برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1280 100 1

solution

/səˈluːʃn̩/ /səˈluːʃn̩/

معنی: تسویه، محلول، حل، راه حل، چاره سازی، شولش
معانی دیگر: (مسئله و غیره) حل، روش حل کردن، پژنگ، جواب، واگشاد، پراکاو، حل شدگی، واگشادگی، (پزشکی) بحران بیماری، اوج بیماری، (پزشکی) پایان بیماری، تادیه

بررسی کلمه solution

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of solving a problem or question.
مترادف: explanation, solving
مشابه: answer

- The solution of the mystery took the police several months.
[ترجمه محمد م] حل معما چندین ماه از وقت پلیس را گرفت.
|
[ترجمه ترگمان] راه‌حل این معما چند ماه طول کشید
[ترجمه گوگل] راه حل این رمز و راز چند ماه طول کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the result of this act or process; answer; explanation.
مترادف: answer, explanation
مشابه: resolution

- The council finally agreed that the solution to the traffic problem was to build a second bridge.
[ترجمه ترگمان] این شورا در نهایت با این نظر موافق بود که راه‌حل مشکل ترافیک ایجاد پل دوم است
[ترجمه گوگل] در نهایت، شورا موافقت کرد که راه حل مشکل ترافیک ساختن یک پل دوم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه solution در جمله های نمونه

1. a solution of sugar and water
محلولی از شکر و آب

2. the solution of a mystery
حل یک معما

3. the solution of sugar in tea
حل شدن شکر در چای

4. the solution of this mathematical problem
حل این مسئله‌ی ریاضی

5. a facile solution
راه حل سطحی

6. a lasting solution to our problems
راه حل پر دوامی برای مسایل ما

7. a normal solution
محلول نرمال

8. a painless solution to this problem
راه حل آسانی برای این مسئله

9. a partial solution
راه حل نسبی

10. a practical solution
راه‌حل عملی

11. a saline solution
محلول نمک‌دار

12. a salt solution
محلول نمک‌دار

13. a saturated solution
محلول اشباع شده

14. salt in solution
نمک محلول

15. the one solution to this problem
...

مترادف solution

تسویه (اسم)
adjustment , settlement , clearing , liquidation , settling , smoothing , solution
محلول (اسم)
dilution , solution
حل (اسم)
resolution , dissolution , solution , resolvent
راه حل (اسم)
out , solution
چاره سازی (اسم)
solution
شولش (اسم)
solution

معنی عبارات مرتبط با solution به فارسی

حل یک مسئله
گسیختگی
(ریاضی) مجموعه ی جواب ها، پژنگ افزونه
راه حل یک مسئله
حل تقریبی
(داروسازی) محلول دیکنز (محلول رقیق هیپوکلریت سدیم)
محلول دوبل (که در سابق به عنوان دهان شویه استعمال می شد)
حل دقیق
حل ترسیمی
(پزشکی) مایع رینگر، محلول رینگر

معنی solution در دیکشنری تخصصی

solution
[علوم دامی] محلول
[شیمی] محلول
[عمران و معماری] محلول
[برق و الکترونیک] راه حل ، محلول
[صنایع غذایی] چاره سازی ، شولش ، حل ، محلول ، راه حل ، تادیه ، تسویه
[مهندسی گاز] محلول
[زمین شناسی] انحلال - حل شدن کاتیونها یا آنیونها یا مواد سنگی در سیالی مثل آب
[نساجی] محلول - انحلال
[ریاضیات] ریشه، حل، جواب، نتیجه، پاسخ، گشایش، راه حل، محلول
[آمار] حل , جواب
[آب و خاک] انحلال
[ریاضیات] حل به وسیله ی رادیکال ها، حل به وسیله ی رادیکال، حل به وسیله ی ریشه گیری
[زمین شناسی] فرورفتگی انحلالی - اصطلاحی کلی که برای حوضه انحلالی که در منطقه ای کارستی ظاهر می شود، کاربرد دارد.
[پلیمر] محلول آغشته سازی
[نساجی] رنگرزی خمیره رنگی
[نساجی] رنگرزی به روش محلول - رنگرزی پلیمر مذاب الیاف
[شیمی] گاز حل شده
[زمین شناسی] نقوش حاصل از انحلال
[آمار] ماتریس جواب
[زمین شناسی] روش استخراج محلولی - دراین روش برای بازیابی کانیها اززمین ،آب یایک حلال آبکی ازطریق جریان هیدرولیکی یاوا ...

معنی کلمه solution به انگلیسی

solution
• act or process of solving a problem or question; explanation, answer; dissolving of one substance into another; mixture made up of one substance that has dissolved into another
• a solution is a way of dealing with or removing a difficulty.
• the solution to a riddle or a puzzle is the answer.
• a solution is also a liquid in which a solid substance has been dissolved; a technical term.
acceptable solution
• satisfactory resolution, adequate answer
aqueous solution
• solution in which water is the solvent, water based solution
best solution
• best way of solving something
buffer solution
• substance within a solution which makes the degree of acidity more resistant to change
comprehensive solution
• inclusive resolution, solution which covers a large number of subjects
fehling's solution
• aqueous alkaline solution used to test for the presence of sugars and aldehydes in a substance (named after its developer: hermann von fehling)
final solution
• adolf hitler's final plan for murdering all of the jews of europe
found a solution
• discovered a way to solve or fix something
long term solution
• long-range solution, solution that will be viable over a long period of time
nessler's solution
• nessler's reagent, water based solution of potassium hydroxide and mercuric iodide and potassium iodide (used to test and detect for the presence of ammonia)
neutral solution
• chemical solution which ...

solution را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Saba
جواب سوال یا مسئله و.......
مهسا
راه حل
زهرا حسن زاده
پزشکی:محلول
مهدیه صبوری
انحلال
امیر رستمی
راهکار (در الکترونیک)
فرزاد ک پ
اسم:
a means of solving a problem or dealing with a difficult situation. راه حل یک مشکل یا برخورد با یک وضعیت دشوار است.
"there are no easy solutions to financial and marital problems""راه حل آسان برای مشکلات مالی و زناشویی وجود ندارد"

a liquid mixture in which the minor component (the solute) is uniformly distributed within the major component (the solvent).
مخلوط مایع که در آن جزء جزئی (از حل شونده) به طور یکنواخت در بخش اصلی (حلال) توزیع می شود.
"محلول آمونیاک در آب""a solution of ammonia in water"

the action of separating or breaking down; dissolution.اقدام جدایی یا شکستن؛ انحلال
"the solution of British supremacy in South Africa""راه حل بریتانیا برتری در آفریقای جنوبی"
آرش
محلول
Soheila
اصلاح
Vida
Caves of solution
غارهای آبی
tinabailari
an answer to a problem , question , difficulty , etc
not every problems has a simple solution
همه مشکلات راه حل ساده ای ندارند
M.P.R
فرمول(شيميايي)
سید ابراهیم صدوقی
چاره/ راه حل
poriya
راه حل
عرفان نطنزیان
راهکار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی solution
کلمه : solution
املای فارسی : سلوشن
اشتباه تایپی : سخمعفهخد
عکس solution : در گوگل

آیا معنی solution مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )