انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 893 100 1

بررسی کلمه semblance

اسم ( noun )
(1) تعریف: outward form; appearance.
مترادف: appearance, cast, look
مشابه: air, aspect, complexion, demeanor, face, form, garb, guise, mien, show

- He maintained a semblance of calm although he was inwardly frightened.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] با این که در دل احساس ترس می‌کرد، آرامش خود را حفظ کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او یک آرامش را حفظ کرد، گرچه او درون درون ترس بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The exterior of the retirement home had the semblance of a Tudor cottage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نمای بیرونی خانه بازنشستگی به صورت یک کلبه از سبک تودور به وجود آمده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خارج از خانه بازنشستگی ظاهر یک کلبه Tudor بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a resemblance to something else.
مترادف: likeness, resemblance, similarity, similitude

- A year after the accident, her life had regained a semblance of normality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک سال پس از حادثه، زندگی او به حالت عادی بازگشته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک سال پس از حادثه، زندگی او یک ظاهر معمولی را به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: a faint trace; a modicum.
مترادف: ghost, modicum, remnant, shadow, trace
مشابه: hint, shade, suggestion, vestige, whisper

- She greeted him without even a semblance of a smile.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بدون اینکه لبخندی بزند با او خوش‌وبش کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او حتی بدون ظاهر لبخندی از او خوشش آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I'm glad that he at least has some semblance of common sense!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خوشحالم که لااقل با عقل سلیم سر و کار دارد!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من خوشحالم که او حداقل ظاهر عقل سلیم دارد!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه semblance در جمله های نمونه

1. The city has now returned to some semblance of normality after last night's celebrations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شهر در حال حاضر پس از جشن‌های شب گذشته به حالت عادی بازگشته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از جشن های شب گذشته شهر اکنون به بعضی از ظواهر عادی برمی گردد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The film lacks any semblance of realism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این فیلم فاقد هر گونه رئالیسم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فيلم فاقد هرگونه ويژگي واقعي است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. By now any semblance of normality had disappeared.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تا آن زمان هر حالت عادی ناپدید شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر هر گونه ظاهری عادی از بین رفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She bared her teeth in a semblance of a smile.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دندان‌هایش را با لبخندی نمایان ساخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دندانهایش را در یک لبخند تکان داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. At least a semblance of normality has been restored to parts of the country.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حداقل یک وضعیت عادی به بخش‌هایی از کشور بازگردانده شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حداقل یک نمونه از عادت به بخش های کشور بازگشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She struggled to bring a semblance of order to the meeting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او برای برقراری نظم در جلسه تقلا می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تلاش کرد تا نظم را به جلسه برساند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. A semblance of normality has returned with people going to work and shops re-opening.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زندگی عادی با افرادی بازگشته است که می‌خواهند کار کنند و مغازه‌ها دوباره باز شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ظاهر معمولی با افرادی که به کار و بازخرید باز می گردند بازگشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Life at last returned to some semblance of normality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زندگی سرانجام به حالت عادی بازگشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زندگی در گذشته به برخی از ظاهر normalality بازگشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The ceasefire brought about a semblance of peace.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آتش‌بس به شکل آرامش به وجود آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آتش بسا یک ظاهر صلح را به ارمغان آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Her semblance of anger frightened the children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خشم او بچه‌ها را به وحشت انداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ظاهر خشم او کودکان را میترساند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He tried to restore some semblance of normality to their home life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او تلاش کرد تا زندگی عادی خود را به زندگی بازگرداند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سعی کرد برخی از ظواهر عادت به زندگی خود را بازگرداند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. We'll soon get back to some semblance of normality .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به زودی به صورت ظاهری عادی بر می‌گردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما به زودی به برخی از ظاهر normalality بازگشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He was executed without even the semblance of a fair trial.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او بدون حتی یک محاکمه عادلانه اجرا شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بدون حتی ظاهر یک محاکمه عادلانه اعدام شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He dropped all semblance of dignity and rushed down the street after her.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه وقار و متانت خود را از دست داد و به سرعت از خیابان گذشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تمام ظرافت عزت را از بین برد و بعد از او عجله کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. After the war, life returned to a semblance of normality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از جنگ، زندگی به حالت عادی بازگشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از جنگ، زندگی به ظاهر عادی بازگشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف semblance

تظاهر (اسم)
display , feint , affectation , demonstration , pretense , pretension , ostentation , simulation , fakery , make-believe , semblance , preciosity , prudery , effusion , eyewash , grimace
شباهت (اسم)
analog , analogy , likeness , resemblance , semblance , analogue , proportion , equality , propinquity
قیافه (اسم)
countenance , face , gesture , sight , look , semblance , expression , mien , gest , leer , snoot
صورت ظاهر (اسم)
semblance

معنی کلمه semblance به انگلیسی

semblance
• image, likeness; external appearance, look; impression, illusion
• if there is a semblance of a particular condition or quality, it appears to exist, even though this may be a false impression; a formal word.

semblance را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی semblance



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی semblance
کلمه : semblance
املای فارسی : سمبلنک
اشتباه تایپی : سثئذمشدزث
عکس semblance : در گوگل


آیا معنی semblance مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )