انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1043 100 1

sharing

تلفظ sharing
تلفظ sharing به آمریکایی/ˈʃerɪŋ/ تلفظ sharing به انگلیسی/ˈʃeərɪŋ/

معنی: تسهیم، اشتراک

واژه sharing در جمله های نمونه

1. power sharing
ترجمه سهیم شدن در قدرت

2. When something sensational happens to us, sharing the happiness of the occasion with friends intensifies our joy. Conversely, in times of trouble and tension, when our spirits are low, unburdening our worries and fears to compassionate friends alleviates the stress.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگامی که چیزی هیجان‌انگیز برای ما اتفاق می‌افتد، به اشتراک گذاری شادی موقعیت با دوستان، شادی ما را تشدید می‌کند در مقابل، در زمان دردسر و تنش، وقتی روحیه ما کم است، نگرانی و نگرانی ما را به کاهش استرس و استرس تبدیل می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که چیزی حساس به ما اتفاق می افتد، به اشتراک گذاری شادی از مناسبت با دوستان، لذت ما را افزایش می دهد برعکس، در زمان مشکلات و تنش، وقتی ارواح ما کم است، نگرانی و ترس از نگرانی ما نسبت به دوستان مهربان، استرس را کاهش می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He grinned at me, as if sharing a secret joke.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به من نیشخند زد، انگار که یک شوخی محرمانه را در میان گذاشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به من شگفت زده شد، مثل اینکه یک شوخی مخفی داشته باشم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Playing together teaches children social conventions such as sharing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازی با هم به کودکان کنوانسیون‌های اجتماعی مانند به اشتراک گذاری را آموزش می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازی کردن با هم کودکان را به اشتراک می گذارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Marriage is a life of sharing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ازدواج زندگی تقسیم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ازدواج یک زندگی مشترک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. There isn't an empty table. Would you mind sharing?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میز خالی نیست میشه با هم شریک بشیم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک جدول خالی وجود ندارد آیا شما ذهن را به اشتراک می گذارید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Would you mind sharing a room?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اشکالی نداره یه اتاق رو با هم شریک بشیم؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا فکر میکنید یک اتاق را به اشتراک بگذارید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Three prisoners were sharing one small cell 3 metres by 2 metres.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سه زندانی در یک سلول کوچک ۳ متر تا ۲ متر به اشتراک گذاشته شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سه زندانی یک سلول کوچک 3 متر با 2 متر را به اشتراک گذاشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. They seemed to be sharing a private joke .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسید که آن‌ها با یک شوخی خصوصی شریک شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسید آنها یک شوخی خصوصی را به اشتراک می گذارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The idea of sharing a room appalled her.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فکر به اشتراک گذاشتن یک اتاق او را به وحشت انداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ایده به اشتراک گذاشتن یک اتاق او را ناراحت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Nowadays there is more sharing of domestic chores.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امروزه اشتراک بیشتری از کاره‌ای خانگی وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امروزه تقسیم کارهای خانگی بیشتر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The introduction of job sharing could prevent the need for redundancies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معرفی به اشتراک شغل می‌تواند از نیاز به redundancies ها جلوگیری کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معرفی شغل می تواند مانع از نیاز به انحراف شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Chinese waiters stood in a cluster, sharing a private joke.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیشخدمت‌های چینی در یک گروه جمع شده‌بودند و یک شوخی خصوصی در آن سهیم می‌شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیشخدمت چینی در یک خوشه ایستاده بود، یک شوخی خصوصی به اشتراک گذاشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The decision to introduce job sharing grew out of a general desire for flexible working hours.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تصمیم برای معرفی به اشتراک شغل از تمایل عمومی برای ساعات کاری انعطاف‌پذیر بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تصمیم به معرفی اشتراک شغلی از یک اشتباه عمومی برای کارهای انعطاف پذیر افزایش یافته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف sharing

تسهیم (اسم)
allotment , sharing , multiplexing , multiplex , apportionment
اشتراک (اسم)
meet , sharing , unity , subscription

معنی عبارات مرتبط با sharing به فارسی

سهیم شدن در قدرت
(سهیم کردن کارگران یا کارمندان در سود) سود پخشی، سهیم کردن کارگر در سود کارخانه، مشارکت در سود
مالکیت نوبتی، استفاده ی نوبتی (از ملک یا کامپیوتر و غیره)، اشتراک وقت

معنی کلمه sharing به انگلیسی

sharing
• act of sharing, dividing and apportioning; joint ownership
file sharing
• ability to allow several computers to access the same file at the same time
job sharing
• job sharing is the arrangement by which two people work part-time at the same job, for example one person working in the morning and the other in the afternoon.
power sharing
• division of forces; of the division of forces
• power-sharing is a system in which people who would not normally take part in activities such as the government of their country or the management of their factory are allowed to do so.
printer sharing
• ability of a computer to allow the printer connected to it to print according to requests from across a network
profit sharing
• sharing of profits between employer and employees
• profit-sharing is a system by which all the people who work in a company have a share in its profits.
time sharing
• technique of working in which a computer is shared between several people at once and each person is allowed a certain amount of time to use the computer
• time sharing is an arrangement in which different people each buy a share in a cottage or flat. each person has the right to use that accommodation for a specific amount of time each year for their holidays.
• time sharing is also a system by which many different people can use the same computer at the same time.

sharing را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

معصومه ١٤:١١ - ١٣٩٦/٠٩/٢٦
توزیع
|

رایان حدیدی ١٢:٥٠ - ١٣٩٦/١١/٢٤
شراکت
|

taha ١٥:٠٩ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
رفاقت
|

H ٠١:٣٦ - ١٣٩٧/٠٦/٠٦
بهره گیری- بهره بردن
|

پارسا ١٩:٤٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٩
برخوردار
|

پارسا ٢٠:٠٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٩
برخوردار
|

پارسا ٢٠:٠٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٩
برخوردار
|

آرا الیاسی ١٤:٢٢ - ١٣٩٨/٠٣/١٢
باهم شریک باشیم یکی از سمبل های کوانزای آمریکای آفریقا تبار
|

سپهر رضوانیان ١٤:١٣ - ١٣٩٨/٠٧/٠١
توزیع اشتراکی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sharing
کلمه : sharing
املای فارسی : شیرینگ
اشتباه تایپی : ساشقهدل
عکس sharing : در گوگل


آیا معنی sharing مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )