مدرسه ای (صفت)
scholastic
اموزشگاهی (صفت)
scholastic
مدرسهیی (صفت)
scholastic

معنی عبارات مرتبط با scholastic به فارسی

دلال تدریس، شاگرد پیدا کن
الهیات قرنهای میانه

معنی کلمه scholastic به انگلیسی

scholastic
• meticulous person, pedantic person; follower of scholasticism
• pertaining to school; pertaining to scholars; pertaining to education; pertaining to high school or secondary school; pedantic
• your scholastic ability is your ability to study and learn things at school; a formal word.
scholastic aptitude test
• standardized test required for acceptance to many colleges and universities in the united states, sat

scholastic را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی scholastic
کلمه : scholastic
املای فارسی : سچلستیک
اشتباه تایپی : سزاخمشسفهز
عکس scholastic : در گوگل

آیا معنی scholastic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )