برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1328 100 1

solicitor

/səˈlɪsətər/ /səˈlɪsɪtə/

معنی: مشاور، وکیل
معانی دیگر: درخواست کننده ی کمک یا اعانه و غیره، مشتری جوینده، (حقوق - انگلیس) مشاور حقوقی (که از barrister پایین تر است)، کسی که اسناد ومدارک عرضحال را تهیه میکند

بررسی کلمه solicitor

اسم ( noun )
مشتقات: solicitorship (n.)
(1) تعریف: one that solicits, esp. one that seeks business or donations.

(2) تعریف: (chiefly British) in the UK, a lawyer who prepares legal documents, gives legal advice, and represents people in the lower courts only.

واژه solicitor در جمله های نمونه

1. It might be sensible to get a solicitor.
[ترجمه ترگمان]ممکنه منطقی باشه که یه وکیل بگیریم
[ترجمه گوگل]ممکن است منطقی باشد که یک وکیل دریافت کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There will be no court duty solicitor today.
[ترجمه ترگمان]امروز دیگر مشاور حقوقی در کار نخواهد بود
[ترجمه گوگل]وکیل مدافع دادگاه امروز وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She went to see a solicitor off her own bat.
[ترجمه ترگمان]اون رفت که یه وکیل رو از چوب بیسبال خودش ببینه
[ترجمه گوگل]او برای دیدن یک وکیل از خفاش خودش رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. My wife's solicitor was anxious to spin things out for as long as possible.
[ترجمه ترگمان]مشاور زن من مشتاق بود تا هر چه زودتر چیزها را دور بریزد
[ترجمه گوگل]وکیل من همسر بود مشتاقانه به چرخش چیزهایی را تا آنجا که ممکن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف solicitor

مشاور (اسم)
adviser , consultant , counselor , advisor , councilor , solicitor
وکیل (اسم)
solicitor , proxy , attorney , agent , deputy , assignee , procurator , lieutenant , syndic

معنی عبارات مرتبط با solicitor به فارسی

(حقوق)، (امریکا) معاون دادستان کل، معاون وزیر دادگستری (که در دیوان عالی کشور امریکا به عنوان وکیل دولت فدرال حق حضور دارد)، مشاور حقوقی دولت که در رتبه پایین تر از دادستان است، معاون دادستان، دلال

معنی solicitor در دیکشنری تخصصی

solicitor
[حقوق] وکیل (کارگشا)، مشاور حقوقی (در نظام حقوقی انگلیس که جز در دادگاههای نخستین حق حضور در دادگاه را نداشته و در دعاوی مطروح در محاکم بالاتر به Barrister کمک می کند)
[حقوق] دادیار، معاون دادستان کل (در ایالات متحده)

معنی کلمه solicitor به انگلیسی

solicitor
• one who solicits, one who requests, one who petitions; one who offers legal advice to clients and may present petitions to the lower courts but is not a member of the bar (british)
• a solicitor is a lawyer who gives legal advice and prepares legal documents and cases.
solicitor general
• legal advisor
• in britain, the solicitor general is the second most important legal officer, next in rank to the attorney general.

solicitor را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Majid
بازاریاب
Mohsen pashna
مشاور حقوقی(مخصوصا در امور خرید و فروش اموال وهمچنین آماده سازی اسناد حقوقی یا اداری و کمک به تکمیل آنها)
مهدی باقری
فروشنده دوره گرد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی solicitor
کلمه : solicitor
املای فارسی : سلیکیتر
اشتباه تایپی : سخمهزهفخق
عکس solicitor : در گوگل

آیا معنی solicitor مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )