انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 954 100 1

some

تلفظ some
تلفظ some به آمریکایی/sʌm/ تلفظ some به انگلیسی/sʌm/

معنی: کمی از، کسی، بعضی، بعض، برخی از، برخی، چندتا، شخص یا چیز معینی، تعدادی، کم و بیش، تقریبا، چندتا، تاحدی، اندکی، قدری، چندین، چندی
معانی دیگر: چند، حدودا، قریب به، (آمریکا - عامیانه) جالب توجه، چشمگیر، معرکه، برخی از مردم، بعضی ها، برخی ها، چند عدد، (عامیانه) کمی، یک خرده، یک ذره، (آمریکا - عامیانه) خیلی، یک عالمه، -ی، مقداری، غالبا

بررسی کلمه some

پسوند ( suffix )
• : تعریف: marked by (such) a condition, quality, thing, or action.

- burdensome
ترجمه کاربر [ترجمه فاطمه افرازه] حدودا
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ناگوار …
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] سنگین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- lonesome
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دلم تنگ شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] تنهایی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- tiresome
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خسته‌کننده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خسته کننده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
پسوند ( suffix )
• : تعریف: a group that has (such) a number of members.

- foursome
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] چهار نفری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] چهار نفری
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
صفت ( adjective )
(1) تعریف: being an unspecified number or amount.
مشابه: little

- some money
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مقداری پول
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مقداری پول
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: being unknown or unnamed.

- Some man stopped to inquire about a job.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] چند نفر ایستادند تا درباره کار پرس و جو کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بعضی از مردم در مورد یک کار متوقف شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: being unspecified but relatively great in number or amount.

- It will take some time to finish this job.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مدتی طول می‌کشد تا این کار تمام شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این کار به پایان خواهد رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
ضمیر ( pronoun )
(1) تعریف: an indefinite quantity or number in addition to what was previously specified.
مشابه: several

- ten weeks and then some
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ده هفته و بعد …
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ده هفته و سپس برخی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: certain unspecified people, things, or instances.
مشابه: certain

- Some are friendly and some are not.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] برخی دوستانه هستند و برخی دیگر نیستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بعضی ها دوستانه هستند و بعضی ها نیستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
قید ( adverb )
(1) تعریف: approximately; about.

- It cost some fifty dollars.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] قیمتش پنجاه دلار بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این هزینه پنجاه دلار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: (informal) a bit; somewhat.

- He reads some, but not much.
ترجمه کاربر [ترجمه *_*] او کمی مطالعه میکند،ولی نه زیاد.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او بعضی چیزها را می‌خواند، اما نه زیاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او برخی می نویسد، اما نه چندان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه some در جمله های نمونه

1. some acids corrode metals
ترجمه برخی اسیدها فلزات را می‌خورند.

2. some african weeds have become naturalized here
ترجمه برخی از علف های افریقایی در اینجا پا گرفته‌اند.

3. some agree and some disagree
ترجمه بعضی‌ها موافقند و بعضی‌ها مخالف.

4. some ancient customs have disappeared
ترجمه برخی از سنت‌های کهن از میان رفته‌اند.

5. some ancient peoples exposed unwanted infants
ترجمه برخی از اقوام‌کهن نوزادان ناخواسته را رها می‌کردند و می‌رفتند.

6. some animals are able to see in the dark
ترجمه بعضی از حیوانات می‌توانند در تاریکی ببینند.

7. some animals are in danger of dying out
ترجمه برخی از حیوانات در خطر نابودی هستند.

8. some animals are predatory by nature
ترجمه برخی حیوانات به طور غریزی درنده خو هستند.

9. some animals can also see at night
ترجمه برخی جانوران در شب هم می‌بینند.

10. some animals chew holes in wood
ترجمه بعضی از حیوانات با جویدن چوب در آن سوراخ ایجاد می‌کنند.

11. some animals copulate once a year
ترجمه برخی از جانوران سالی یک بار جفت‌گیری می‌کنند.

12. some animals dig tunnels
ترجمه برخی از جانوران آهون حفر می‌کنند.

13. some animals do not breed in captivity
ترجمه برخی جانوران در اسارت زاد و ولد نمی‌کنند.

14. some animals have a fleecy cover
ترجمه برخی حیوانات پوشش پشمین دارند.

15. some animals have effective systems of communication
ترجمه برخی جانوران از سیستم موثر ارتباطی برخوردارند.

16. some animals have fossorial claws
ترجمه برخی جانوران چنگال‌های حفار دارند.

17. some animals have protective coloring
ترجمه برخی حیوانات دارای رنگ‌های ایمن‌دار هستند.

18. some animals hunt in packs
ترجمه برخی جانوران دسته‌جمعی شکار می‌کنند.

19. some animals live for centuries
ترجمه برخی جانوران صدها سال عمر می‌کنند.

20. some animals live in pairs
ترجمه برخی جانوران به صورت زوج زندگی می‌کنند.

21. some animals mimic their environment
ترجمه برخی حیوانات با محیط خود همگون می‌شوند.

22. some arabs gutturalize some english sounds
ترجمه برخی اعراب آواهای انگلیسی را بصورت حلقی ادا می‌کنند.

23. some are born great and some achieve greatness
ترجمه برخی ازافراد بزرگ زاده به دنیا می‌آیند و برخی بزرگی را کسب می‌کنند.

24. some argue that the existance of the atomic bomb has helped to maintain peace
ترجمه برخی استدلال می‌کنند که وجود بمب اتمی به نگهداشتن صلح کمک کرده است.

25. some babies dribble
ترجمه برخی نوزادان گلیز می‌ریزند.

26. some babies startle easily
ترجمه برخی از نوزادان زود هراسان می‌شوند.

27. some believe ataturk was a benevolent dictator
ترجمه برخی معتقدند آتاتورک دیکتاتور خیراندیشی بود.

28. some believe in the divinity of christ
ترجمه برخی معتقد به ربانیت عیسی هستند.

29. some believe that capital punishment will brutalize the general public
ترجمه برخی معتقدند که مجازات اعدام موجب سنگدلی قاطبه‌ی مردم می‌گردد.

30. some believed that god's election of individuals has nothing to do with their actions
ترجمه برخی معتقد بودند که رستگارسازی افراد توسط خداوند بستگی به اعمال آنها ندارد.

31. some believed that witches fly on broomsticks
ترجمه برخی فکر می‌کردند پیر زنان ساحره روی دسته‌ی جارو (نشسته و) پرواز می‌کنند.

32. some beverages effervesce
ترجمه بعضی از نوشابه‌ها گازدار هستند (می‌جوشند).

33. some birds beat their wings ten times a second
ترجمه برخی پرندگان هر ثانیه ده بار بال می‌زنند.

34. some birds migrate
ترجمه برخی پرندگان کوچ می‌کنند.

35. some birds nest in trees
ترجمه برخی پرندگان در درخت لانه می‌کنند.

36. some birds talk
ترجمه برخی پرندگان حرف می‌زنند.

37. some birds winter in the south
ترجمه برخی پرندگان در زمستان به جنوب می‌روند.

38. some book
ترجمه کتابی

39. some books have a bad effect on children
ترجمه برخی از کتاب‌ها اثر بدی روی بچه‌ها می گذارند.

40. some bread and cheese
ترجمه قدری نان و پنیر

41. some bricks effloresce
ترجمه برخی آجرها شوره می‌بندند.

42. some bugs bite humans
ترجمه برخی از حشرات انسان را می‌گزند.

43. some came and others went
ترجمه برخی آمدند و دیگران رفتند.

44. some candidates receive more positive exposure than others
ترجمه برخی نامزدهای انتخاباتی‌برگذاشت مثبت‌تری از سایرین دریافت می کنند.

45. some canned foods contain harmful chemicals
ترجمه برخی از خوراک‌های توی قوطی دارای مواد شیمیایی مضری هستند.

46. some cardiac insufficiencies cannot be remedied
ترجمه برخی از نارسایی‌های قلبی را نمی‌توان درمان کرد.

47. some cars depreciate quickly
ترجمه برخی اتومبیل‌ها زود از ارزش می‌افتند.

48. some cartilages ossify with age
ترجمه برخی غضروف‌ها در اثر سن استخوانی می‌شوند.

49. some chemical compounds boil and fume
ترجمه برخی ترکیبات شیمیایی می‌جوشند و گازدود ایجاد می‌کنند.

50. some children grizzle a lot
ترجمه بعضی بچه‌ها خیلی ناله و زاری می‌کنند.

51. some christians believe in the deity of christ
ترجمه برخی مسیحیان به خداوندی عیسی ایمان دارند.

52. some clans claimed to have descended from a single ancestor
ترجمه برخی از قبایل ادعا می‌کردند که جملگی از یک نیای واحد سرچشمه گرفته‌اند.

53. some communities still lack electricity and indoor plumbing
ترجمه برخی از جوامع هنوز برق و آب لوله‌کشی ندارند.

54. some consider rustam as the archetype of chivalry
ترجمه برخی رستم را نمونه‌ی راستین جوانمردی می‌دانند.

55. some cotton can soak up the spilled water
ترجمه قدری پنبه می‌تواند آب ریخته شده را جذب کند.

56. some cows never gentle
ترجمه بعضی گاوها هرگز رام نمی‌شوند.

57. some day i will get even with them!
ترجمه روزی به آنها تلافی خواهم کرد!

58. some day your ideas too will have their day in court
ترجمه روزی نوبت ارائه‌ی عقاید تو هم فراخواهد رسید.

59. some deputies brought a motion to censure the government
ترجمه برخی از نمایندگان در خواست استیضاح دولت را کردند.

60. some deputies were open to corruption
ترجمه برخی از نمایندگان اهل رشوه بودند.

61. some dictionaries define words well
ترجمه برخی فرهنگ‌ها واژه‌ها را خوب معنی می‌کنند.

62. some dinasaurs had feathery wings
ترجمه برخی دایناسورها بال‌های پوشیده از پر داشتند.

63. some diseases are chronic and some are acute
ترجمه برخی بیماری‌ها مزمن و برخی حاد هستند.

64. some diseases are genetic
ترجمه برخی از بیماری‌ها موروثی است.

65. some diseases are transmitted orally
ترجمه برخی بیماری‌ها از راه دهان سرایت می‌کند.

66. some diseases can easily be communicated to others
ترجمه برخی بیماری‌ها به آسانی به دیگران منتقل می‌شود.

67. some diseases stay dormant for a long time
ترجمه برخی بیماری‌ها مدت‌ها در کمون باقی می‌ماند.

68. some dissatisfied officers staged a coup d'etat
ترجمه برخی از افسران ناراضی دست به کودتا زدند.

69. some doubted his christhood
ترجمه برخی در مسیح بودن او شک داشتند.

70. some drugs aid digestion
ترجمه برخی داروها گوارش را آسان می‌کنند.

مترادف some

کمی از (صفت)
some , few
کسی (ضمير)
some , one , anybody , someone , somebody
بعضی (ضمير)
some , certain
بعض (ضمير)
some , certain
برخی از (ضمير)
some , several
برخی (ضمير)
some
چندتا (ضمير)
some
شخص یا چیز معینی (ضمير)
some
تعدادی (قید)
some
کم و بیش (قید)
some
تقریبا (قید)
much , about , circa , near , nigh , almost , approximately , nearly , some , all but , well-nigh , sort of , thereabout
چندتا (قید)
some
تاحدی (قید)
nearly , some , pretty , partly , kind of , somewhat
اندکی (قید)
some , awhile , slightly
قدری (قید)
some , little , something , slightly , somewhat
چندین (قید)
many , some , so , several , so much , so many
چندی (قید)
some , several , partly

معنی عبارات مرتبط با some به فارسی

پسوند: مانند، - آور، - بخش [troublesom یا lonesome]، پسوند: گروه، تعداد معین، - نفری [threesome]، ... تن، بدن [chromosome]
یک روزی
نسبتا زیاد یا گسترده یا پر، خیلی
کسی، شخصی، یک کسی، ادمی
یک کسی باید اینجا بماند
یک کسی، هر کس باشد
یک وقتی، مدتی
(آمریکا - عامیانه) علاوه بر آن، حتی از آن هم بیشتر
اول قانون رو یاد بگیر بعد اونو زیر پا بزار
نرم، تاشو، چابک
محبوب، دلپذیر، عاشق، مطبوع
دونفری، دو نفره، دوگانه

معنی some در دیکشنری تخصصی

some
[ریاضیات] بعضی، تعدادی، برخی، مشخص، کم و بیش
[ریاضیات] هم رنگ
[ریاضیات] بعضی از آنها
[ریاضیات] در بعضی موارد
[ریاضیات] به ازای بعضی

معنی کلمه some به انگلیسی

some
• being an unknown or unspecified amount, undetermined, approximate; being unnamed; impressive, remarkable (informal)
• approximately, to a certain degree; somewhat (informal); very, considerably (informal)
• indefinite amount or quantity
• you use some to refer to an unspecified amount of something or to a number of people or things.
• you also use some to emphasize that an amount or number is fairly large.
• some is also used to refer to part of an amount or group.
• if you refer to some person or thing, you are referring to that person or thing vaguely, without stating precisely which one you mean.
• some is also used to mean approximately; a formal use.
some are more equal than others
• in reality not everything or everyone is equal
some consolation
• partially comforting, somewhat of a relief, supportive
some day
• some time, one day, in the future
• some day or someday means at an unspecified date in the future.
some day or other
• some day, at some point in time
some distance
• a little distance, part of the way
some like it hot
• 1959 film starring marilyn monroe and tony curtis (directed by billy wilder)
some more
• again, an additional amount
some of the paint has scaled off
• some of the paint has peeled away, part of the paint has chipped off
some of these days
• in the near future; sometime within the next few days
some other time
• on another occasion, at a different time
some place
• at a certain location; anywhere, somewhere
some say
• people say, it is said that -
some time
• quite a while
some time ago
• before a great while
and then some
• and much more in addition to (e.g.: "i understand your car cost about $25,000", "yes that much and then some because i also added a cd player")

some را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی some

ASGHAR FARHADI ٢١:٠٩ - ١٣٩٧/٠٢/٠٢
چه قدر چه مقدار
|

hanee ٠٨:٢٢ - ١٣٩٧/٠٣/١٢
قسمتی
|

Darya ٢٠:١٩ - ١٣٩٧/٠٤/١٥
مقداری
|

حدیث ١٩:٣٨ - ١٣٩٧/٠٦/٠٣
معدود
|

afsane ٠٨:٥٤ - ١٣٩٧/٠٦/١٤
کسانی, آنانی
|

a.r ١٥:٣٨ - ١٣٩٧/٠٧/٠٧
adv. approximately; about
در حدود
|

نرجس ٢٣:١٤ - ١٣٩٧/١٠/١٦
مقداری
|

یزدان ١٣:٤١ - ١٣٩٧/١١/٢٣
به معنی "یک آدم" هم هست.
مثلا: یه آدم عوضی، یه آدم آشغال، یه آدم خوش شانس، یه آدم پیر و خرفت و ......
|

یزدان ١٣:٤٢ - ١٣٩٧/١١/٢٣
بعضی = برخی، مقدار = مقداری ، یک = یک آدم
|

Zohre ١٨:١٦ - ١٣٩٧/١٢/٢١
مقداری.کمی.به اندازه ای.
برخی.بعضی از
|

Sara ١٧:١١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٨
تعدادی, مقداری
|

ebitaheri@gmail.com ٢٠:٥٤ - ١٣٩٨/٠٢/١٤
یک کم ، یک مقدار
|

فاطمه ١١:٢٥ - ١٣٩٨/٠٣/١٢
مقداری
|

خاتون ١٦:٥١ - ١٣٩٨/٠٤/٢٣
به مقداری
|

پیشنهاد شما درباره معنی some



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کهیار > تیارا
علی بابایی ساروی > آرشیدا
Arisan anoai > Greece
شهناز اکبرزاده > طیف
عادل ولی محمدی > run down
حسین شهبازی > قانونمدار
هما > هما
سوما > سوما

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی some
کلمه : some
املای فارسی : صومه
اشتباه تایپی : سخئث
عکس some : در گوگل


آیا معنی some مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )