برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1277 100 1

small talk

/ˈsmɒltɔːk/ /smɔːltɔːk/

معنی: پر حرف بودن، حرف مفت، حرف بیهوده زدن
معانی دیگر: حرف خودمانی، گپ زنی

بررسی کلمه small talk

اسم ( noun )
• : تعریف: informal or unimportant conversation; chitchat.
مشابه: gab

واژه small talk در جمله های نمونه

1. Pollard opened the conversation with some small talk.
[ترجمه ترگمان]پولارد گفتگو را با یک حرف کوچک باز کرد
[ترجمه گوگل]پولارد گفتگو با برخی از صحبت های کوچک را آغاز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We had small talk.
[ترجمه م. ش] کمی باهم اختلاط کردیم
|
[ترجمه ترگمان] ما با هم حرف زدیم
[ترجمه گوگل]ما بحث کوچک داشتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They made small talk for half an hour.
[ترجمه ترگمان]نیم ساعتی حرف می‌زدند
[ترجمه گوگل]آنها نیم ساعت به صحبت های کوچک پرداختند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was never very good at making small talk with her parents.
[ترجمه ترگمان]از صحبت کردن با پدر و مادرش چندان خوب نبود ...

مترادف small talk

پر حرف بودن (اسم)
chatter , small talk
حرف مفت (اسم)
idle talk , guffaw , small talk , tattle , lockman
حرف بیهوده زدن (فعل)
small talk , piffle

معنی کلمه small talk به انگلیسی

small talk
• common talk, chit chat
• small talk is conversation at social occasions about unimportant things.

small talk را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

roya
حرف مفت
Amirreza2000A
گفتگوی خودمونی
sahar
مکالمه خودمانی
small talk is friendly conversation between people who often dont know each other
for example :
they drank coffee and made small talk .im not good at making small talk

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی small talk
کلمه : small talk
املای فارسی : اسمال تلک
اشتباه تایپی : سئشمم فشمن
عکس small talk : در گوگل

آیا معنی small talk مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )