انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 950 100 1

shutdown

تلفظ shutdown
تلفظ shutdown به آمریکایی/ˈʃʌtˌdaʊn/ تلفظ shutdown به انگلیسی/ˈʃʌtdaʊn/

معنی: تعطیل
معانی دیگر: بسته بودن (مثلا مدرسه یا کارخانه)

بررسی کلمه shutdown

اسم ( noun )
• : تعریف: a closing or stopping of operations, as of a factory or power generator.

واژه shutdown در جمله های نمونه

1. Environmental groups had called for the permanent shutdown of the plant.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروهه‌ای زیست‌محیطی خواستار تعطیلی دائمی کارخانه شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گروه های زیست محیطی خواستار توقف دائمی این گیاه شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The emergency shutdown procedure was activated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روند خاموش‌کردن اضطراری فعال شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روش خاتمه اورژانسی فعال شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The shutdown is the latest in a series of painful budget measures.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعطیلی آخرین مورد از مجموعه‌ای از اقدامات شدید بودجه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعطیل آخرین مورد در یک سری اقدامات بودجه دردناک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. It's just a regular maintenance shutdown.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این فقط یک تعطیلی منظم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این فقط خاموش کردن تعمیرات منظم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The shutdown had no effect on Calvert Cliffs Unit One, which continues to operate at full capacity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تعطیلی تاثیری بر واحد \"کالورت Cliffs\" نداشت، که همچنان با ظرفیت کامل عمل می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خاموش بودن هیچ تاثیری بر Clumber Clone Unit One نداشت، که همچنان در ظرفیت کامل کار می کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Dole is clearly troubled by the 19-day shutdown, and moved despite the opposition of House Speaker Gingrich.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به وضوح توسط تعطیلی ۱۹ روزه مشکل‌ساز است، و علی‌رغم مخالفت سخنگوی مجلس، گینگریچ به حرکت در آمده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دال به وضوح با تعطیل 19 روزه آشنا است و با وجود مخالفت سخنگوی خانه گینگریچ نقل مکان کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The budget clash resulted in a partial shutdown at the passport agency.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این درگیری در بودجه منجر به تعطیلی جزئی اداره گذرنامه شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درگیری بودجه منجر به خاتمه دادن جزئی در آژانس گذرنامه شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. I ground my teeth through the second shutdown.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دندان‌هایم را به هم فشار می‌دهم و دومی را خاموش می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دندان هایم را از طریق خاموش کردن زمین پایین می دهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. That could lead to a third partial government shutdown, if a compromise on spending limits can not be reached.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این امر می‌تواند منجر به تعطیلی جزئی دولت شود، در صورتی که توافقی بر سر محدودیت هزینه حاصل نشود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این امر می تواند منجر به خاموش شدن بخش سوم دولتی شود، اگر مصالحه در مورد محدودیت هزینه ها قابل دسترسی نباشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Add backup and restore, startup and shutdown and software installation to that for starters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پشتیبان اضافه کردن و بازیابی، راه‌اندازی و نصب و نصب نرم‌افزار برای شروع کار
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پشتیبان گیری و بازگردانی، راه اندازی و خاموش شدن و نصب نرم افزار را برای آن برای شروع
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Where did she get this automatic shutdown defence mechanism?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او این مکانیزم دفاعی بسته اتوماتیک را از کجا آورده بود؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از کجا این مکانیسم دفاع خودکار خاموش شدن را دریافت کرد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The dual reactor shutdown commenced on 8 August for essential electrical work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعطیلی رآکتور دوگانه در ۸ آگوست برای کار ضروری برق شروع شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خاموش شدن راکتور دوگانه در روز 8 اوت برای انجام کارهای ضروری برق آغاز شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The 49-day refueling shutdown was scheduled to end May
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعطیلی ۴۹ روزه سوخت‌گیری برای پایان ماه مه برنامه‌ریزی شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعطیلات سوختگیری 49 روزه به پایان می رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The prolonged federal government shutdown could not have come at a worse time for businessman Herb Stein.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعطیلی طولانی‌مدت دولت فدرال نمی‌توانست در زمان بدتر برای هرب Stein وجود داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هرت استین، بازرگان، مدت زمان کمتری برای خاموش شدن دولت فدرال نداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The partial government shutdown derived from the budget stalemate will reach three weeks this Friday.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعطیلی جزئی دولت که از بن‌بست بودجه ناشی می‌شود، در روز جمعه به سه هفته خواهد رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خاموش شدن بخش دولتی که از بودجه بودجه رسیده است، این جمعه به سه هفته می رسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف shutdown

تعطیل (اسم)
suspension , standstill , day-off , holiday , vacation , shutdown , sunday

معنی shutdown در دیکشنری تخصصی

shutdown
[کامپیوتر] تعطیل شدن
[حسابداری] تعطیل تسهیلات
[نفت] خواباندن خودکار
[برق و الکترونیک] قطع تغذیه همزمان مشخصه ای از منبع تغذیه امکان کامل شدن چرخه تشدید ولتاژ یا جریان قبل از قطع تغذیه فراهم می کند .

معنی کلمه shutdown به انگلیسی

shutdown
• temporary closing of a business or factory, shutting down
• a shutdown is the closing of a factory, shop, or other business, usually for a short time.

shutdown را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی shutdown

محمد خ1 ١٠:٢٣ - ١٣٩٦/٠٩/٠٤
تیرخلاص
|

ebitaheri@gmail.com ١١:٠٢ - ١٣٩٦/٠٩/٠٦
بستن

[رایانه]

خاموش‌سازی ، از کار اندازی
|

حسن امامی ١٩:٣٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٦
تعطیلی موقت خط تولید
|

هادی سلیمی ١٠:٣٤ - ١٣٩٨/٠٢/٢٣
تنزل دادن، فروکاستن
|

پیشنهاد شما درباره معنی shutdown



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی shutdown
کلمه : shutdown
املای فارسی : شوتدون
اشتباه تایپی : ساعفیخصد
عکس shutdown : در گوگل


آیا معنی shutdown مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )