انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1076 100 1

shrewdly

تلفظ shrewdly
تلفظ shrewdly به آمریکایی تلفظ shrewdly به انگلیسی

زیرکانه، بزیرکی

واژه shrewdly در جمله های نمونه

1. 'Something tells me you've already decided,' he said shrewdly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زیرکانه گفت: یه چیزی به من می‌گه که تو تصمیم گرفتی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او گفت: 'چیزی به من می گوید که شما قبلا تصمیم گرفتهاید '
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. She shrewdly predicted the stock market crash.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او زیرکانه پیش‌بینی کرد که بازار سهام سقوط کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طرز شگفت انگیزی سقوط بازار سهام را پیش بینی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Sly shrewdly stayed just a few Steps ahead of the crowd.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زیرکانه، زیرکانه چند گام جلوتر از جمعیت باقی ماند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طرز شگفت انگیزی تنها چند مرحله از جمعیت پیش رو مانده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The release of the document was shrewdly timed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمان انتشار این سند به طور زیرکانه برنامه‌ریزی شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انتشار اسناد به طور خلاصه به پایان رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Linda looked at him shrewdly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لیندا زیرکانه به او نگاه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لیندا به او نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Some of Donaldson's punting was shrewdly angled and flighted but the wings scarcely saw the ball.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعضی از punting Donaldson، زیرکانه و flighted بود، اما بال پرنده به زحمت توپ را دیده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از توپوگرافی دونالدسون به طور انحصاری زاویه دار و جوراب زده بود، اما بال بالایی نتوانست توپ را ببیند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He gradually gathers power and conviction as he shrewdly manipulates the crowd, whipping them into a frenzy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کم‌کم قدرت و ایمان را جمع و جور می‌کند و زیرکانه جمعیت را بازی می‌کند، آن‌ها را با خشم شلاق می‌زند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به تدریج توان و اعتقادات خود را جمع می کند، به طوری که او به صورت مخفیانه جمعیت را دستکاری می کند و آنها را به یک دیوانگی شلاق می زند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. They shrewdly got out of British consols in 181 but England was the nation where the family flourished above all.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها 181 ساله از کنسول انگلیس خارج شدند اما انگلستان کشوری بود که خانواده در آن رشد کرده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Charlie looked at her shrewdly, and apppeared to be calculating.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چارلی زیرکانه به او نگاه کرد و سعی کرد محاسبه کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چارلی به او نگاه کرد و محاسبه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. " Perhaps,'said the other, winking shrewdly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیگری چشمکی زد و گفت: شاید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'شاید،' گفت: دیگر، چشمک زننده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. One who skillfully or shrewdly manages an enterprise.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کسی که ماهرانه یا زیرکانه یک شرکت را مدیریت می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کسی که به طرز ماهرانه ای یا به طرز وحشیانه یک شرکت مدیریت می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The Afrikakorps' commander, Gen. Erwin Rommel, shrewdly saw the song as a means to rally his men.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرمانده Afrikakorps، ژنرال آروین رو مل، که زیرکانه آواز را به عنوان وسیله‌ای برای گرد آوردن افراد خود دید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ژنرال ارورین رومل، فرمانده افریکاکورپس، این آهنگ را به عنوان وسیله ای برای تسخیر مردانش دید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Maroc Telecom has shrewdly purchased incumbent telecoms firms in Gabon, Burkina Faso and Mali.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Maroc تلکام زیرکانه شرکت‌های مخابرات در گابن، بورکینافاسو، و مالی را خریداری کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Maroc Telecom به طور غریزی شرکت های مخابراتی موجود در گابون، بورکینافاسو و مالی را خریداری کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Erwin Rommel, shrewdly saw the song as a means to rally his men.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آروین مل، زیرکانه این ترانه را به عنوان وسیله‌ای برای جمع کردن افراد خود دید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اروین رامل، به طرز وحشیانه ای این آهنگ را به عنوان وسیله ای برای تسخیر مردانش دید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه shrewdly به انگلیسی

shrewdly
• cleverly, craftily; intelligently, judiciously, astutely

shrewdly را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی shrewdly
کلمه : shrewdly
املای فارسی : شرودلی
اشتباه تایپی : ساقثصیمغ
عکس shrewdly : در گوگل


آیا معنی shrewdly مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )