برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1279 100 1

so that


برای اینکه، بطوریکه، چنانکه

بررسی کلمه so that

عبارت ( phrase )
• : تعریف: used to introduce a clause showing purpose or reason.

- Close the door so that the cold air doesn't come in.
[ترجمه ف] در را ببندید تا اینکه هوای سرد داخل نیاد
|
[ترجمه ترگمان] در رو ببند تا هوای سرد نیاد داخل
[ترجمه گوگل] درب را ببندید تا هوا سرد نشود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه so that در جمله های نمونه

1. Anger rusts intellect so that it cannot discern right from wrong.
[ترجمه ترگمان]عصبانیت به صورت هوش زنگ می‌زند به طوری که نمی‌تواند درست از غلط تشخیص بدهد
[ترجمه گوگل]عصبانیت عصبی است، به طوری که نمی تواند به درستی از اشتباه تشخیص دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We must sink a borehole so that people will have water.
[ترجمه ترگمان]ما باید یک چاله حفر کنیم تا مردم آب داشته باشند
[ترجمه گوگل]ما باید یک گمانه را تخلیه کنیم تا مردم آب داشته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The sink shelf is grooved so that the water will run off.
[ترجمه ترگمان]قفسه غرقه در شیار شیار دار قرار داده می‌شود تا آب از بین برود
[ترجمه گوگل]قفسه سینک به طوری که آب از بین می رود grooved
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We do what we have to do so that we can do what we want to do.
[ترجمه ترگمان]ما کاری را انجام می‌دهیم که باید انجام دهیم تا بتوانیم کاری را که می‌خواهیم انجام دهیم
[ترجمه گوگل]ما آنچه را که باید انجام می دهیم انجام می دهیم تا ب ...

معنی so that در دیکشنری تخصصی

so that
[ریاضیات] بنابراین، طوری که، چنان که، تا، بطوری که، چنان که، چنین، تا اینکه، تا، برای اینکه

معنی کلمه so that به انگلیسی

so that
• in order that

so that را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رحیم
به منظور اینکه
مجید
درحالی که
مهدی
به طوریکه
مهدی
به طوریکه.
محمدمهدی
بنابراین
a.r
in order that
with the result or consequence that
زهره
از این روی
هادی
به این جهت
مسعود طلایی
به نحوی، به طریقی، طوری، تا اینکه، جوری
احمد ایمانی
به همین خاطر / به همین دلیل / تا
sami
به گونه ای که
فرزاد
در نتیجه
سپهر عارفیان
به منظور اینکه
تا اینکه
عاطفه موسوی
در نتیجه
jahanaks.blog.ir
به طوری که
جعفر قرقانی
بخاطر اینکه
جلال نجاریزدی
بطوریکه
مهسا امینی
-آنقدر که
معمولا بین so و that یک صفت یا قید حالت میاد
he is so tall that he can touch the ceiling
اونقد قدش بلنده که دستش به سقف میرسه .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی so that
کلمه : so that
املای فارسی : سو‌ تحت
اشتباه تایپی : سخ فاشف
عکس so that : در گوگل

آیا معنی so that مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )