انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 890 100 1

بررسی کلمه shoplifter

اسم ( noun )
مشتقات: shoplifting (n.)
• : تعریف: a person who steals goods from a store while pretending to be a customer.

واژه shoplifter در جمله های نمونه

1. The store detective told the shoplifter that the game was up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازرس فروشگاه به مغازه مغازه گفت که بازی شروع‌شده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارفرمای فروشگاه به فروشگاه خریداری کننده گفت که این بازی تا به حال انجام شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Or rather, the shoplifter doesn 't even bother to try.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یا بهتر بگویم دزد مغازه حتی زحمت امتحانش را هم به خود نداد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یا بهتر است که خریدار نتواند آن را امتحان کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. So did our vic surprise a shoplifter?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس قربانی ما دزد مغازه رو غافلگیر کرد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا ما عجله کردیم که یک فروشگاه خریداری کنیم؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The young shoplifter was only 13 years old.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مغازه مغازه دختر جوان فقط ۱۳ سالش بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جوانان فروش تنها 13 سال داشتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. A shoplifter was caught red - handed trying to steal a watch from a jewelry store.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دزد مغازه در حال گرفتن یک ساعت از مغازه جواهر فروشی دستگیر شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک فروشگاه خریداری شده قرمز گرفت - دست به تلاش برای سرقت یک ساعت از یک فروشگاه طلا و جواهر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The shoplifter stole hundreds of dollars worth of jewelry from the store.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دزد مغازه صدها دلار جواهرات را از مغازه دزدیده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Shoplifter به سرقت برده صدها دلار از جواهرات از فروشگاه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Another convicted shoplifter was at the store from 3 p. m. to p. m.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یکی دیگر از shoplifter محکوم‌شده در فروشگاه از ساعت ۳ بعد از ظهر بود متر تا p متر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی دیگر از فروشندگان مجاز محکوم شد در فروشگاه از 3 پ متر بالا متر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A shoplifter shoplifted and left the lift of the shop.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دزد مغازه مغازه مغازه را ترک کرد و از مغازه بیرون رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک فروشگاه خریداری شده و آسانسور فروشگاه را ترک کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. A skillful shoplifter doesn 't have to pay for items he or she buys in shops.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]A ماهر مجبور نیست برای اقلامی که او در مغازه‌ها می‌خرد، پول پرداخت کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک خریدار ماهر می تواند برای اقلامی که در مغازه ها خریداری می کند، پرداخت نکند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It's when I'm roamin'around tryin'to catch a shoplifter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این موقع است که سعی می‌کنم دزد مغازه را بگیرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این زمانی است که من روحانی هستم که سعی می کنم خریدار را بگیرم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The shoplifter was caught in the act.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دزد مغازه در عمل دستگیر شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خریدار در عمل دستگیر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They spot a shoplifter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دزد مغازه رو پیدا می کنن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها یک مغازه دار را می بینند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The store detective was keeping a close eye on a suspected shoplifter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارگاه مغازه داشت یه مغازه بسته رو به یه دزد مغازه مشکوک نگاه می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارآگاه فروشگاه یک چشم انداز نزدیک را در مورد خریدار مشکوک نگه داشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Then he filed a lawsuit against Stores Protective Association and Robinsons-May, where the shoplifter was apprehended by security guards.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس او به انجمن حمایت از فروشگاه‌ها و Robinsons - مه که در آن shoplifter توسط نگهبانان امنیتی دستگیر شد، شکایت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس او علیه انجمن حفاظت از فروشگاه ها و رابینسون-می، که در آن بازرگان به وسیله نگهبانان دستگیر شد، پرونده داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف shoplifter

دزد (اسم)
thief , good fellow , apache , robber , shoplifter , stealer , burglar , picaroon , pilferer , lurcher , hobgoblin , defalcator , peculator , purloiner , raptor , larcener , larcenist , picklock , piker
دزد مغازه (اسم)
shoplifter

معنی کلمه shoplifter به انگلیسی

shoplifter
• one who steals merchandise from a store while pretending to shop
• a shoplifter is a person who steals things from a shop by shoplifting.

shoplifter را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی shoplifter

ebitaheri@gmail.com ٢٢:٢٠ - ١٣٩٧/١٢/١٨
دزد فروشگاه

[خودمانی و عامیانه]
دَلِه دزد
|

پیشنهاد شما درباره معنی shoplifter



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی shoplifter
کلمه : shoplifter
املای فارسی : شپلیفتر
اشتباه تایپی : ساخحمهبفثق
عکس shoplifter : در گوگل


آیا معنی shoplifter مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )