انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1013 100 1

shake off

تلفظ shake off
تلفظ shake off به آمریکایی تلفظ shake off به انگلیسی

واژه shake off در جمله های نمونه

1. He stamped his feet to shake off the snow from his boots.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پاهایش را روی زمین کوبید تا برف را از چکمه‌اش بلند کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پاهای خود را برای تکان دادن برف از چکمه های خود مهر زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. These countries are trying to shake off the stultifying effects of several decades of state control.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کشورها تلاش می‌کنند تا اثرات مخرب چندین دهه کنترل دولت را کنار بگذارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کشورها در حال تلاش برای از بین بردن اثرات تحریک چند دهه کنترل دولت هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Businessmen are trying to shake off habits learned under six decades of a protected economy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تجار در تلاش هستند تا habits که در طی شش دهه از یک اقتصاد محافظت‌شده کسب شده‌اند را از بین ببرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازرگانان در حال تلاش برای از بین بردن عادت هایی که در طی شش ده سال از یک اقتصاد محافظت شده یاد گرفته اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Outside investment has helped Sheridan to shake off its image as a depressed industrial town.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سرمایه‌گذاری خارجی به شریدن کمک کرد تا تصویر خود را به عنوان یک شهر صنعتی افسرده از بین ببرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرمایه گذاری خارجی به Sheridan کمک کرده است تا تصویر خود را به عنوان شهر صنعتی صنعتی افسرده تکان دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I hope I can shake off this cold before the weekend.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امیدوارم قبل از آخر هفته بتونم این سرما رو تکون بدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امیدوارم بتوانم قبل از آخر هفته این سرما را از بین ببرم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. We managed to shake off our pursuers in the crowd.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما سعی کردیم تعقیب‌کننده‌ها را از میان جمعیت دور کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما موفق شدیم تعقیب ما را در جمعیت جمع کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Science museums have tried to shake off their somewhat starchy image by mounting exhibitions designed to draw in the crowds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موزه‌ها و موزه‌های علمی سعی کرده‌اند تا با برپایی نمایشگاه‌های طراحی‌شده برای جذب جمعیت، تصویر کمی starchy خود را از بین ببرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موزه های علمی تلاش کرده اند تا تصویر خود را تا حدودی نشخوار کنند، با نصب نمایشگاه های طراحی شده برای جمع آوری جمعیت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. I found it difficult to shake off a sense of social inferiority.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیدا کردن یک حس حقارت اجتماعی را دشوار یافتم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من متوجه شدم که احساس عدم کفایت اجتماعی کم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. My cold's better, but I can't seem to shake off this cough.
ترجمه کاربر [ترجمه حمید] سرما خوردگی ام بهتر است، اما به نظر نمی رسد از شر این بیماری خلاص شوم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هوای سردم بهتر است، اما به نظر نمی‌رسد که این سرفه را ازسر بگیرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سردم بهتر است، اما من نمی توانم این سرفه را لرزاند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. She has failed to shake off her stomach injury.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او نتوانسته است آسیب شکمی خود را خاموش کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نمیتواند صدمه معده خود را تکان دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The press, once heavily censored, has managed to shake off its shackles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مطبوعات که یک‌بار، مامور سانسور شدید، توانسته بودند shackles را از هم جدا کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مطبوعات، زمانی که به شدت سانسور شده اند، توانسته اند از غل و زنجیر خود بیرون بیایند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. We managed to shake off the photographers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما توانستیم عکاسان را رها کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما توانستیم عکاسان را تکان دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Gerrard will play if he can shake off a slight thigh strain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جرارد در صورتی بازی می‌کند که بتواند کمی فشار ران را از بین ببرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جرارد بازی خواهد کرد اگر او می تواند یک کرنر ران کمی تکان دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Shake off any excess flour before putting livers in the pan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قبل از قرار دادن livers در ماهی‌تابه، هر گونه آرد اضافی را تکان دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قبل از قرار دادن کبد در پانک، هر آرد اضافی را لکه کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. I can't seem to shake off this cold.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر نمی‌رسد که این سرما را از دست بدهم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نمی توانم این سرما را لرزاند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه shake off به انگلیسی

shake off
• get rid of, agitate

shake off را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی shake off

Mohsen72 ٢٢:٠٧ - ١٣٩٧/٠٢/١٤
خلاص شدن از چیزی مثل مریضی
|

رضا ٠٣:٢٠ - ١٣٩٧/٠٢/٢٩
خلاص شدن از دست کسی یا چیزی
|

Mohsen ١٦:٣٥ - ١٣٩٧/٠٥/١٠
با لرزاندن بدن چیزی را از خود دورکردن مانند سگ وگربه در صورت خیس شدن
|

nahall ١٥:٠٠ - ١٣٩٧/٠٦/٢٠
لباس درآوردن
|

Tara ١٩:٤٥ - ١٣٩٧/١٠/٢٣
دست خود را تکان داد
|

سعید صفاری مقدم ١١:٢٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
رهانیدن، خلاص شدن، پشت سر نهادن
|

پیشنهاد شما درباره معنی shake off



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی shake off مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )