برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1287 100 1

semiotic

/ˌsimiˈɑːtɪk/ /ˌsimiˈɑːtɪk/

معنی: وابسته به علائم مرض
معانی دیگر: semiotic مکتب علائم رمزی، طب وابسته به علائم مر­

بررسی کلمه semiotic

صفت ( adjective )
مشتقات: semiotically (adv.)
(1) تعریف: of or concerning signs and symbols, esp. in language.

(2) تعریف: in medicine, of or concerning symptoms.

واژه semiotic در جمله های نمونه

1. Patient lung shadow and semiotic body are asked for but abhorrent.
[ترجمه ترگمان]بافت ریه بیمار و بدن semiotic به خاطر این عمل شنیع، درخواست می‌شود
[ترجمه گوگل]سنی ریه و بدن سمیوی از بیمار خواسته می شود اما خجالت آور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The theoretical supports of argument are Modem Semiotic theories and Geoffrey Leech " pragmatic Principles. "
[ترجمه ترگمان]حمایت نظری از برهان، تئوری‌های Semiotic مودم و اصول عملگرایانه \"Geoffrey leech\" است
[ترجمه گوگل]حمایت های نظری از استدلال، نظریه های مودم اسماعیل و اصول ژئوپلیتیک جفری است '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Without make water of semiotic sex bacterium common reach the girl at gravid woman, puerpera.
[ترجمه ترگمان]بدون آب، این باکتری با semiotic جنسی به دختر at، puerpera، رسید
[ترجمه گوگل]بدون ایجاد آب بافت سمیوتیک، باکتری معمولی، دختر را در آغوش زن، پودرپا می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The Semiotic Realism can be generalized in a single proposition, " All thoughts are in signs. "
...

مترادف semiotic

وابسته به علائم مرض (صفت)
semeiotic , semiotic

معنی semiotic در دیکشنری تخصصی

معنی کلمه semiotic به انگلیسی

semiotic
• pertaining to semeiotics, pertaining to the study of signs and symbols (also semeiotic)

semiotic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مريم جواهري
نمادي،نمادين،علامت دار
حسین رحمانی
نشانه‌شناختی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی semiotic
کلمه : semiotic
املای فارسی : سمیتیک
اشتباه تایپی : سثئهخفهز
عکس semiotic : در گوگل

آیا معنی semiotic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )