برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1278 100 1

sensationally

واژه sensationally در جمله های نمونه

1. Newspapers reported the incident sensationally, making it appear worse than it really was.
[ترجمه ترگمان]روزنامه‌ها این حادثه را sensationally گزارش دادند و باعث شد که اوضاع بدتر از آن شود که واقعا بود
[ترجمه گوگل]روزنامه ها حادثه را به طرز شگفت انگیزی گزارش دادند و آن را بدتر از آنچه واقعا بود، به نظر می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They won sensationally against the top team.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها در مقابل تیم برتر پیروز شدند
[ترجمه گوگل]آنها با حساسیت نسبت به تیم برتر برنده شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The show ended sensationally with fireworks.
[ترجمه ترگمان]نمایش با آتش‌بازی به پایان رسید
[ترجمه گوگل]این نمایش با استفاده از آتش بازی به طرز شگفت انگیزی به پایان رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The incident was sensationally reported in the press.
[ترجمه ترگمان]این حادثه در مطبوعات گزارش شده‌است
[ترجمه گوگل]این حادثه در مطبوعات گزارش شد
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه sensationally به انگلیسی

sensationally
• in a manner that is designed to excite interest or outrage; exceptionally, extraordinarily; perceptively, with respect to the senses

sensationally را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی بزرگیان
به طرز شگفت انگیزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی sensationally مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )