برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1316 100 1

simplification

/ˌsɪmpləfɪˈkeɪʃn̩/ /ˌsɪmplɪfɪˈkeɪʃn̩/

معنی: تسهیل، ساده سازی
معانی دیگر: ساده گردانی، مختصر سازی

واژه simplification در جمله های نمونه

1. Like any such diagram, it is a simplification.
[ترجمه ترگمان]مانند هر نمودار، این یک ساده‌سازی است
[ترجمه گوگل]مانند هر نمودار چنین است، ساده سازی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. These figures are a simplification. The real situation is much more complicated than this.
[ترجمه ترگمان]این ارقام ساده‌سازی هستند وضعیت واقعی خیلی پیچیده‌تر از وضعیت فعلی است
[ترجمه گوگل]این ارقام ساده هستند وضعیت واقعی بسیار پیچیده تر از این است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Everyone favours the simplification of court procedures.
[ترجمه ترگمان]همه از ساده‌سازی روش‌های دادگاهی بهره می‌برند
[ترجمه گوگل]همه از ساده سازی رویه های دادرسی حمایت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. What she said was a useful simplification of the theory.
[ترجمه ترگمان]چیزی که او گفت ساده‌سازی مفید نظریه است
[ترجمه گوگل]آنچه او گفت، ساده سازی این نظریه بود
[ترجمه شما] ...

مترادف simplification

تسهیل (اسم)
predigestion , simplification
ساده سازی (اسم)
reduction , simplification

معنی simplification در دیکشنری تخصصی

simplification
[برق و الکترونیک] ساده سازی
[زمین شناسی] اختصار ، ساده سازی - یکی از روشهای جنرالیزه کردن کارتوگرافیک که با تعیین ویژگیهای مهم دادهها، حذف جزییات غیر مهم و نگهداری ویژگیهای مهم سروکار دارد.
[ریاضیات] ساده کردن، ساده سازی، مختصر سازی، ساده گردانی
[ریاضیات] قاعده ی ساده کردن
[زمین شناسی] زودودن ، حذف کردن ، ساده سازی
[ریاضیات] ساده کردن کار

معنی کلمه simplification به انگلیسی

simplification
• act of making less complex; act of making plainer; act of making easier
• a simplification is the thing that you produce when you make something simpler.
• simplification is also the act of making something simpler.
work simplification
• making a task more simple

simplification را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

وفادار
ساده سازي
عاطفه .موسوی
ساده بودن
ساده کار کردن
Mahdi
ترازنامه
صالحی
مترادف با reduction, elimination, clear
زدودن، حذف، کاهش
jahanaks.blog.ir
ساده سازی
مختصر سازی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی simplification
کلمه : simplification
املای فارسی : سیمپلیفیکتین
اشتباه تایپی : سهئحمهبهزشفهخد
عکس simplification : در گوگل

آیا معنی simplification مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )