برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1290 100 1

soviet

/ˈsoʊvɪət/ /ˈsəʊvɪət/

معنی: هیئت حاکمه اتحاد جماهیر شوروی، شوروی
معانی دیگر: (روسی: شور، کنکاش)، (در شوروی پیشین) شورای محلی، شورای دولتی، (s بزرگ - جمع) دولت شوروی، مردم شوروی، رهبران شوروی، شوروی ها

بررسی کلمه soviet

اسم ( noun )
(1) تعریف: a popularly elected national, regional, and local legislative body in the former Soviet Union.

(2) تعریف: (cap.; pl.) the people or governing institutions of the former Soviet Union.
صفت ( adjective )
مشتقات: sovietdom (n.)
(1) تعریف: of or relating to a soviet.

(2) تعریف: (cap.) of the former Soviet Union.

واژه soviet در جمله های نمونه

1. The Soviet Union had been forced by circumstances to sign a pact with Nazi Germany.
[ترجمه ترگمان]اتحادیه شوروی به دلیل شرایطی مجبور به امضای قرارداد با آلمان نازی شده بود
[ترجمه گوگل]اتحاد جماهیر شوروی تحت شرایطی مجبور به امضای قرارداد با آلمان نازی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The Soviet blockade of Berlin was lifted in May 194
[ترجمه ترگمان]محاصره برلین در ماه مه ۱۹۴ به تعویق افتاد
[ترجمه گوگل]محاصره شوروی برلین در ماه مه 194 لغو شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Hitler himself committed suicide as Soviet forces were closing in on Berlin.
[ترجمه ترگمان]خود هیتلر خودکشی کرد، زیرا نیروهای شوروی در برلین نزدیک می‌شدند
[ترجمه گوگل]خود هیتلر خود را به عنوان نیروهای شوروی در برلین متوقف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Zhukov was a marshal of the former Soviet Union.
[ترجمه ترگمان]ژوکوف مارشال اتحاد جماهیر شوروی سابق بود
[ترجمه گوگل]ژوکوف یک مارشال اتحاد شوروی سابق بود
[ترجمه شما] ...

مترادف soviet

هیئت حاکمه اتحاد جماهیر شوروی (اسم)
soviet
شوروی (صفت)
soviet

معنی عبارات مرتبط با soviet به فارسی

اتحاد شوروی (نام کامل آن: اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی union of soviet socialist republics)

معنی کلمه soviet به انگلیسی

soviet
• popularly elected legislative assembly (in the former soviet union)
• of or pertaining to the former union of soviet socialist republics; of or pertaining to a soviet, of a popularly elected legislative assembly
• soviet is used to describe something that belonged or related to the former soviet union, or to its people.
• the soviets were people who came from the former soviet union.
• a soviet was an elected local, regional, or national council in the former soviet union.
soviet combat doctrine
• policy of battle that was developed by the soviet army and provided to arab armies
soviet cosmonaut
• astronaut from the soviet union, space traveler from the soviet union
soviet russia
• soviet union, former ussr
soviet union
• soviet russia, former ussr
• see union of soviet socialist republics.
supreme soviet
• bicameral legislature of the soviet union

soviet را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دکتر محمدرضا ایوبی صانع
soviets:شوروی(اتحاد جماهیر شوروی):ابرقدرت بلوک شرق که در سال 1991دچار فروپاشی شد.آخرین صدر هیأت رئیسه آن آقای میخائیل گورباچف بود که مرحوم امام خمینی طی نامه ای خبر فروپاشی شوروی را به ایشان اعلام نموده بودند.
امید حسن‌پور
شورا

مثال
؛Union of Soviet Socialist Republics
اتحاد جماهیر(جمع جمهوری)شورویِ سوسیالیستی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی soviet
کلمه : soviet
املای فارسی : سوویت
اشتباه تایپی : سخرهثف
عکس soviet : در گوگل

آیا معنی soviet مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )