برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1326 100 1

sharing

/ˈʃerɪŋ/ /ˈʃeərɪŋ/

معنی: تسهیم، اشتراک

واژه sharing در جمله های نمونه

1. power sharing
سهیم شدن در قدرت

2. When something sensational happens to us, sharing the happiness of the occasion with friends intensifies our joy. Conversely, in times of trouble and tension, when our spirits are low, unburdening our worries and fears to compassionate friends alleviates the stress.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که چیزی هیجان‌انگیز برای ما اتفاق می‌افتد، به اشتراک گذاری شادی موقعیت با دوستان، شادی ما را تشدید می‌کند در مقابل، در زمان دردسر و تنش، وقتی روحیه ما کم است، نگرانی و نگرانی ما را به کاهش استرس و استرس تبدیل می‌کند
[ترجمه گوگل]هنگامی که چیزی حساس به ما اتفاق می افتد، به اشتراک گذاری شادی از مناسبت با دوستان، لذت ما را افزایش می دهد برعکس، در زمان مشکلات و تنش، وقتی ارواح ما کم است، نگرانی و ترس از نگرانی ما نسبت به دوستان مهربان، استرس را کاهش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He grinned at me, as if sharing a secret joke.
[ترجمه ترگمان]او به من نیشخند زد، انگار که یک شوخی محرمانه را در میان گذاشته باشد
[ترجمه گوگل]او به من شگفت زده شد، مثل اینکه یک شوخی مخفی داشته باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Playing together teaches children social conventions such as sharing.
[ترجمه ترگمان]بازی با هم به کودکان کنوانسیون‌های اجتماعی مانند به اشترا ...

مترادف sharing

تسهیم (اسم)
allotment , sharing , multiplexing , multiplex , apportionment
اشتراک (اسم)
meet , sharing , unity , subscription

معنی عبارات مرتبط با sharing به فارسی

سهیم شدن در قدرت
(سهیم کردن کارگران یا کارمندان در سود) سود پخشی، سهیم کردن کارگر در سود کارخانه، مشارکت در سود
مالکیت نوبتی، استفاده ی نوبتی (از ملک یا کامپیوتر و غیره)، اشتراک وقت

معنی کلمه sharing به انگلیسی

sharing
• act of sharing, dividing and apportioning; joint ownership
file sharing
• ability to allow several computers to access the same file at the same time
job sharing
• job sharing is the arrangement by which two people work part-time at the same job, for example one person working in the morning and the other in the afternoon.
power sharing
• division of forces; of the division of forces
• power-sharing is a system in which people who would not normally take part in activities such as the government of their country or the management of their factory are allowed to do so.
printer sharing
• ability of a computer to allow the printer connected to it to print according to requests from across a network
profit sharing
• sharing of profits between employer and employees
• profit-sharing is a system by which all the people who work in a company have a share in its profits.
time sharing
• technique of working in which a computer is shared between several people at once and each person is allowed a certain amount of time to use the computer
• time sharing is an arrangement in which different people each buy a share in a cottage or flat. each person has the right to use that accommodation for a specific amount of time each year for their holidays.
• time sharing is also a system by which many different people can use the same computer at the same time.

sharing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معصومه
توزیع
رایان حدیدی
شراکت
taha
رفاقت
H
بهره گیری- بهره بردن
پارسا
برخوردار
پارسا
برخوردار
پارسا
برخوردار
آرا الیاسی
باهم شریک باشیم یکی از سمبل های کوانزای آمریکای آفریقا تبار
سپهر رضوانیان
توزیع اشتراکی
محدثه فرومدی
(به)اشتراک‌گذاری، تشریک
مهناز
هم بخشی
راضی
تسهیم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sharing
کلمه : sharing
املای فارسی : شیرینگ
اشتباه تایپی : ساشقهدل
عکس sharing : در گوگل

آیا معنی sharing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )