انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1094 100 1

spangle

تلفظ spangle
تلفظ spangle به آمریکایی/ˈspæŋɡl̩/ تلفظ spangle به انگلیسی/ˈspæŋɡl̩/

معنی: پولک، درخشش، پولک وسنگهای بدلی زینت لباس، هر چیز زرق و برقدار، با پولک مزین کردن
معانی دیگر: درخشیدن (با هر چیز پولک مانند)، هر چیز پولک مانند و براق، با پولک تزیین کردن، منجوق

بررسی کلمه spangle

اسم ( noun )
(1) تعریف: a small thin piece of shiny metal, plastic, or the like, used for decoration, esp. on clothing.

- Evening dresses of the 1920s were often adorned with rows of shimmering spangles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] لباس‌های عصر ۱۹۲۰ اغلب با ردیف‌های پر از پولک‌های براق تزئین شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] لباس های شبانه دهه 1920 اغلب با ردیف زنگ های درخشان شناخته می شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: any small shiny or sparkling object.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: spangles, spangling, spangled
• : تعریف: to decorate with or as with spangles.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: spangly (adj.)
• : تعریف: to shine or sparkle with or like spangles.

واژه spangle در جمله های نمونه

1. His blue eyes were spangled at once.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چشمان آبی‌اش ناگهان پر شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چشمان آبی او در یک لحظه ناپدید شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The sky was spangled with stars.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آسمان پر از ستاره بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آسمان با ستارگان درهم ریخته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The city skyline was spangled with lights.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]افق شهر با چراغ‌های روشن تزیین شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خط افقی شهر با چراغهای پهن شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The curtains at the tiny windows are spangled with yellow flowers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پرده‌های پنجره کوچک با گله‌ای زرد تزیین شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پرده ها در پنجره های کوچک با گل های زرد پوشیده شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Upperparts spangled with grey or yellowish or black; no white on nape; underparts in breeding plumage largely black.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Upperparts با لباس خاکستری یا سیاه پوشیده شده بود و پشت گردن سفید و سفید دیده نمی‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بالاخره با خاکستری یا زرد یا سیاه رنگ میشوند؛ هیچ سفید بر روی زانو نیست در بخش پرورش مرغ در عمدتا سیاه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. As night fell, the city became spangled with lights.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به محض آن که شب فرا رسید شهر پر از نور شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شب هنگام سقوط کرد، شهر با چراغ روشن شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Instead, from the spangled endless night that dimmed the hall, meanings shone.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به جای آن شب پر زرق و برق که سرسرا را تار می‌کرد، معانی می‌درخشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عوض، از شب بی انتها ناپایدار که سالن را تیره می کند، معانی شفاف می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A cornucopia of rare minerals leapt before him, spangled by street light as it softened through leaf.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک cornucopia از مواد معدنی نادر در مقابلش ظاهر شده بود و در نور خیابانی که از میان برگ‌ها نرم شده بود تزیین شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گلابی از مواد معدنی نادر پیش از او پرید و از طریق نور خورشید، از طریق برگها نرم شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Sometimes the sun spangles and we feel alive.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گاهی خورشید spangles و ما احساس زنده بودن می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاهی اوقات خورشید درخشش دارد و ما زنده هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He generally wore a spangled waistcoat for the occasion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به طور کلی جلیقه پر زرق و برقش را برای این بار پوشیده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طور معمول یک جلیقه اسپنگل را برای این مناسبت گذاشته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Other spangles of colour combine to great effect in this beautiful fish.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هزاران رنگ دیگر در این ماهی زیبا از تاثیر زیادی برخوردار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دیگر گلهای رنگی به این اثر زیبا در این ماهی زیبا کمک می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Watching a youth in a blue tunic and spangles performing on the slack rope, he determined to attempt a similar feat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او که جوانی را در لباس آبی تماشا می‌کرد و با spangles که روی طناب شل کار می‌کرد، مصمم بود که کار دیگری انجام دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تماشای یک جوان در یک لباس آبی و spangles انجام در طناب قهوه ای، او مصمم به تلاش مشابه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Lights spangled the night skyline.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چراغ‌ها در افق شب می‌درخشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چراغ های شب آسمان شب را تکان داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Great mormon is similar with spangle, but it doesn't have tail's projections.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]mormon بزرگ شبیه spangle است، اما چشم‌انداز دمش نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مورمون بزرگ با اسپنگ مشابه است، اما پیش بینی های دم ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف spangle

پولک (اسم)
aglet , aiglet , dag , confetti , sequin , spangle , washer , disc , tinsel , shale , squama , palette , squamation
درخشش (اسم)
spangle , sparkle , scintillation , shine , luminosity , luster , glitter , eclat , fulguration
پولک وسنگهای بدلی زینت لباس (اسم)
spangle
هر چیز زرق و برقدار (اسم)
spangle
با پولک مزین کردن (فعل)
spangle

معنی کلمه spangle به انگلیسی

spangle
• small glittering disk sewn on garments as decoration; any small sparkling object
• decorate with spangles, decorate with sparkles, cover with small shiny pieces
• spangles are small pieces of metal or plastic which sparkle brightly and are used to decorate clothing or hair.

spangle را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

امین جهانگرد ٢١:٥٢ - ١٣٩٨/٠٨/٢٠
The Star Spangled Banner
نام سرود ملی ایالات متحده آمریکا
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی spangle
کلمه : spangle
املای فارسی : سپنگل
اشتباه تایپی : سحشدلمث
عکس spangle : در گوگل


آیا معنی spangle مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )