برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

self serving

بررسی کلمه self serving

صفت ( adjective )
• : تعریف: acting to advance one's own interests, esp. selfishly.

- a self-serving public statement
[ترجمه ترگمان] یک بیانیه عمومی که به خود خدمت می‌کند
[ترجمه گوگل] یک بیانیه خدمت به خودی خود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- a self-serving politician
[ترجمه ترگمان] یک سیاست‌مدار خود خدمت
[ترجمه گوگل] یک سیاستمدار خودخواه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

self serving را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رویا لطفی
خودخواه، خودمختار
زهرا
متکبر خودخواه خودپسند مغرور
افشین حاجی طرخانی
خودخواه، حق به جانب

https://www.merriam-webster.com/dictionary/self-serving
مهتاب
خود خدمتی
سحر صالحی
خوش خدمتی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی self serving مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )