انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1042 100 1

settler

تلفظ settler
تلفظ settler به آمریکایی/ˈsetələr/ تلفظ settler به انگلیسی/ˈsetlə/

معنی: مهاجر تازه، ماندگر
معانی دیگر: باشنده، ساکن، مهاجر، کوچگر، مقیم (در جای تازه)، ماندگار، خوش نشین

واژه settler در جمله های نمونه

1. The settler got the house at a nominal price.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The با قیمت اسمی خونه رو گرفته
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مهاجر خانه را با قیمت اسمی دریافت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Smith presided over a white settler population of 240,000 that ruled a black population of 8 million.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اسمیت بر روی جمعیت سفید of که حدود ۸ میلیون نفر جمعیت داشت ریاست کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسمیت بر جمعیت 240،000 مهاجر سفیدپوش فرمانروایی کرد که یک جمعیت سیاه از 8 میلیون نفر را تصرف کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. In settler colonies, a higher proportion of railway workers was white.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در مستعمرات مهاجر بخش بالاتر کارگران راه‌آهن سفید بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مستعمرات مستعمرات، بخش بالایی از کارگران راه آهن سفید بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Martin Fugate, the original settler, had been a rare carrier of the met-H gene.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مارتین Fugate، مهاجر اصلی، حامل کمیاب ژن met بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مارتین فوگات، مهاجم اصلی، حامل نادر ژن مت هین بوده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. To the settler or trapper or cattleman, the western frontier was both promising and dangerous.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مرز غربی هم امیدوارکننده و هم خطرناک بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مرزهای غربی و مهاجر و یا دامدار، هر دو امیدوار کننده و خطرناک بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Pollock was the pathfinder, the original settler.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Pollock، pathfinder و the اصلی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Pollock، مسیریاب بود، مهاجم اصلی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. This restaurant is owned by an Italian settler.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این رستوران متعلق به یک مهاجر ایتالیایی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این رستوران متعلق به یک مهاجر ایتالیایی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Seeking land and gold, the settler at first found neither until he reached the Pacific slopes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مهاجر در جستجوی زمین و طلا، در ابتدا نه تا زمانی که به شیب‌های آرام برسد، یافت شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به دنبال زمین و طلا، مهاجران ابتدا تا زمانی که به دامنه های اقیانوس آرام نرسیده بودند، پیدا نشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Wherever a settler left his footprint, there's a hoofprint beside it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر جا که a ردپای او را ترک کرده باشد، یک hoofprint در کنار آن قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر کجا که یک مهاجر باقی بماند، در کنار آن یک کوهنورد وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The settler may be a beneficiary and may also be the only under the same trust.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مهاجر ممکن است ذی‌نفع باشد و هم چنین ممکن است تنها تحت همان اعتماد باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مهاجر ممکن است یک ذینفع باشد و همچنین ممکن است تنها تحت یک اعتماد باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A Settler or Citizen has to walk to a construction site to build most buildings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک settler یا شهروند باید برای ساخت بیشتر ساختمان‌ها به محل ساخت‌وساز بروند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک مهاجر یا شهروند باید برای ساختن بسیاری از ساختمانها به یک محل ساخت و ساز راه یابند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Settler society boomed after the gold rushes from the 1860s.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جامعه settler بعد از هجوم طلا از سال ۱۸۶۰ در فضا طنین انداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از طغیان طلا از دهه 1860، جامعه بنیانگذاران رشد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. How long to live as a settler.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چقدر طول میکشه که به عنوان یه سرتر زندگی کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چه مدت برای زندگی کردن به عنوان یک مهاجر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The settler shall have the right to check, transcribe or duplicate the trust accounts related to his trust property and other documents drawn up in the course of dealing with trust business.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مهاجر حق دارد حساب‌های اعتباری مربوط به ملک اعتمادش و دیگر اسناد تنظیم‌شده در مسیر معامله با تجارت اعتماد را بررسی و یا کپی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مأمورین حق دارند که حساب های اعتماد مربوط به اموال اعتماد خود و دیگر اسناد تهیه شده در جریان معاملات با اعتماد کسب و کار را بررسی، ضبط یا تکرار کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف settler

مهاجر تازه (اسم)
settler
ماندگر (اسم)
settler

معنی settler در دیکشنری تخصصی

settler
[عمران و معماری] ماندگار
[زمین شناسی] ماندگار
[پلیمر] ته نشین کننده

معنی کلمه settler به انگلیسی

settler
• person or thing that settles; one that inhabits a new region, colonist
• settlers are people who go to live in a new country.
settler radical
• extremist that seeks to settle in the west bank or gaza for political reasons

settler را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

عليرضا كريمي وند ١٣:٢٢ - ١٣٩٧/٠٥/١٣
خوش نشين
|

علی ٠٧:٤٠ - ١٣٩٨/٠٥/٢٤
شهرک نشین
|

arshiya ٢٠:٣٣ - ١٣٩٨/٠٧/١٦
a person who migrates to another place
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی settler
کلمه : settler
املای فارسی : ستلر
اشتباه تایپی : سثففمثق
عکس settler : در گوگل


آیا معنی settler مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )