برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1291 100 1

slink

/slɪŋk/ /slɪŋk/

معنی: نگاه دزدکی، گام های دزدکی، پوست بره تودلی، حرکت دزدکی، نظر چشمی، نوزاد زود رس، سقط شده، لاغر
معانی دیگر: (از ترس یا گناه و غیره) یواش رفتن، دزدکی گام برداشتن، ورمالیدن، جیم شدن، (پستانداران)، بچه انداختن، آفگانه کردن، (به ویژه گوساله) نارس، انسان یا حیوان رشد نکرده وضعیف

بررسی کلمه slink

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: slinks, slinking, slunk
مشتقات: slinkingly (adv.)
• : تعریف: to move as if afraid or ashamed; go quietly so as to avoid attention.
مترادف: lurk, sneak
مشابه: creep, edge, pad, prowl, pussyfoot, sidle, skulk, slide, slip, steal, tiptoe

واژه slink در جمله های نمونه

1. Edward was hoping to slink past unnoticed.
[ترجمه ترگمان]ادوارد امیدوار بود که بدون جلب توجه ناپدید شود
[ترجمه گوگل]ادوارد امیدوار بود که متوجه نشده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I tried to slink out of the room so that nobody would see me go.
[ترجمه ترگمان]سعی کردم از اتاق بیرون بروم تا کسی مرا ببیند
[ترجمه گوگل]من سعی کردم از اتاق بیرون بروم، به طوری که هیچ کس مرا نمی دید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. John was trying to slink into the house by the back door.
[ترجمه ترگمان]جان داشت سعی می‌کرد از در پشتی وارد خانه شود
[ترجمه گوگل]جان سعی کرد که در پشت خانه به خانه بچرخد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Why should she slink about as if it were she who had disgraced herself?
[ترجمه ترگمان]چرا او مثل این بود که خودش را ننگین ساخته بود؟
[ترجمه گوگل]چرا باید او را مانند خودش غرق کند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف slink

نگاه دزدکی (اسم)
peep , leer , slink , sheep's eye
گام های دزدکی (اسم)
slink
پوست بره تودلی (اسم)
slink
حرکت دزدکی (اسم)
stealth , slink
نظر چشمی (اسم)
slink
نوزاد زود رس (اسم)
slink
سقط شده (صفت)
slink
لاغر (صفت)
slight , gaunt , harsh , delicate , wizen , lean , weak , angular , skinny , thin , slim , emaciated , atrophic , spare , meager , exiguous , twiggy , gracile , scrannel , slink , lenten , scraggy , slab-sided , slimpsy , slimsy , unmelodious

معنی کلمه slink به انگلیسی

slink
• prematurely born animal (especially a calf)
• sneak, move quietly or furtively; give birth prematurely (especially of cows)
• if you slink somewhere, you move there in a slow and secretive way because you do not want to be seen.

slink را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دکتر محمدرضا ایوبی صانع
یواشکی َیواشی ُ بی سر و صدا ُ پاورچین پاورچین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی slink
کلمه : slink
املای فارسی : سلینک
اشتباه تایپی : سمهدن
عکس slink : در گوگل

آیا معنی slink مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )