sobering

جمله های نمونه

1. The news had a sobering effect.
[ترجمه گوگل]این خبر اثری هشیارکننده داشت
[ترجمه ترگمان]این خبر یک اثر sobering داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It was a sobering thought .
[ترجمه گوگل]این یک فکر هوشیارانه بود
[ترجمه ترگمان]فکری به ذهنش خطور کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Statistics paint a sobering picture — unemployment, tight credit, lower home values, sluggish job growth.
[ترجمه گوگل]آمارها تصویر هشیارکننده ای را ترسیم می کنند - بیکاری، اعتبارات محدود، کاهش ارزش خانه، رشد کند شغل
[ترجمه ترگمان]آمار یک تصویر sobering - بیکاری، اعتبار سخت، ارزش های خانگی پایین تر و رشد شغلی کند را رنگ می زنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Surviving a car accident is a sobering experience.
[ترجمه گوگل]زنده ماندن در یک تصادف رانندگی یک تجربه هشیار کننده است
[ترجمه ترگمان]باقی ماندن یک تصادف اتومبیل یک تجربه sobering است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Their sobering conversation brought home to everyone present the serious and worthwhile work the Red Cross does.
[ترجمه learner] گفتگوی هشیارانه آنها کار ارزشمند و جدی صلیب سرخ را به همه حاضرین فهماند. Bring home فهماندن - شیرفهم کردن
|
[ترجمه گوگل]گفتگوی هشیارانه آنها کار جدی و ارزشمند صلیب سرخ را برای همه حاضران به خانه آورد
[ترجمه ترگمان]گفتگوی sobering باعث شد تا همه کار جدی و ارزشمند صلیب سرخ انجام دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It is sobering to realize that this is not a new problem.
[ترجمه گوگل]درک این موضوع که این مشکل جدیدی نیست، هشیارکننده است
[ترجمه ترگمان]لازم به ذکر است که این یک مشکل جدید نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The bad news had a sobering effect on all of us.
[ترجمه گوگل]خبر بد بر همه ما تأثیری هشیار کننده داشت
[ترجمه ترگمان]خبره ای بد تاثیری جدی بر همه ما داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. At Cosford I received a sobering shock, being beaten by Lincoln Asquith in the 60 metres.
[ترجمه گوگل]در کازفورد، با شکست خوردن توسط لینکلن آسکوئیث در 60 متر، شوک وحشتناکی دریافت کردم
[ترجمه ترگمان]در Cosford یک شوک sobering دریافت کردم که توسط لینکلن Asquith در ۶۰ متری مورد ضرب و شتم قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. No, it's not a sobering thought, it's a weird one.
[ترجمه گوگل]نه، این یک فکر هوشیارانه نیست، یک فکر عجیب است
[ترجمه ترگمان]نه، این یه فکر معمولی نیست، یه چیز عجیبه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Frightening thoughts, but ones that serve as sobering reminders of the need to protect your loved ones with life insurance.
[ترجمه گوگل]افکار ترسناک، اما افکاری که به عنوان یادآوری هشیارکننده نیاز به محافظت از عزیزانتان با بیمه عمر هستند
[ترجمه ترگمان]افکار Frightening، اما آن هایی که به عنوان یادآور sobering نیاز به حفاظت از عزیزان خود با بیمه عمر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. This is a sobering reminder of the need for the United States to resume its leadership in an important field.
[ترجمه گوگل]این یادآوری هشیارکننده از نیاز ایالات متحده برای از سرگیری رهبری خود در یک زمینه مهم است
[ترجمه ترگمان]این یک یادآور sobering از نیاز ایالات متحده برای ازسر گرفتن رهبری خود در یک زمینه مهم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. And I know, from the sobering vantage point of midlife, that she will never recover.
[ترجمه گوگل]و من می دانم، از نقطه نظر هوشیارانه میانسالی، که او هرگز بهبود نخواهد یافت
[ترجمه ترگمان]و من می دونم، از یه موقعیت مناسب تو که هیچوقت بهبود پیدا نمی کنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Once again he was in the sobering presence of violent death.
[ترجمه گوگل]بار دیگر او در حضور هوشیارانه مرگ خشونت آمیز بود
[ترجمه ترگمان]بار دیگر در the شدید مرگ خشونت آمیز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Neither of them could be described as a sobering influence.
[ترجمه گوگل]هیچ کدام از آنها را نمی توان به عنوان تأثیری هشیارکننده توصیف کرد
[ترجمه ترگمان]هیچ یک از آن ها را نمی توان به عنوان یک تاثیر sobering توصیف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Yet he is a survivor, sticking to his sobering material and plain aesthetic no matter who his paymaster is.
[ترجمه گوگل]با این حال، او یک بازمانده است، و صرف نظر از اینکه چه کسی دستمزد او باشد، به مواد هوشیار و زیبایی شناسی ساده خود پایبند است
[ترجمه ترگمان]با این حال او یکی از بازماندگان است و به مواد sobering و زیبایی شناسی ساده خود پایبند است، مهم نیست که paymaster چه کسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• tending to make serious; tending to lessen the effects of alcohol
sobering words, actions, or ideas make you become serious.

پیشنهاد کاربران

عبرت اموز
عبرت امیز
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : sober
✅️ اسم ( noun ) : sobriety
✅️ صفت ( adjective ) : sober / sobering
✅️ قید ( adverb ) : soberly
نگران. جدی
نگران
تکان دهنده
هشداردهنده
نگران کننده -

عاقلانه، عقلانی، منطقی
تأمل برانگیز، فکر برانگیز؛ هوشیار کننده

بپرس