برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1190 100 1

similar

/ˈsɪmələr/ /ˈsɪmələ/

معنی: مطابق، یکسان، مشابه، شبیه، همانند، مانند، متشابه، قرین، یک دست، همسان
معانی دیگر: (تقریبا ولی نه کاملا) یکجور، مانند هم، هم آسا، مانسته، همگون، (هندسه) متشابه، همدیس، مانا (هم شکل ولی نه هم اندازه)، باستار

بررسی کلمه similar

صفت ( adjective )
مشتقات: similarly (adv.)
• : تعریف: having resemblance or likeness.
مترادف: alike, comparable, like
متضاد: different, disparate, dissimilar, distinct, divergent, diverse, unalike, unlike
مشابه: akin, allied, analogous, approximate, close, cognate, congruous, correspondent, corresponding, equivalent, kindred, matching, parallel, related

- Joan and Joanna are similar names.
[ترجمه شو] جون و جوانا نام های مشابهی هستند
|

[ترجمه Nadrina] جوآن و جوانا اسم هایی مشبه هستند
|

[ترجمه ترگمان] جون و جوانا اسم مشابهی هستند
[ترجمه گوگل] جوآن و جوآن نامهای مشابهی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The houses are quite similar to each other, but they're painted different colors.
[ترجمه ترگمان] خانه‌ها کاملا شبیه هم هستند، اما رنگ‌های مختلفی دارند
[ترجمه گوگل] خانه ها کاملا مشابه یکدیگر هستند، اما رنگ ه ...

واژه similar در جمله های نمونه

1. similar triangles have equal angles
مثلث‌های همدیس دارای زوایای برابر هستند.

2. ships of similar construction
کشتی‌های دارای ساختار مشابه

3. to be similar
شباهت داشتن،همانند بودن

4. we have similar tastes
سلیقه‌های ما یکجور است.

5. those two sisters look similar but they are not exactly alike
آن دو خواهر شبیه هستند ولی کاملا مثل هم نیستند.

6. when wages went up, there was a similar rise in the price of food
وقتی مزدها بالا رفتند قیمت خوراک هم به طور مشابه بالا رفت.

7. he was advised not to drink whiskey and other similar drinks
به او توصیه شده بود از آشامیدن ویسکی و سایر مشروبات مشابه خودداری کند.

8. The findings are similar to those reported in previous studies.
[ترجمه ترگمان]یافته‌ها مشابه نتایج مطالعات قبلی هستند
[ترجمه گوگل]یافته ها مشابه مطالعات قبلی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Mary's symptom is similar to Joseph's in some way.
[ترجمه ترگمان]علائم مری به نوعی شبیه به جوزف است
[ترجمه گوگل ...

مترادف similar

مطابق (صفت)
accordant , matching , according , conforming , relevant , similar , agreeing , correspondent , alike , alike in form , alike in shape , comformable , respondent
یکسان (صفت)
similar , identical , identic , equal , alike , akin , same , uniform , invariant
مشابه (صفت)
similar , alike , analogous , equivalent , resembling , homogeneous , semblable
شبیه (صفت)
similar , equal , alike , rival , like , same , analogous , quasi , papilionaceous , semblable
همانند (صفت)
similar , equal , alike , like , homological
مانند (صفت)
similar , alike , like , analogous , resembling , looking like , comparable
متشابه (صفت)
similar , alike , like , analogous , resembling , homologous , homonymous
قرین (صفت)
similar , like
یک دست (صفت)
slick , similar , uniform , flat , unmixed
همسان (صفت)
similar , homological , homologous

معنی عبارات مرتبط با similar به فارسی

اشکال همانندیا متشابه
مانندان، شبیه به ان

معنی similar در دیکشنری تخصصی

similar
[برق و الکترونیک] مشابه ، همانند
[فوتبال] شبیه –یکسان
[ریاضیات] متشابه، متجانس، مشابه، همانند، شبیه، مانا
[ریاضیات] قوس های متشابه
[حسابداری] دارائیهای مشابه
[ریاضیات] مجانس
[ریاضیات] شکل های متشابه
[معدن] چین مشابه (زمین شناسی ساختمانی)
[ریاضیات] کسر های متشابه
[ریاضیات] ماتریس های متشابه، ماتریس های همانند، ماتریس های مشابه
[آمار] ماتریسهای مشابه
[ریاضیات] ماتریس متشابه
[ریاضیات] مجموعه های مرتب متشابه
[ریاضیات] تبدیلات متشابه، تبدیلات مزدوج
[ریاضیات] مجانس مستقیم، مستقیما متشابه
[عمران و معماری] متشابه هندسی
inversely similar ...

معنی کلمه similar به انگلیسی

similar
• alike, having common qualities, comparable
• if one thing is similar to another, they have features that are the same or are like each other.

similar را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mehrdad Sayehban
شبیه هم
مهری مدآبادی
شبیه به هم
Maryam💞
همانند. یکسان. شبیه.
MOHSEN
یکسان، شبیه ، مثل ، مانند
some think are liks other things
ashkan
شبیه.مشابه
Fatemeh
Almost the same
کاربر آبادیس
مشابه، شبیه، همانند، مانند
alireza
شبیه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی similar
کلمه : similar
املای فارسی : سیمیلار
اشتباه تایپی : سهئهمشق
عکس similar : در گوگل

آیا معنی similar مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )