برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1189 100 1

shitty

بررسی کلمه shitty

صفت ( adjective )
حالات: shittier, shittiest
مشتقات: shittiness (n.)
(1) تعریف: (vulgar slang) contemptible or despicable.

(2) تعریف: of low quality; inferior.

(3) تعریف: terribly bad; miserable.

واژه shitty در جمله های نمونه

1. I'm not going to eat this shitty food.
[ترجمه ندا] من این غذای مزخرف را نمی خورم.
|

[ترجمه ترگمان]من این غذای لعنتی را نمی‌خورم
[ترجمه گوگل]من قصد ندارم این غذای شیرین بخورم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She's had really shitty treatment from the management.
[ترجمه ترگمان]او با مدیریت مدرسه رفتار کثیفی داشت
[ترجمه گوگل]او از مدیریت واقعا شیطانی برخوردار بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Jamie's had a shitty week at work.
[ترجمه Akah] جیمی هفته ی کاری خیلی بدی داشت|

[ترجمه Akah] جیمی هفته ی کاری مزخرفی داشت| ...

معنی کلمه shitty به انگلیسی

shitty
• (vulgar slang) lousy, rotten, of inferior quality; unpleasant, disagreeable; miserable, bad, wretched
• if someone describes a thing or person as shitty, they mean that they dislike them or think they are unpleasant; a very rude word used in informal english.

shitty را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بنده خدا
گند-گندی-گند زدن-
Merllia Watson
مزخرف، گند
فرزاد
بی مزه/ بی طعم /بی نمک/ تو دل نرو...........shit ushakh...یعنی بچه بی مزه ......shit shukhlukh...یعنی شوخی بی مزه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی shitty مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )