انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 894 100 1

واژه sealed در جمله های نمونه

1. sealed orders
ترجمه دستورات مهر (و امضا) شده

2. pari sealed the parcel up with adhesive tape
ترجمه پری بسته را با نوار چسب محکم بست.

3. a hermetically sealed space
ترجمه فضای تنگ بسته (کاملا بی‌روزنه)

4. he signed and sealed the document
ترجمه سند را امضا و مهر کرد.

5. his doom is sealed
ترجمه سرنوشت او شوم است.

6. one's lips are sealed
ترجمه افشا نکردن،لب (خود را) مهر و موم کردن

7. all of the bank's doors were sealed by the police
ترجمه همه‌ی درهای بانک توسط پلیس مسدود شده‌بودند.

8. cyrus put the letter in an envelope and sealed it
ترجمه سیروس نامه را در پاکت گذاشت و در آن را چسباند.

9. Troops sealed off the surrounding area .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نیروهای نظامی منطقه اطراف را محاصره کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سربازان اطراف منطقه را محاصره کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. From that moment our fate was sealed .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از آن لحظه سرنوشت ما مهر و موم شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از آن لحظه سرنوشت ما مهر و موم شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A wide area round the two-storey building is sealed to all traffic except the emergency services.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک منطقه وسیع در اطراف ساختمان دو طبقه برای تمام ترافیک بجز خدمات اضطراری مهر و موم شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک منطقه وسیع در اطراف ساختمان دو طبقه برای تمام ترافیک به جز خدمات اضطراری مهر و موم شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Sealed bids should be sent to Richard Walker.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیشنهاد sealed باید به ریچارد واکر ارسال شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیشنهاد های مهر و موم شده باید به ریچارد واکر ارسال شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. My lips are sealed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لب‌هایم بسته شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لب من مهر و موم شده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The two leaders sealed their agreement with a handshake.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دو رهبر توافق خود را با دست دادن مسدود کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دو رهبر توافقنامه خود را با دستان خود مهر و موم کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The body was sealed in a lead coffin.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جسد در تابوت سربی مهر و موم شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدن در یک تابوت سرب مهر و موم شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. We will never forget the friendship sealed in adversity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما هرگز دوستی را که در بدبختی مهر و موم شده را فراموش نخواهیم کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما هرگز دوستی را که در ناامیدی قرار دارد، فراموش نخواهیم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف sealed

مهر و موم شده (صفت)
sealed
مهر شده (صفت)
sealed
محکم چسبیده (صفت)
sealed

معنی عبارات مرتبط با sealed به فارسی

دستور مهر و موم شده، فرمان مهر و موم شده (به ویژه آنکه به ناخدا یا فرمانده می دهند تا در هنگام بخصوص باز کند و پیروی نماید)
سرنوشت اوازقبل معلوم گردیده
افشا نکردن، لب (خود را) مهر و موم کردن
رایی که در غیاب دادگاه بمدیردفتردادگاه اده میشود

معنی sealed در دیکشنری تخصصی

sealed
[عمران و معماری] پوشیده شده - آببند شده
[سینما] پرتو - بسته
[آب و خاک] محفظه سربسته
[برق و الکترونیک] واحد بلور درز گرفته واخد بلوری که صفحه کوارتز ان در پایه نگهدرانده اش درزگیری شده است . این درزگیری معمولاً با استفاده از واشر تحت فشار و برای حفاظت در برابررطوبت با اتمسفر الوده انجام می شود .
[برق و الکترونیک] لامپ درز گرفته لامپ الکترونی که آب بندی شده است.
[پلیمر] گرما درز گرفته، گرمابندی شده
[برق و الکترونیک] کاملا نفوذ ناپذیر شده

معنی کلمه sealed به انگلیسی

sealed
• closed tightly, securely shut; stamped, imprinted
sealed book
• book or anything else that is not understood
sealed covering
• covering that seals against something (air, water, etc.)
sealed his faith
• determined his own future, set his own fate
sealed off area
• closed area, restricted region
sealed orders
• encoded commands, classified commands
sealed room
• room that is made airtight to protect from possible poison gas attacks
sealed the grave
• covered the grave, filled in the burial site
sealed up
• closed tight, hermetical
sealed with a kiss
• greeting used to end a romantic conversation, swak (internet)
becoming sealed
• becoming closed, becoming closed off, becoming impervious
his fate is sealed
• he is doomed, his future is decided
his fate was sealed
• the judgment upon him was decreed, his destiny was decided upon
my lips are sealed
• my lips are closed tightly shut, i will not tell anyone, i will keep the secret

sealed را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی sealed

ebitaheri@gmail.com ١٠:٣٧ - ١٣٩٦/١١/٠٣
کیپ ، هواگیر ، هواگیری شده ، درزگیری شده ، دربندی شده
|

Sari ٠١:٣٢ - ١٣٩٧/٠١/٠٧
بسته بندی شده
|

پیشنهاد شما درباره معنی sealed



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sealed
کلمه : sealed
املای فارسی : سیلد
اشتباه تایپی : سثشمثی
عکس sealed : در گوگل


آیا معنی sealed مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )