برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1284 100 1

snowboarder

بررسی کلمه snowboarder

اسم ( noun )
• : تعریف: someone who rides a snowboard for recreation or in competition.

واژه snowboarder در جمله های نمونه

1. Skiers and snowboarders injure themselves at a rate of 5 people per 000, he said.
[ترجمه ترگمان]او گفت که Skiers و snowboarders به میزان ۵ نفر در هر ۱،۰۰۰ نفر زخمی شدند
[ترجمه گوگل]او گفت که اسکیپ ها و اسنوکران خود را به میزان 5 نفر در هر سال آسیب می رسانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They were two of three snowboarders killed in accidents in the Lake Tahoe area in just one week.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها دو نفر از سه نفر بودند که در حوادث تنها یک هفته در ناحیه دریاچه تاهو کشته شدند
[ترجمه گوگل]آنها تنها دو هفته پیش از دو سالگی سه نفر از اسنوبردرانی که در حوادث ناحیه دریاچه تاهو کشته شدند، کشته شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Serious snowboarders will be pleased to discover most aspects of the sport have been covered.
[ترجمه ترگمان]مربیان جدی از کشف بسیاری از جنبه‌های این ورزش خوشحال خواهند شد
[ترجمه گوگل]اسنوکران جدی خوشحال خواهند شد تا بیشتر جنبه های ورزشی را پوشش دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Up until now most advanced snowboarders have firmly resisted anything except a non-release binding.
...

snowboarder را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجاد مصلحی
کسی که اسنوبرد بازی می کند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی snowboarder مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )