انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 894 100 1

بررسی کلمه shiny

صفت ( adjective )
حالات: shinier, shiniest
مشتقات: shininess (n.)
(1) تعریف: lustrous; glossy.
مترادف: glossy, lustrous
متضاد: dull
مشابه: burnished, lambent, polished, satin, satiny, sleek

- shiny boots
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] چکمه‌های براق،
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] چکمه های براق
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: glowing with light; bright; shining.
مترادف: agleam, beamy, bright, glowing
مشابه: brilliant, dazzling, effulgent, fulgent, gleaming, glimmering, liquid, lustrous, radiant, resplendent, scintillating, shimmering, sparkling

واژه shiny در جمله های نمونه

1. shiny shoes
ترجمه کفش‌های براق

2. a shiny night
ترجمه یک شب روشن

3. the shiny black back of monster whales
ترجمه پشت درخشان و براق نهنگ‌های عظیم

4. a new shiny coin
ترجمه یک سکه‌ی نو و براق

5. a warm and shiny day
ترجمه یک روز گرم و آفتابی

6. She slipped on the shiny floor and fell.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روی زمین براق لیز خورد و افتاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او روی کف براق افتاد و سقوط کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. In summer, especially lush vegetation, holly leaves shiny shiny, elm tree with luxuriant foliage, give people put up a thick green shade.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در تابستان، به خصوص گیاهان معطر، درخت نارون با برگ‌های انبوه، درخت نارون با برگ‌های انبوه، مردم را به رنگ سبز تیره درآورده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در تابستان، به خصوص پوشش گیاهی، گل سرخ براق براق، درخت گلی با شاخ و برگ طعم دار، به مردم قرار دادن سایه سبز ضخیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. In his designer suit and shiny shoes he looked quite the man about town.
ترجمه کاربر [ترجمه اب] در کت و شلوار طراحیش و کفشهای براق او کاملا مردی شهری بود.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با کت و شلوار شیک و کفش‌های براقی به مردی که در اطراف شهر بود نگاه می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در کت و شلوار طراحیش و کفشهای براق او کاملا مردی در مورد شهر بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She gazed proudly at the shiny buckles on her shoes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با غرور به سگک براق کفش‌هایش نگاه می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با افتخار در بغل های براق روی کفش هایش نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. All the cups are clean and shiny.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه فنجان‌ها تمیز و براق هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تمام فنجان ها تمیز و براق می باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He saw a shiny green beetle on a leaf.
ترجمه کاربر [ترجمه شادیا] او یک سوسک براق سبز بر روی برگ دید
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک سوسک سبز براق را دید که روی برگ نشسته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک سوسک سبز بر روی برگ دید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. His face was red and shiny.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صورتش قرمز و براق بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چهره اش قرمز و براق بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The boys gazed in wonder at the shiny red Ferrari.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بچه‌ها با تعجب به فراری قرمز براق نگاه کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پسران به جای تعجب در فراری قرمز براق نگاه کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Her blonde hair was shiny and clean.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موهای بلوند او براق و تمیز بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موهای بلوند او براق و پاک بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Look at the lovely shiny finish on that piano.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به حرف‌های قشنگ روی اون پیانو نگاه کن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نگاهی به پایان براق دوست داشتنی در آن پیانو
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Place the material on a flat surface, shiny side uppermost.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مواد را روی سطح صاف و براق بالایی قرار دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مواد را روی یک سطح صاف قرار دهید، بالای قسمت براق
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف shiny

درخشان (صفت)
ablaze , bright , shining , luminous , shiny , stellar , phosphorescent , refulgent , beaming , starry , beamy , illustrious , luminescent , luminiferous , lucid , fulgent , glittery , luciferous , lightsome
براق (صفت)
shining , shiny , aglow , sleek , glossy , splendid , silvery , flossy , sheeny , relucent , nitid , silken
افتابی (صفت)
bright , shiny , sunny
زرق و برق دار (صفت)
shiny , loud , showy , trumpery , gaudy , tinsel , gorgeous , flashy , flamboyant , tawdry
صیقلی (صفت)
slight , shiny , sleek , glossy , smooth , reflective , levigated
پرنور (صفت)
shiny

معنی کلمه shiny به انگلیسی

shiny
• emitting light, bright; gleaming, sparkly, reflecting light; polished, having a sheen
• shiny things are bright and reflect light.

shiny را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی shiny

maryam ١٥:٣٠ - ١٣٩٦/٠٩/١٤
my brother has shiny black shoes but i have a pink shoes
|

Saba ١٦:٠٢ - ١٣٩٧/٠٣/٢٨
شیک
|

Qorbani ١٦:٠٥ - ١٣٩٧/٠٣/٢٨
شیک
|

PN ٠٩:٣٣ - ١٣٩٧/٠٣/٣٠
Bright
|

ebitaheri@gmail.com ٠٩:٠٤ - ١٣٩٧/٠٤/٠٢
رخشان ، تابناک ، درخشنده
|

دختر والیبالیست . رویا ریاحی ٢٢:٢٦ - ١٣٩٧/٠٦/١٢
براق و درخشنده
|

مِهـرانا ١١:٤٨ - ١٣٩٧/٠٦/١٥
some clothes that bright and light
|

am ٢٢:٥٣ - ١٣٩٧/٠٩/٠٧
درخشیدن
|

parva ٢٢:٠٨ - ١٣٩٧/١١/٢٩
جمع آور نده ی خورشیدی
|

محمد ولی زاده ١٣:٣٨ - ١٣٩٧/١٢/٠٧
Bright or some clothes that bright and light
|

پیشنهاد شما درباره معنی shiny



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

کوشاترین کاربران

پرگفتگوترین واژگان

توضیحات دیگر

معنی shiny
کلمه : shiny
املای فارسی : شاینی
اشتباه تایپی : ساهدغ
عکس shiny : در گوگل


آیا معنی shiny مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )