برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1314 100 1

simplistic

/ˌsɪmˈplɪstɪk/ /sɪmˈplɪstɪk/

ساده انگار، ساده پندار، ساده انگارانه، ساده پندارانه، ساده طبع

بررسی کلمه simplistic

صفت ( adjective )
مشتقات: simplistically (adv.)
• : تعریف: excessively simplified, as to be unrealistic.
مشابه: facile

- The simplistic solution only addressed part of the problem.
[ترجمه ترگمان] راه‌حل ساده تنها بخشی از این مشکل است
[ترجمه گوگل] راه حل ساده فقط بخشي از مشکل را حل مي کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه simplistic در جمله های نمونه

1. Your views on economics are overly simplistic.
[ترجمه ترگمان]دیدگاه‌های شما در مورد اقتصاد بیش از حد ساده است
[ترجمه گوگل]دیدگاه های شما در مورد اقتصاد بیش از حد ساده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He has a simplistic view of the treatment of eczema.
[ترجمه ترگمان]او یک دیدگاه ساده از درمان اگزما دارد
[ترجمه گوگل]او دیدگاه ساده ای از درمان اگزما دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His arguments are simplistic to an extreme degree.
[ترجمه ترگمان]استدلالات او بسیار ساده است
[ترجمه گوگل]استدلال های او ساده است به درجه شدید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This is a very simplistic approach to the problem.
[ترجمه ترگمان]این یک روش ساده ساده برای مشکل است
[ترجمه گوگل]این یک رویکرد بسیار ساده برای این مشکل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه simplistic به انگلیسی

simplistic
• oversimplified
• a simplistic view or interpretation makes something seem much less complicated than it really is; used showing disapproval.
simplistic theory
• theory that reduces something to its most basic forms

simplistic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید پارساپور
، سطحی ، عامیانه
محدثه فرومدی
ساده‌گرایانه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی simplistic
کلمه : simplistic
املای فارسی : سیمپلیستیک
اشتباه تایپی : سهئحمهسفهز
عکس simplistic : در گوگل

آیا معنی simplistic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )