انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1098 100 1

scoot

تلفظ scoot
تلفظ scoot به آمریکایی/ˈskuːt/ تلفظ scoot به انگلیسی/skuːt/

معنی: جستن، لیز خوردن، سرعت داشتن، ناگهان سرخوردن، بسرعت و مثل تیر شهاب رفتن
معانی دیگر: (عامیانه)، با شتاب رفتن، تاخت رفتن

بررسی کلمه scoot

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: scoots, scooting, scooted
(1) تعریف: to go with a quick darting motion.
مشابه: bolt, dart, scuttle

- The cockroach scooted up the wall.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سوسک به زور دیوار رو جمع می کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] سوسک به دیوار خیره شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Why don't you scoot ahead of that car?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] چرا جلو اون ماشین نمیری؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] چرا شما از این ماشین فرار نمی کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to move in an abrupt hunching manner.

- The baby scooted along the floor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بچه به سرعت از زمین بلند شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] کودک در امتداد کف زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Would you scoot over so I can sit down?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] میخوای اینجا رو ترک کنی تا من بتونم بشینم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آیا می توانی بروی تا من می توانم نشستم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to push, slide, or move (something).

- We scooted the desk over to the wall.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما میز رو به دیوار وصل کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] میز ما را به دیوار چسبیده بودیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Would you scoot those papers closer to me?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون کاغذها رو به من نزدیک‌تر می‌کنی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آیا این مقالات را به من نزدیک تر می کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
• : تعریف: a sudden darting motion.
مشابه: dart

- With a scoot, the mouse was back in the cupboard.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] با یک حرکت، موش به داخل کابینت برگشته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] با یک انگشت شست، ماوس در کمد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه scoot در جمله های نمونه

1. There's the bus - I'd better scoot!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]- یه اتوبوس هست - بهتره برم بیرون!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اتوبوس وجود دارد - من بهتر می شوم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. I'd better scoot or I'll be late.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بهتره برم بیرون وگرنه دیر می‌رسم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من بهتر می شوم یا دیر خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. You'll have to scoot or you'll be late.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باید از اینجا بری وگرنه دیر می‌کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما مجبور خواهید شد که رها شوید یا دیر شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Get out of here! Scoot!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]! از اینجا برو بیرون بجنبید!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از اینجا برو بیرون! اسکورت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Scoot over and make room for your sister.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برو اونور و برای خواهرت اتاق درست کن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از بین بردن و ایجاد اتاق برای خواهر خود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Don the swank, hop on the Vespa, and scoot on down for a lesson in ska direct from Fresno.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موتورسیکلت Don، موتورسیکلت on، و scoot برای درس خواندن در ska مستقیم از فرزنو
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دون سوکون، در Vespa هام بکشید و برای درس در ska به طور مستقیم از Fresno بروید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Most vans around here scoot straight through.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیشتر ون دورن این ور و اون ور میرن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیشتر وانتهای اطراف اینجا به طور مستقیم از بین می روند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Can you scoot over?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میشه بری اونجا؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا می توانی بروی؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We had to kind of scoot him out of the way.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما مجبور بودیم اون رو از این مسیر خارج کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما مجبور بودیم او را از مسیر بیرون کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. M : Jonathan, scoot over. I have to put all of these bags on the back seat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] جاناتان \"، برو کنار\" باید همه این کیسه‌ها رو بذارم روی صندلی عقب
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مونا جاناتان من باید همه این کیسه ها را روی صندلی عقب قرار دهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I declined and thanked her telling her scoot off to school.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از او تشکر کردم و از او تشکر کردم که به او گفت که به مدرسه برود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من رد شدم و از او خواسته بودم که به مدرسه برود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Hey, Brandi. Could you scoot a little?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سلام برندی میشه یکم بالا بیاری؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هی، برندی آیا میتوانی کمکتون کنی؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. SCOOT is a network of traffic signal coordination and control of real - time adaptive control system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]scoot یک شبکه از هماهنگی سیگنال ترافیکی و کنترل سیستم کنترل تطبیقی زمان حقیقی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]SCOOT شبکه ای از هماهنگی سیگنال ترافیک و کنترل سیستم کنترل تطبیقی ​​در زمان واقعی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Scoot, or you will be late.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بجنب، وگرنه دیر می‌کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دست و پا زدن، و یا شما دیر خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف scoot

جستن (فعل)
find , hip , jump , leap , scoot
لیز خوردن (فعل)
slip , scoot
سرعت داشتن (فعل)
scoot
ناگهان سرخوردن (فعل)
scoot
بسرعت و مثل تیر شهاب رفتن (فعل)
scoot

معنی کلمه scoot به انگلیسی

scoot
• quick dashing movement, dart (slang)
• dart, move swiftly, dash
• if you scoot, you leave quickly; an informal word.

scoot را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی scoot
کلمه : scoot
املای فارسی : سکوت
اشتباه تایپی : سزخخف
عکس scoot : در گوگل


آیا معنی scoot مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )