انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 895 100 1

واژه severely در جمله های نمونه

1. the teacher corrected him severely for being late and for laziness
ترجمه معلم او را به خاطر دیر آمدن و تنبلی سخت موآخذه کرد.

2. to punish a student severely as an example to others
ترجمه برای عبرت دیگران شاگردی را سخت تنبیه کردن

3. desertion from the army is severely punishable
ترجمه فرار از ارتش مجازات شدید دارد.

4. The troops were severely debilitated by hunger and disease.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سربازان براثر گرسنگی و بیماری بشدت ضعیف شده‌بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سربازان به شدت از طریق گرسنگی و بیماری از بین رفته بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Tony emerged unscathed apart from a severely bruised finger.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تونی از یک انگشت زخمی که به شدت مجروح شده بود بیرون آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تونی ناشی از انگشت به شدت کبود شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She became severely depressed after her mother's death.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از مرگ مادرش به شدت افسرده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پس از مرگ مادرش به شدت افسرده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The man's face was severely lacerated in the accident.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چهره مرد به شدت جریحه‌دار شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چهره مرد در حادثه بسیار شدید بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Their movements have been severely circumscribed since the laws came into effect.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حرکات آن‌ها به شدت محدود شده‌است، زیرا قوانین به اجرا درآمدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جنبش های آنها از زمان تصویب قوانین به شدت محدود شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The accident left him severely disabled.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تصادف او را به شدت از کار انداخته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حادثه او را به شدت از کار انداخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Many of our patients are severely disturbed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از بیماران ما به شدت ناراحت هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از بیماران ما به شدت آشفته هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Motorists should be severely punished for dangerous driving.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Motorists فقط باید برای رانندگی خطرناک مجازات شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رانندگان خطرناک باید رانندگان خطرناک را به شدت مجازات کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The theif was severely drubbed for stealing the car.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The به شدت به خاطر دزدی اتومبیل drubbed شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این خودرو به شدت مورد استفاده برای سرقت خودرو قرار گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Foul play will be severely penalized.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازی زشت و کثیف به شدت جریمه خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازی غلط به شدت مجازات خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He has a severely restricted diet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رژیم غذایی بسیار محدودی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک رژیم غذایی بسیار محدود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The town was severely damaged in the war.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شهر در جنگ به شدت آسیب‌دیده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شهر به شدت در جنگ آسیب دیده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Such cramming method of teaching is now severely reprobated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حال حاضر چنین روش آموزشی در حال حاضر به شدت مورد استفاده قرار می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این روش متداول تدریس در حال حاضر به شدت مورد انتقاد نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه severely به انگلیسی

severely
• seriously, gravely; acutely, critically
severely ill
• very sick, extremely ill
severely wounded
• hurt badly, suffering from physical injuries that endanger his life
criticized him severely
• scolded him harshly, made very negative comments about him
criticized severely
• scolded harshly, made very negative comments about
judged severely
• punished him severely, gave him a harsh sentence
punished severely
• gave him a major penalty, gave him a harsh sentence
was criticized severely
• was harshly criticized, was reviewed badly

severely را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی severely

Ali reza ٠٢:٤٣ - ١٣٩٧/٠٨/٢٧
به شدت
|

عباداله جایروند ٠٨:٤٣ - ١٣٩٨/٠١/٢٠
شدیداً
|

پیشنهاد شما درباره معنی severely



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی severely
کلمه : severely
املای فارسی : سورلی
اشتباه تایپی : سثرثقثمغ
عکس severely : در گوگل


آیا معنی severely مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )