برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

self sustaining


(پس از شروع) قادر به ادامه (به طور خودبخود)، فراروند

بررسی کلمه self sustaining

صفت ( adjective )
مشتقات: self-sustained (adj.)
• : تعریف: able to support or to continue to support oneself or itself.

self sustaining را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی حمزه سرکانی
خودکفا؛ بی نیاز از غیر؛ روی پای خود
اعظم نوری
خود رو (گیاهان)
فرهاد سليمان‌نژاد
خودپرور، خودنگهدار
فرهاد سليمان‌نژاد
متكي‌به‌خود، به‌خودمتكي، خودكفا
honey
خود حمايتي

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی self sustaining
کلمه : self sustaining
املای فارسی : سلف سوستینینگ
اشتباه تایپی : سثمب سعسفشهدهدل
عکس self sustaining : در گوگل

آیا معنی self sustaining مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )