برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1282 100 1

single handed


(فقط برای یک دست نه هر دو دست) یک دستی، دست تنها، یک نفری، یک دست، دارای یک دست، تنها، یکدستی

بررسی کلمه single handed

صفت ( adjective )
(1) تعریف: performed or accomplished without assistance.

- He hurt his back with his single-handed attempt to lift the heavy piece of equipment.
[ترجمه ترگمان] او در تلاش برای بلند کردن قطعه سنگین تجهیزات به پشتش صدمه زد
[ترجمه گوگل] او با تلاش یک نفره خود برای برداشتن قطعه سنگین تجهیزات به او آسیب می رساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: having, using, or designed for use by a single hand.
قید ( adverb )
مشتقات: single-handedly (adv.), single-handedness (n.)
• : تعریف: alone and unassisted; single-handedly.

- She moved the furniture single-handed.
[ترجمه ترگمان] مبلمان و اثاثیه رو جابجا کرد
[ترجمه گوگل] او مبلمان را یک دست گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

معنی کلمه single handed به انگلیسی

single handed
• alone, by himself, without help
• if you do something single-handed, you do it without any help.

single handed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسن امامی
دست تنها - بی کمک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی single handed
کلمه : single handed
املای فارسی : سینگل هندد
اشتباه تایپی : سهدلمث اشدیثی
عکس single handed : در گوگل

آیا معنی single handed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )