برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1284 100 1

speculative

/ˈspekjələtɪv/ /ˈspekjʊlətɪv/

معنی: تفکری، مربوط به اندیشه، احتکار امیز
معانی دیگر: وابسته به گمان پردازی یا حدس و قیاس، گمانی، گمان پردازانه، دیدمانی، تئوری (در برابر: عملی practical)، نظری، نگرورزانه، نگره ای، اندیشگانی، اندیشمند، (بازرگان یا سوداگر) اهل قمار و مخاطره، اهل گشاد بازی، بی باک، قمار آمیز، پر مخاطره

بررسی کلمه speculative

صفت ( adjective )
مشتقات: speculatively (adv.), speculativeness (n.)
(1) تعریف: of, pertaining to, or based on conjecture or theorizing.
مترادف: theoretical
مشابه: academic, airy, conjectural, contemplative, deliberative, groundless, hypothetical, intellectual, moot, tentative

- Positive results of the treatment are speculative at this point; nonetheless, we feel we have reason to hope.
[ترجمه ترگمان] نتایج مثبت رفتار در این نقطه نظرات نظری دارند؛ با این وجود، ما احساس می‌کنیم که دلیلی برای امید داریم
[ترجمه گوگل] نتایج مثبت درمان در این مرحله سودمند هستند؛ با این وجود، ما احساس می کنیم دلمان برای امید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: engaging in or inclined to contemplative or theoretical thinking.

(3) تعریف: involving, engaged in, or inclined to financial speculation.

(4) تعریف: in financial matters, involving considerable risk while often promising high profits.
مشابه: risky

واژه speculative در جمله های نمونه

1. speculative knowledge
دانش دیدمانی (غیر عملی)

2. a speculative trader
سوداگر بی‌باک

3. a speculative writer
نویسنده‌ی اندیشمند

4. the speculative aspects of religion
جنبه‌های نظری مذهب

5. his theories are highly speculative
نظریه‌های او بسیار جنبه حدسی دارد.

6. The papers ran speculative stories about the mysterious disappearance of Eddie Donagan.
[ترجمه ترگمان]تمام روزنامه‌ها راجع به ناپدید شدن اسرار آمیز ادی Donagan داستان‌ها می‌گفتند
[ترجمه گوگل]این مقالات داستان های تفصیلی درباره ناپدید شدن اسرار آمیز ادی دانگان را اجرا کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He had a speculative gleam in his eyes.
[ترجمه ترگمان]درخششی متفکرانه در چشمانش داشت
[ترجمه گوگل]او در چشم او چشمک می زند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The office block was built as a speculative venture.
[ترجمه ترگمان ...

مترادف speculative

تفکری (صفت)
contemplative , meditative , speculative
مربوط به اندیشه (صفت)
speculative
احتکار امیز (صفت)
speculative

معنی کلمه speculative به انگلیسی

speculative
• intellectual; theoretical; of or pertaining to speculation
• speculative statements are based on guesses rather than knowledge.
• speculative financial deals involve buying or investing in something when it is cheap in the belief that it will soon become more valuable and therefore can be sold at a profit.
speculative channel
• investment channel in which it is possible to earn large profits by the risks are also high
speculative share
• share which is purchased for quick profit (and not for pure economic reasons)

speculative را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سمیه
سفته بازی در معاملات
حسین رحمانی
فرانگرانه، ماورایی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی speculative
کلمه : speculative
املای فارسی : سپکولتیو
اشتباه تایپی : سحثزعمشفهرث
عکس speculative : در گوگل

آیا معنی speculative مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )