برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1282 100 1

serves

واژه serves در جمله های نمونه

1. he serves two churches
او در دو کلیسا کشیشی می‌کند.

2. it serves our national interest
برای منافع ملی ما خوب است.

3. she serves in a grocery store
او در یک بقالی کار می‌کند.

4. tar serves as a binder in asphalt
در اسفالت،قیرکار همبند را می‌کند.

5. this bone serves as an attachment for the muscles of the wing
این استخوان عضلات بال را به‌هم مرتبط می‌کند.

6. a hospital that serves the entire city
بیمارستانی که همه‌ی شهر را زیر پوشش دارد

7. a tool that serves many purposes
ابزاری که خیلی به درد می‌خورد

8. this school only serves the blind
این مدرسه ویژه‌ی نابینایان است.

9. if my memory serves
اگر درست یادم باشد،اگر اشتباه نکنم

10. if my memory serves
اگر اشتباه نکنم،اگر درست یادم باشد،اگر حافظه‌ام دست بدهد

11. if the occasion serves
اگر وضع مناسب باشد،اگر فرصتی دست بدهد

12. in tugs-of-war usually the heaviest team member serves as the anchor
در مسابقه‌های طناب کشی معمولا سنگین‌ترین عضو تیم را عقب‌دار می‌کنند.
...

معنی عبارات مرتبط با serves به فارسی

اگر وضع مناسب باشد، اگر فرصتی دست بدهد
هر وقت اقتضا کند، هر وقت مقتضی باشد

معنی کلمه serves به انگلیسی

serves him right
• he deserves it

serves را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی افراسیابی
بکار گرفته شده
Farzanh
ارائه دادن
Taha
پیشخدمتی کردن
hamid
عمل کردن
محمد
سرو غذا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی serves مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )