انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 951 100 1

seashore

تلفظ seashore
تلفظ seashore به آمریکایی/ˈsiːˌʃɔːr/ تلفظ seashore به انگلیسی/ˈsiːʃɔː/

معنی: ساحل دریا
معانی دیگر: کرانه، دریا کنار، ساحل

بررسی کلمه seashore

اسم ( noun )
• : تعریف: land that borders on the ocean.
مشابه: coast

واژه seashore در جمله های نمونه

1. the recession of the seashore
ترجمه عقب‌نشینی ساحل دریا

2. she sells seashells by the seashore
ترجمه او در کنار دریا گوش‌ماهی می‌فروشد.

3. he removed his family to the seashore
ترجمه او خانواده‌ی خود را به کنار دریا برد.

4. They redeployed the troops along the seashore.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ان‌ها سربازان را در کنار ساحل کنار ساحل قرار می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها سربازان را در امتداد ساحل باز کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The seashore is fouled up with oil from the wrecked ship.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ساحل دریا با روغن کشتی له‌شده آلوده شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساحل دریا همراه با روغن از کشتی خراب شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. As we walked along the seashore we saw several different sorts of seaweed and lots of tiny crabs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنان که در کنار ساحل قدم می‌زدیم چند نوع جلبک مختلف و پر از خرچنگ کوچک را دیدیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که ما در امتداد ساحل رفتیم، چندین نوع جلبک دریایی و تعداد زیادی خرچنگ کوچک را دیدیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I found her on the seashore,dreaming away as usual.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او را در ساحل دریا پیدا کردم، مثل همیشه در خواب بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من او را در ساحل دریا یافتم، به طور معمول به خواب رفتن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The seashore hotel charged the travelers $20 for a room for the night during the summer holiday.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هتل ساحل دریا برای مسافران شبی ۲۰ دلار کرایه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هتل ساحلی مسافران 20 دلار را برای یک شب در طول تعطیلات تابستانی هزینه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Having arrived at seashore, she looks better and her feelings begin to head for herself.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با رسیدن به ساحل دریا، بهتر به نظر می‌رسد و احساساتش برای خودش شروع می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از رسیدن به ساحل دریا، او به نظر می رسد بهتر است و احساسات خود را برای خودش هدایت می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He liked to look for shells on the seashore.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوست داشت دنبال صدف روی ساحل دریا بگردد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دوست داشت به دنبال پوسته در ساحل دریا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Access to the seashore created a passion for collecting seaweeds and shells.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دسترسی به ساحل دریا شور و اشتیاق برای جمع‌آوری پوست و صدف به وجود آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دسترسی به ساحل باعث اشتیاق برای جمع آوری جلبک ها و پوسته ها شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They walked towards the seashore and sat on the rocks, beside a pool with anemones in it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها به طرف ساحل دریا رفتند و بر روی صخره‌ها کنار برکه‌ای کنار برکه‌ای کنار استخر نشسته بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها به سوی ساحل رفتند و روی سنگ ها، کنار یک استخر با آنومون در آن نشسته اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. She doodled along the seashore.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روی ساحل دریا کار می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در کنار دریا ساکن شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The sea washed the seashore.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دریا ساحل را شست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دریا ساحل را شسته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. What can you find at a seashore?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو ساحل دریا چی میتونی پیدا کنی؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در ساحل چه می توانید پیدا کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف seashore

ساحل دریا (اسم)
seacoast , seashore

معنی عبارات مرتبط با seashore به فارسی

(امریکا - کرانه ای که برای برای شنا و شکار و ماهیگیری برای استفاده ی همگان توسط دولت فدرال نگهداری می شود) کرانه ی ملی

معنی کلمه seashore به انگلیسی

seashore
• seacoast, area of land at the edge of the sea
• the seashore is the part of a coast where the land slopes down into the sea.

seashore را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی seashore

زهرا فریزنی ١٢:١٢ - ١٣٩٧/١٠/٢٣
وورلخندرد
|

زهرا فریزنی ١٢:١٣ - ١٣٩٧/١٠/٢٣
دریا ، ساحل 🏄‍♀️🏄‍♂️🏊‍♂️🏊‍♀️🤽‍♀️🤽‍♂️
|

پیشنهاد شما درباره معنی seashore



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سهیل رصایی > دهنونده
ابوالفضل > Starter
اژدر > arms length
اژدر > funder
Jalali > Ngo
حمیدرضا کریم > Wobbly
سارای > منیژه
شقایق > جانا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی seashore
کلمه : seashore
املای فارسی : سیشر
اشتباه تایپی : سثشساخقث
عکس seashore : در گوگل


آیا معنی seashore مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )