انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 893 100 1

بررسی کلمه short lived

صفت ( adjective )
• : تعریف: having a short life or duration.
متضاد: abiding, agelong, durable, enduring, lasting, long-lasting, long-lived
مشابه: brief, fugitive, transient

معنی کلمه short lived به انگلیسی

short lived
• something that is short-lived does not last very long.

short lived را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی short lived



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی short lived
کلمه : short lived
املای فارسی : شرت لیود
اشتباه تایپی : ساخقف مهرثی
عکس short lived : در گوگل


آیا معنی short lived مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )