انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1069 100 1

show up

تلفظ show up
تلفظ show up به آمریکایی/ˈʃoʊˈəp/ تلفظ show up به انگلیسی/ʃəʊʌp/

معنی: حضور یافتن، کسی را لو دادن، حاضر شدن
معانی دیگر: (عامیانه) 1- وارد شدن، آمدن، (سروکله ی کسی) پیدا شدن 2- چشمگیر شدن، نمایان شدن، سر موقع حاضر شدن

بررسی کلمه show up

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to arrive at a place.
مترادف: arrive, come
مشابه: arise, get, report

- We waited, but he never showed up.
ترجمه کاربر [ترجمه امیر] منتظر ماندیم اما او هرگز وارد نشد
|

ترجمه کاربر [ترجمه نفس] منتظر ماندیم اما او اصلا حاضر نشد
|

ترجمه کاربر [ترجمه امین] منتظر ماندیم اما او هرگز نیامد.
|

ترجمه کاربر [ترجمه صادق علیزاده] ما منتظر بودیم، اما اون هرگز پیداش نشد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] منتظر بودیم، ولی پیداش نشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] منتظر بودیم، اما او هرگز نشان نداد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه show up در جمله های نمونه

1. Other vessels in the area show up on the ship's radar .
ترجمه کاربر [ترجمه صادق] دیگر کشتی های مخزن در منطقه بر روی رادار کشتی نمایان میشود
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشتی‌های دیگر در این ناحیه در رادار کشتی ظاهر می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دیگر کشتی ها در این منطقه رادار رادیویی کشتی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Hang the picture somewhere where it will show up to advantage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] عکسش رو جایی بذار که به نفع خودش باشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عکس را در جایی که آن را به نفع خود نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. 'He probably won't show up. ' 'Don't be so negative. '
ترجمه کاربر [ترجمه حامد] اون احتمالا [خودشو] نشون نمیده. اینقدر منفی [نگر] نباش.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او احتمالا خودش را نشان نمی‌دهد انقدر منفی نباش
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او احتمالا نشان نمی دهد '' خیلی منفی نیست '
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He was liable to just show up without warning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او ممکن بود بدون اخطار قبلی ظاهر شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مسئول بود فقط بدون هشدار نشان دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Use a light colour which will show up on a dark background.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از یک رنگ نور استفاده کنید که در پس‌زمینه تاریک ظاهر خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از یک رنگ نور استفاده کنید که در پس زمینه تاریک نشان داده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Scientists know that cancer may not show up for many years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دانشمندان می‌دانند که سرطان ممکن است سال‌ها ادامه پیدا کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دانشمندان می دانند که سرطان ممکن است برای سال ها نشان ندهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. There's no telling who is going to show up tonight.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معلوم نیست کی قراره امشب خودشو نشون بده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ حرفی برای گفتن ندارم که امشب در حال نمایش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The drug does not show up in blood tests because it is effective in very small quantities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دارو در آزمون‌های خون ظاهر نمی‌شود چون در مقادیر بسیار کوچک موثر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این دارو در آزمایش خون نشان نمی دهد زیرا در مقادیر بسیار کمی موثر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. It was decent of you to show up today.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] امروز خیلی لطف کردی که اومدی اینجا
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امروز شما خوب بودید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The fingertips on the glass show up in the sunlight.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نوک انگشتان روی شیشه در نور خورشید ظاهر می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نوک انگشتان روی شیشه در نور خورشید نشان داده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. We had 200 people show up for our seminar.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما ۲۰۰ نفر برای سمینار خود حضور داشتیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما 200 نفر را برای سمینار ما به نمایش گذاشتیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. You could wait till Doomsday and he'd never show up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تا قیامت صبر کنی و دی گه خودشو نشون نده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما می توانید تا روز قیامت صبر کنید و او هرگز نشان نمی دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The silver inlays show up as pale areas because they are denser than brass to X-rays.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The های نقره به شکل مناطق رنگ‌پریده نمایش داده می‌شوند چون they از برنج با اشعه ایکس هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جواهرات نقره به عنوان مناطق نازک به نظر می رسند، زیرا آنها چگال تر از برنج به اشعه ایکس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He might show up later, but I doubt it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ممکنه بعدا خودشو نشون بده، ولی شک دارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ممکن است بعدا ظاهر شود، اما من شک دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. More generally, water will show up from a distance by catching and reflecting light from the sky.
ترجمه کاربر [ترجمه حامد] عموماً [در بیشتر موارد]، آب از طریق گرفتن و بازتاب نور آسمان، ا از فاصله دور نمایان می شود.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طور کلی، آب با گرفتن و انعکاس نور از آسمان ظاهر خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور کلی، آب با فاصله گرفتن از نور و بازتاب نور از آسمان، از فاصله دور می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف show up

حضور یافتن (فعل)
show up
کسی را لو دادن (فعل)
show up
حاضر شدن (فعل)
show up

معنی کلمه show up به انگلیسی

show up
• expose; appear, come
fail to show up
• not arrive or attend as expected

show up را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ناديا ١٣:٥٦ - ١٣٩٦/٠٨/١١
حضور يافتن
|

محمد خ1 ١٢:٣١ - ١٣٩٦/٠٨/٣٠
show somebody up خط و نشان کشیدن برای کسی

|

مصطفا ١٥:٥٨ - ١٣٩٧/٠٥/٠٨
سر قرار حاضر شدن(بیشتر برای قرار ملاقات)
|

k ٢١:٣٣ - ١٣٩٧/٠٥/٠٨
رسیدن به مکانی،کسی را لو دادن یا خجالت زده کردن
|

مبینا ١٦:٠٩ - ١٣٩٧/٠٦/١٨
حاضر شدن
|

اا ١٣:٤٨ - ١٣٩٧/١٠/١٢
حقیر نشان دادن
|

میثم علیزاده ١١:٣٦ - ١٣٩٧/١١/٢٧
آفتابی شدن
|

میلاد علی پور ١٩:٢١ - ١٣٩٨/٠١/٠١
رسیدن به جایی(به جهتِ ملحق شدن به فرد یا افرادی)
|

سید محمد هاشمی ١٧:٠٠ - ١٣٩٨/٠١/١٠
Show up:
(خودمونی)(به جهت ملحق شدن به افراد، مخصوصا به طور غیر منتظره یا دیر) از راه رسیدن- اومدن

Cambridge:👇👇
to arrive somewhere in order to join a group of people, especially late or unexpectedly.

Eg: a lot of people are still hoping a rescue boat's gonna show up.
خیلی از افراد هنوز امیدوارند که قایق نجات از راه میرسه.
|

مهدی صباغ ١٧:٥٢ - ١٣٩٨/٠٣/١٦
سر و کله کسی در جایی پیدا شدن
آفتابی شدن
|

گلبرگ ١٧:٣٤ - ١٣٩٨/٠٥/٠٩
ايستادگي و مقاومت كردن
|

بهزاد همایی ٠٨:٥٧ - ١٣٩٨/٠٨/١٤
ظاهر شدن-خودنمایی کردن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

وحید طاهری > المان
پریسا > financial transaction
رضا > hip hop
پارسا > واج ارایی
احسان > Dire consequences
اروشا > آروشا
امین جهانگرد > is that so
رامین سعیدی > رامین

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی show up
کلمه : show up
املای فارسی : شو آاپ
اشتباه تایپی : ساخص عح
عکس show up : در گوگل


آیا معنی show up مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )