برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1230 100 1

sinus

/ˈsaɪnəs/ /ˈsaɪnəs/

معنی: کیسه، حفره، گودال، جیب، ناسور، معصره، درون حفرههای پیشانی و گونه ها
معانی دیگر: خمیدگی، انحنا، خمش، چفتگی، کوژی، کاواکی، (کالبدشناسی - جانورشناسی) سینوس، (رگ) بخش گشاد شده، گشادگاه، (پزشکی) مجرای کورک (یا هر حفره ی دارای چرک)، ریم راه

بررسی کلمه sinus

اسم ( noun )
حالات: sinuses
(1) تعریف: any of various bodily cavities, recesses, or channels, esp. those in the skull bone that connect with the nasal cavities.

(2) تعریف: a curve, bend, or recess.

واژه sinus در جمله های نمونه

1. I still suffer from catarrh and sinus problems.
[ترجمه ترگمان]من هنوز از مشکلات سینوسی و سینوس رنج می‌برم
[ترجمه گوگل]من هنوز از مشکلات ناراحتی و سینوس رنج می برم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Baker suggests three possible reasons why human sinus bones should be naturally magnetic.
[ترجمه ترگمان]بیکر سه دلیل احتمالی را پیشنهاد می‌کند که چرا استخوان‌های انسان باید به طور طبیعی مغناطیس باشند
[ترجمه گوگل]بیکر سه دلیل ممکن را بیان می کند که چرا استخوان های سینوسی انسان باید به طور طبیعی مغناطیسی باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Some may be due to cerebral venous sinus thrombosis, a known complication of oral contraceptives.
[ترجمه ترگمان]برخی ممکن است به خاطر سینوس وریدی سینوس، یکی از پیچیدگی شناخته‌شده وسایل contraceptives شفاهی باشند
[ترجمه گوگل]برخی ممکن است به علت ترومبوز سینوسی مغزی، یک عارضه شناخته شده ضد بارداری خوراکی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Carotid sinus massage should be done with great care in patients for whom this diagnosis is suspected.
[ ...

مترادف sinus

کیسه (اسم)
bourse , bladder , bag , sac , sack , pouch , cyst , cod , bagging , bung , capsule , theca , sinus , purse
حفره (اسم)
hollow , hole , grave , cell , ditch , trench , pit , cavern , delve , socket , cavity , fossa , fovea , gutter , sinus , lacuna , loculus , pothole
گودال (اسم)
hole , swag , grave , trench , pit , cavern , puddle , cavity , sinkhole , fossa , fosse , fovea , vesicle , sinus , graben
جیب (اسم)
collar , pocket , sinus
ناسور (اسم)
fistula , sinus , tubule
معصره (اسم)
sinus
درون حفرههای پیشانی و گونه ها (اسم)
sinus

معنی کلمه sinus به انگلیسی

sinus
• (anatomy) any of several hollow cavities or passages in the body; one of the hollow cavities in the skull that connects to the nasal passages
• your sinuses are the spaces in the bones of your skull just behind your nose.

sinus را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیدرضا معروضی
تابع مثلثاتی
معادل پیشنهادی = سایه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sinus
کلمه : sinus
املای فارسی : سینوس
اشتباه تایپی : سهدعس
عکس sinus : در گوگل

آیا معنی sinus مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )