برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1275 100 1

sit through

واژه sit through در جمله های نمونه

1. We had to sit through two hours of speeches.
[ترجمه Ahmad] ما مجبوریم دوساعت بناچار واسه سخنرانی بشینیم
|
[ترجمه ترگمان]باید دو ساعت سخنرانی می‌کردیم
[ترجمه گوگل]ما مجبور شدیم از طریق دو ساعت سخنرانی نشست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The children are too young to sit through a long concert.
[ترجمه ترگمان]کودکان بیش از آن جوان هستند که بتوانند در یک کنسرت طولانی بنشینند
[ترجمه گوگل]بچه ها خیلی جوان هستند که از طریق یک کنسرت طولانی نشستن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It would have been very boring to sit through the whole speech.
[ترجمه ترگمان]نشستن توی کل سخنرانی خیلی خسته‌کننده بود
[ترجمه گوگل]خیلی خسته کننده بود که از طریق کل سخنرانی نشست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I didn't think I could ...

معنی کلمه sit through به انگلیسی

sit through
• stay until the completion of -

sit through را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد خ1
to stay until the end of an event such as a meeting or performance that is very long or boring
امین
میان برنامه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی sit through مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )