انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1098 100 1

simplistic

تلفظ simplistic
تلفظ simplistic به آمریکایی/ˌsɪmˈplɪstɪk/ تلفظ simplistic به انگلیسی/sɪmˈplɪstɪk/

ساده انگار، ساده پندار، ساده انگارانه، ساده پندارانه، ساده طبع

بررسی کلمه simplistic

صفت ( adjective )
مشتقات: simplistically (adv.)
• : تعریف: excessively simplified, as to be unrealistic.
مشابه: facile

- The simplistic solution only addressed part of the problem.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] راه‌حل ساده تنها بخشی از این مشکل است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] راه حل ساده فقط بخشي از مشکل را حل مي کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه simplistic در جمله های نمونه

1. Your views on economics are overly simplistic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیدگاه‌های شما در مورد اقتصاد بیش از حد ساده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دیدگاه های شما در مورد اقتصاد بیش از حد ساده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He has a simplistic view of the treatment of eczema.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یک دیدگاه ساده از درمان اگزما دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دیدگاه ساده ای از درمان اگزما دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. His arguments are simplistic to an extreme degree.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]استدلالات او بسیار ساده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]استدلال های او ساده است به درجه شدید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. This is a very simplistic approach to the problem.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک روش ساده ساده برای مشکل است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک رویکرد بسیار ساده برای این مشکل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. His interpretation of the figures is far too simplistic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تفسیر او از این ارقام بسیار ساده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تفسیر او از ارقام بسیار ساده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. They are taking a disgracefully simplistic point of view about the war.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها در حال گرفتن یک نقطه‌نظر بسیار ساده در مورد جنگ هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها نقطه نظر ظاهری ساده ای در مورد جنگ دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I have actually been rather simplistic in my distinctions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در واقع من نسبتا ساده و ساده بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من واقعا در تمایز من نسبتا ساده نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The model as discussed may appear rather simplistic, and there are qualifications that might be made.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مدل همانطور که بحث شد ممکن است نسبتا ساده به نظر برسد، و شرایطی وجود دارد که ممکن است ایجاد شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدل مطرح شده ممکن است به نظر ساده تر باشد و مدارکی وجود دارد که ممکن است ساخته شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The graphics are somewhat simplistic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گرافیک تا حدودی ساده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گرافیک تا حدودی ساده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. This could inadvertently promote a simplistic zoning pattern in local authority policies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این امر می‌تواند به صورت ناخواسته یک الگوی zoning ساده در سیاست‌های دولت محلی را ترویج کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این امر می تواند به طور سه گانه یک الگوی تقسیم بندی ساده در سیاست های اقتدار محلی را ارتقا دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Above all, it is far too simplistic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از همه مهم‌تر، بسیار ساده انگارانه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بالاتر از همه، خیلی ساده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. However, such simplistic answers often obscure rather more than they reveal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، این پاسخ‌های ساده اغلب بیشتر از آنچه نشان می‌دهند مبهم هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، چنین پاسخ ساده ای اغلب مبهم و نه بیشتر از آنها نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. This is a reasonable simplistic assumption, but it is the best that will normally be possible.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک فرض ساده ساده است، اما بهترین راه‌حل ممکن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک فرض ساده ساده است، اما بهترین آن است که به طور معمول امکان پذیر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The ill-informed and uninvolved are easy victims to simplistic solutions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The و uninvolved از قربانیان آسان برای ساده کردن راه‌حل‌های ساده استفاده می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدرفتاری و غیبت قربانیان آسان برای راه حل های ساده هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. We should also not make the rather simplistic assumption that co-residence implies a strong bond between relatives.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما همچنین نباید فرض کنیم که هم‌زیستی یک پیوند قوی بین بستگان را نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما همچنین نباید فرض سادهای را مطرح کنیم که محل اقامت یک پیوند قوی میان بستگان را نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه simplistic به انگلیسی

simplistic
• oversimplified
• a simplistic view or interpretation makes something seem much less complicated than it really is; used showing disapproval.
simplistic theory
• theory that reduces something to its most basic forms

simplistic را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی simplistic
کلمه : simplistic
املای فارسی : سیمپلیستیک
اشتباه تایپی : سهئحمهسفهز
عکس simplistic : در گوگل


آیا معنی simplistic مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )